راز (41)

از آنچه خدا به شما داده راضی باشید

راز خوشبختی این است از آنچه که دارید راضی باشید و لذت ببرید. افرادی که در زندگی راضی و قانع اند، قدر دان و شاکر آنچه در زندگی دارند هستند و با مقایسه ی آنچه خودشان و دیگران در زندگی دارند، نگران و ناراحت نمی شوند و حسرت آنچه ندارند را نمی خورند. با دانستن قدر و ارزش آنچه دارید و حسرت نخوردن آنچه ندارید یا نمی توانید به دست آورید، به شادی و آرامش خاطر بیشتری می رسید.

راز (42) 

به مسائل بی ارزش فکر نکنید

سعی کنید راجع به افراد و چیزهای که باعث رنجش خاطر و ناراحتی شما می شوند، کمتر فکر کنید. چیزهای بسیار زیاد و نامحدودی در زندگی هست که می توانید وقت خود را صرف فکر کردن به آنها کنید. اما بسیاری از ما تمرکز و توجه خود را تا حد زیادی معطوف به چیزهایی می کنیم که برایمان آزار دهنده و رنج آور است و ما را عصبی یا مضطرب می کند. لزومی ندارد آنچه شما را آزار می دهد را نادیده بگیرید و به آن کاملاً بی توجه باشید، اما انقدر هم روی آن تمرکز نکنید که مخل آسایش و آرامشی درونیتان شود.

راز (43)

با خانواده و دوستانتان رابطه نزدیک داشته باشید

با اعضای خانواده تان ارتباطی صمیمانه و نزدیک داشته باشید. وقتی اعضای خانواده در شهرها یا کشورهای دیگر باشند، فراموش کردن آنان آسان می شود و به قول معروف «از دل برود هر آنکه از دیده برفت.» در چنین شرایطی ما وقت و فکر کمتری را به آنان اختصاص می دهیم. لذا برای اینکه چنین شرایطی به وجود نیاید، بهتر است تماس خود را با آنان حفظ کنید و مسائل مختلف زندگی را با یکدیگر در میان بگذارید و از شرایط همدیگر باخبر شوید. به این ترتیب، ارتباط نزدیک تر و صمیمانه تری خواهید داشت و حس بهتری در درونتان به وجود می آید.

100 راز

راز (44)

میوه بخورید

هر روز مقداری میوه بخورید. خوردن میوه علاوه بر آنکه شما را سالم و شاداب نگه می دارد و برای بدنتان مفید است، باعث می شود، ضمن لذت بردن از خوردن میوه، علاقه ی کمتری نیز به خوردن تنقلاتی با ارزش غذایی بسیار پائین پیدا کنید و معده ی خود را از چیزهای بی خاصیت انباشته نکنید. به این ترتیب احساس بهتری از خودتان پیدا می کنید.

راز (45)

از تکنولوژی و فناوری نهایت استفاده رو ببرید

چگونگی کار با کامپیوتر و استفاده از آن را یاد بگیرید. افرادی که کامپیوتر استفاده می کنند، خواه هشت ساله باشند و خواه نود و هشت ساله، تجارب عالی و خوبی در خصوص شگفتی های فناوری نوین و همچنین جهان امروز به دست می آورند و لذت خواهند برد. چرا که امروز دیگر کامپیوتر وسیله ی ارتباطی خوبی بین مردم شده و اگر مجهز به آن و نحوه ی به کار گیری اش نباشید، از هر لحاظ از دیگران و جهان پر سرعت امروز عقب خواهید ماند و در خود احساس ضعف و ناتوانی خواهید کرد.

راز (46)

واقع بین و منطقی باشید

به صورت عینی و محسوس فکر کنید و واقع بین باشید. ما باید بتوانیم میزان پیشرفت خود را بسنجیم و بدانیم که اوضاع و شرایط رو به بهبودی است. شما نمی توانید یک هدف انتزاعی یا تخیلی را به انجام برسانید، زیرا هیچ گاه به طور قطع و یقین مطمئن نیستید که آیا می توانید آن را کاملاً اجرا کنید و به اتمام برسانید یا خیر.

راز (47)

به دیگران کمک کنید

در جامعه، همواره مشوق دیگران بوده و نقش حمایت کننده داشته باشید. همیشه وقت و فرصتی را برای کمک به دیگران اختصاص دهید، در جهت رفاه و آرامش دیگران گام بردارید، یا کسانی که دوستشان دارید و برایتان با ارزش و با اهمیت هستند، را یاری نمائید. شما با این قبیل کارها احساس بسیار بهتری در خود خواهید کرد و در عین حال رابطه تان نیز عمیق تر و صمیمی تر خواهد شد.

