چشمه ی رادیویی شبه ستاره ای

واژه کوازار شکل کوتاه شده نام کامل (چشمه ی رادیویی شبه ستاره ای) است. کوازارها را ابتدا در سال 1963 در نتیجه برنامه شناسایی اپتیکی کشف کردند. مکان رادیویی کوازار 3C273 با استتار ماه به دقت تعیین شد.

شناسایی اپتیکی این شیء و یک چشمه ی رادیویی دیگر، 3C48، اجسام ستاره مانند با خطهای گسیلی را نمایان ساخت؛ و در ابتدا فرض شد که اینها ستارگان رادیویی در کهکشان هستند. بررسی دقیق طیف آنها نشان داد که طول موج خطهای گسیلی به شدت به سرخ منتقل شده است.

اگر طول موج یک خط گسیلی در آزمایشگاه λ 0 و طول موج مشاهده شده λ 0 < λ باشد، می گویند خط با کسر z که از رابطه ی زیر به دست می آید انتقال به سرخ یافته است.

z = (λ – λ 0 ) / λ 0

معمولاً z را انتقال به سرخ جسم می نامند. برای z = .0158، 3C273 ، در حالی که برای z = .0367 ،3C48 است. (واژه انتقال به سرخ بدین منظور به کار می رود که نشان دهد انتقال به طرف انتهای سرخ طیف مرئی است.)

مقادیر بالا در مقایسه با انتقال به سرخ برای ستارگان کهکشان بسیار زیاد بودند. این اجسام چه بودند؟

کوازارها

در سال 1964 ترل پیشنهاد کرد که آنها ستارگان سریعی هستند که از کهکشان به بیرون پرتاب شده اند. اما، تفسیر پرطرفدارتر این بود که این انتقالهای به سرخ بر اثر انبساط عالم است. اگر برداشت اخیر درست باشد، کوازارها باید اجسامی در فاصلهء بسیار دور باشند، و برای این فاصله های زیاد آنها به اندازه ی کافی درخشان هستند که با ستارگان اشتباه گرفته شوند، پس باید ذاتاً بسیار توانمند باشند. بسیاری از کوزارها تغییرات سریع خروجی نور و امواج رادیویی را از خود نشان می دهند.

این موقعیت اندازه ی فیزیکی آنها را محدود می کند؛ زیرا برای اینکه جسمی در مقیاس زمانی مشخصهء T تغییر کند، اندازهء آن باید محدود به cT باشد، که c سرعت نور است. این محدودیت، ناشی از نسبیت خاص که با توجه به آن هیچ اغتشاش فیزیکی نمی تواند با سرعت بزرگتر از c منتشر شود، کوازارها را در واقع اجسام بسیار متراکمی می سازد. یک کوازار در مقایسه با اندازهء کهکشان می تواند مقدار انرژی قابل مقایسه ای را در واحد زمان از حجمی گسیل کند که گسترهء آن ممکن است فقط چند ساعت نوری باشد!

اکنون بیش از 10000 کوازار شناخته شده اند. فقط چند درصد کل آنها امواج رادیویی گسیل می دارند. بنابراین صفت اولیهء (چشمه ی رادیویی) را نمی توان در مورد تمام کوازارها به کار برد، اما بنیادگرایان ممکن است اصطلاح (شیء اختروش) یا (QSO) را ترجیح دهند.

گسیل رادیویی

در اوایل سالهای 1980، ماهوارهء نجومی پرتو X رصدخانهء اینشتین نشان داد که گسیل پرتو X یک جنبهء مشترک همهء کوازارها، و بسیار متداولتر از گسیل رادیویی است. معمولاً تصور می شود که گسیل پرتو X ناشی از درونی ترین ناحیهء کوازار است در حالی که گسیلهای اپتیکی و رادیویی از ناحیه هایی سرچشمه می گیرند که به ترتیب در قسمتهای خارجی تر قرار دارند.

اخیراً مطالعات چند طول موج QSO متداول شده است، همین طور برقراری ارتباط بین پدیدهء QSO با هسته های متراکم و فعال کهکشانهایی چون سیفرتها.

این امیدواری وجود دارد که بدین ترتیب دستاویز بهتری دربارهء مدلهای انرژی و این سیستم ها و تحول آنها به دست آوریم.

منبع: آشنایی با کیهان شناسی / جیانت ویشنو نارلیکار

“کاری از انجمن فیزیک گروه علمی فرهنگی آدنیا”

10 پاسخ
  1. مریم رضایی
    مریم رضایی گفته:

    تاحالا واژه کوازار رو نشنیده بودم برام خیلی جالب و جذاب بود ممنون

    • سارینا
      سارینا گفته:

      اره خیلی تخصصی وار بود منم که رشتم فیزیک نیست متوجه نشدم چیشد چی نشد ولی در کل خوب بود

      • علیرضا نصیری
        علیرضا نصیری گفته:

        نظر شما قابل احترام می باشد و در مطالب و پست های بعدی سعی می شود موضوع به گونه ای بیان شود که برای عموم قابل فهم و درک باشد.
        موفق باشید.

دیدگاه ها غیر فعال است.