راز (48)

خودتان را سر زنش نکنید

خودتان را سرزنش و ملامت نکنید. گهگاه وقتی اوضاع آن طور که می خواهیم، پیش نمی رود و شرایط زندگی برایمان مساعد نیست، شروع به فهرست کردن اشتباهات خود و روش هایی می کنیم که معتقدیم به واسطه ی انجام آنها باعث بروز مشکل شده ایم و به بن بست خورده ایم.

اما این نوع طرز تفکر نه تنها سبب می شود که پریشان خاطر شوید و از لحاظ روحی بهم بریزید، بلکه با بر هم خوردن تمرکزتان باعث می شود ک نتوانید درست عمل کنید و تصمیم درستی در جهت رفع یا جبران آن بگیرید. واقعیت این است که هر وضعیت و شرایطی یا نتیجه ای برخی چیزهای است که در کنترل شماست و یا برخی چیزهایی که کنترلتان است. لذا با بروز شرایطی نامناسب و بد، این فکر و ذهنیت منفی را در خودتان ایجاد نکنید که فقط مقصر هستید. این کار نیز نوعی خود فریبی است. همیشه به خاطر داشته باشید که در این قبیل مواقع به جای متهم کردن خودتان و مقصر دانستن خود، به فکر راه چاره و نشان دادن واکنشی منطقی و معقول باشید.

100 راز

راز (49)

در صلح و دوستی پیش قدم باشید

طالب دوستی و صلح باشید. اگر بین اعضای خانواده یا دوستانتان مشکلی به وجود آمده که باعث تیره و تار شدن رابطه شان شده است، شما می توانید با حس کردن این موضوع نقش میانجی صلح را بر عهده بگیرید و بین آنها دوباره صلح و آشتی بر قرار کنید.

راز (50)

با حیوانات مهربان باشید

حیوانات با رفتارشان چیز های بسیار زیادی در مورد عشق و محبت به ما یاد می دهند. هر چه ما به حیوانات نزدیک تر و با آنها مهربانتر باشیم، محبت و لذت بیشتری از آنها دریافت می کنیم.

 

منبع: برگرفته از نوشته های دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

روانشناسی

روانشناسی یک شاخه علمی از علوم انسانی است. هدف روانشناسی مطالعه رفتار انسان است. روانشناسی مطالعه رفتار، و فرآیندهای ذهنی است. روانشناس کسی است که رفتار، شخصیت، روابط بین فردی، یادگیری و انگیزش را در انسان به شکل حرفه ای بررسی می کند. روانشناس می تواند برای عملکرد صحیح فرد برای چالش های زندگیش راهکارهایی ارائه دهد.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) ازقسمت دیدگاه های پست
۲) با پرکردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

روانپزشک

فردی است که ابتدا دوره پزشک عمومی را طی کرده است. برای تخصص رشته روانپزشکی یا اعصاب و روان را بر می گزینند. همانطور که، از عنوانش پیداست؛ او یک پزشک متخصص است. در صورت نیاز می تواند برای مراجعه کنندگان دارو تجویز کند.

تفاوت روانشناس و روانپزشک

روانشناس فرد متخصصی است که، با علاقه به دل مشغولی های شما گوش می دهد. همچنین روانشناس می تواند درک بهتری از شما داشته باشد تا با کارآمدی بیشتری با مشکلتان روبرو شوید. روانپزشک علاوه به مطالب ذکر شده اجازه تجویز دارو را نیز دارد.

عدم تمایز روانشناس و روانپزشک

علت این تمایز این است که گاهی، حتی قشر تحصیل کرده هم این دو را با هم اشتباه می گیرند. در گفته های مردم شاید شنیده باشید: مگر من دیوانه ام که به روانشناس مراجعه کنم. این درحالی است که روانشناس اصلاً با افراد دیوانه و مجنون سروکار ندارد. عده ای از افراد هم به غلط این بیماری ها را ناشی از چشم زخم و دعا می دانند. مشکل مراجعه به دعا نویس هم همین مطلب است.

باور اشتباه رایج بین مردم در رابطه با روانشناس

زمانی که فرد تصور می کند، افسردگی وجود ندارد. آنچه او یا اعضای خانواده اش دچار شده اند تنبلی و بی مسئولیتی است. طبعاً برای درمان اقدامی نمی کنند. حتی اگر باور داشته باشد استرس نشانه، مسئولیت پذیری است. حتی خیال کند؛ همه آدم ها بر اثر مکافات و گرفتاری های زندگی دچار اضطراب و غم می شوند. نتیجه گیری این می شود؛ وقتی نمی شود فقر و نداری را برطرف کرد. برای این نشانه ها و درمان نیز نمی شود کاری کرد و به روانشناس مراجعه کرد.

واقعیت سلامت روح و روان

اگر از ما بپرسند آیا به سلامت بدن خود اهمیت می دهید: بی شک پاسخ همواره مثبت است. وقتی صحبت از سلامت روح می شود، با کمی درنگ سؤال را در ذهن تکرار می کنیم. شاید هم بی درنگ پاسخ مثبت دهیم اما در پس ذهن خود واقعیت را ورق می زنیم.

چه کسانی باید به روانشناس و روانپزشک مراجعه کنند

افرادی که دچار اختلالات خفیف نظیر اضطراب یا افسردگی خفیف یا فوبیا باشند نیازمند مراجعه به روانشناس هستند. بعضی از این موارد خفیف با روان درمانی و مشاوره هایی متناسب هر فرد می تواند برطرف شود. زمانی که فرد اختلالی غیر عادی را در روحیات خود مشاهده می کند لازم است به یک روانشناس مراجعه کرده.

روان

به بیان دیگر

در مواردی نیز فرد دچار روان پریشی، توهم و اختلالات شدیدی می شود. همچون بدبینی های شدید، پرخاشگری های غیر قابل کنترل، وسواس های شدید، اضطراب های شدید. در همچنین مواردی که از راه روان درمانی برطرف نشده نیاز به تجویز دارو توسط روانپزشک است.

برخی در توصیف روانشناسان 

برخی میگویند: کار آنها حرف زدن است، و حرف هم که باد هواست. تقلیل دادن این درمان پزشکی به (حرف زدن) البته که درست نیست. همین زمینه باعث شده است، خیلی ها روانشناسی را به اندازه ای که باید، آسیب شناسانه نگاه نکنند. بسیاری دانشجویان روانشناسی معتقدند (روانشناسی نمی تواند آسیب زا باشد و اگر تأثیری داشته باشد این تأثیر حتماً در جهت مثبت است).

تفکر اشتباه در امور زندگی

البته گاهی افراد بدون داشتن علائم خاصی و فقط به بهانه یک سردرگمی شدید در امور زندگی نیازمند کمک روانشناس می شوند. این افراد نه دیوانه هستند، و نه احتیاج به بستری شدن در بیمارستان روانی دارند. اما شاید از این هم صحبتی کار را برای فرد دشوارتر کند.

مشاهدات نشان میدهد به جز در مواردی معدود تقریباً تمام مراجعین به خاطر یک سردرگمی حاضر به مراجعه شده اند. این در حالی است که درمان تنها بخشی از رسالت این متخصصان است.

متأسفانه در کشور ما اگر کسی پیش روانشناس برود برایش متأسف می شوند. در ضمیر ذهن خود می گویند: حتماً مشکل روحی و روانی داشته است.

تفکر اشتباه در ارتباط انتخاب روانشناس

عده ی زیادی از مردم هستند که در زندگیشان به مشکل بر میخورند. آنها با پرس و جو کردن و یافتن یک روانشناس یا پزشک دهن پر کن به سراغش می روند. مشکل را بیان کرده و به دنبال جواب پاسخشان و عمل به آن ها هستند. سوالاتی مانند:

با او ازدواج کنم یا نه؟

در شغل فعلی بمانم یا شغلم را عوض کنم؟

کنکور را در زمان باقی مانده قبول می شوم یا نه؟

و …

از جمله سوالاتی است که به خاطرش سراغ مشاور، می روید یا رفته اید.

مشکل رایج رفتن پیش روانشناس یا روانپزشک

یکی از بدترین شنیده ها رفتن مردم پیش روانپزشکانی است که به سرعت قرص تجویز می کنند. هزاران نام بدون علت بر روی بیمار میگذارند حتی با کمترین علامت ها. این ها همان کسانی هستند که معمولاً هیچ چیز از عمق وجود انسان درک نکرده اند. تنها انسان را مانند یک ماشین مکانیکی می بینند. دلیل آنها مثلا برای افسردگیش؛ به هم خوردن هورمون ها است.

بنابراین تنها با قرص هایی که عوارض دارند، صورت مسأله را به صورت موقت حل می کنند. بدون اینکه مشکل، ریشه ای و از درون ذهنش حل شده باشد. مثلاً در مورد بیماری افسردگی نکته هایی را آگاه باشید. افسردگی بیماری شیمیایی نیست که بخواهد با دارو حل شود. ریشه افسردگی دقیقاً به شرح ذیل وابسته است.

نگاها

باورها

نگرش ها

زاویه دید غالب به زندگی

ضمیر ناخودآگاه

البته که موارد گفته شده با کمی آموزش در درون قابل حل می باشد.

جلسات روان درمانی و مشاوره نه تنها عیب نیست. مخصوصاً برای مواردی مانند ازدواج نشان دهنده ی درک بالای زوجین است. اگر شما هم عقیده دارید نیاز به روانشناس ندارید شاید نظرتان عوض شود.

تعریف مشاوره

مشاوره یک جریان آموزش است. از طریق رابطه بین دو نفر صورت می گیرد. مشاوره با داشتن مهارت ها و صلاحیت های علمی مراجع را یاری می دهد. مراجع را در شناحت خود کمک می دهد. با استفاده از این بینش کسب شده هدف ها را به طور واقع بینانه درک میکند. این درک باعث می شود، فرد خلاق تر و شادمان تر در جامعه ظاهر شود.

روان

در چه زمانی پیش مشاوره می رویم

فرزندتان را با کمترین درصد اشتباه پرورش دهید.

پیچ و خم های رفتار و هیجان های فرزندتان را بشناسید.

در آستانه ازدواج قرار دارید.

و…

 

آژیر ذهن

الفبای زندگی از دید روانشناس
خودتان را جدا سازید.
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

هدف مشاوره

ارائه توصیه و کمک که مراجع در به کار بردن آن آزاد و مختار هستند. در رابطه، مشاوره و مراجع هیچ اجباری نیست، در این صورت تحمیل عقاید است. مضمون مهم در مشاوره، برقرار شدن ارتباط مکرر بین مراجع و مشاوره است. یک جلسه مشاوره برای گفتگو، و حل مشکلات پیچیده انسانی کافی نیست. گاهی جلسات متعدد مشاوره ضروری است.

شما با مطالعه یک کتاب، احساس می کنید رنج هایتان کاهش پیدا کرده است. در این عمل، ارتباط مستقیم شخص با شخص وجود ندارد، اینکار نمی تواند مشاوره باشد. به عبارت دیگر دریافت اطلاعات یا تسکین روحی از راه مطالعه کتاب، مشاوره نیست.

درمانگر

درمانگر به شناختن نگرش غیر حقیقیتان، نسبت به خود، دنیا و آینده کمک می کند. درمانگر شما را به سمت زندگی سالم تر هدایت می کند. همچنین باعث پیدا کردن الگوهای رفتاری و فکری جدیدی می شوید.

درمانگر به حرف های شما گوش می دهد. درمانگر شما را در فهمیدن درمان متمرکز بر درمان جو و روان درمانی بی رهنمود بهتر احساسات کمک می کند.

درمانگر هدفش کشف تجربیات و احساسات نیمه آگاه و عمیق مرتبط به زمان کودکی شما است.

روان درمانی

درمانگری آموزش دیده به شکل حرفه ای است. روان درمانی یا درمان روانشناختی روشی است، در رابطه با مشکلات و اختلالات روانی انجام میگیرد.

روان درمانی کاربرد آگاهانه و عمدی روش های بالینی است. روان درمانی ماهیت عاطفی دارد. هدف آن تغییر در موارد ذیل می باشد:

رفتارها

تشخیص ها

هیجان ها

هدف ارتباطی

برطرف ساختن

تعدیل کردن

کند ساختن نشانه ها

الگوهای آشفته رفتار

کمک به رشد و نمو مثبت

تعالی بخشیدن به شخصیت

مراجعه به روان درمان طبق معمول حاوی قضایای متعددی است، از قبیل:

افسردگی

اختلال وسواس

استرس های قطعی مثال استرس امتحان

انواع ترس و فوبیا

غم و اندوه شدید

بازرسی خشم

روان درمانی مقدور است جلسات محدودی وقت بگیرد حتی سال های زیادی طول بکشد. این مسئله بستگی به وسعت مشکلات شما دارد. شما باید به طور جدی در مورد اینکه چه مدت تحت درمان باشید تصمیم بگیرید. شما نه “درمانگر” تصمیماتی که می گیرید روی زندگیتان تأثیر مهمی دارد.

تفاوت مشاوره و روان درمانی

برای این که بدانیم به مشاوره یا روان درمانگر مراجعه کنیم، باید تفاوت ها را بشناسیم.

مهمترین اختلاف 

هدف مشاوره پیش گیری است ولی هدف روان درمان معالجت. این مهمترین تفاوت آن ها است. مشاوره بیشتر از روان درمانی، به امر تشخیص در مراجع می پردازد.

مشاوره و روان درمانی

شما برای اتفاقی که پیش آمده نباید به مشاوره مراجعه کنید. باید گذشته از این که مشکل رخ دهد، پیش مشاوره بروید تا جلوی اتفاق را بگیرید.

مشاوره به موارد عادی و ساده زندگی می پردازد.

ولی در مقابل روان درمانی

به مریضی روانی، مرضی، درگیری ها و ناسازگاری های شخصیتی عمیق دقت دارد.

خدمات مشاوره و روان درمانی

بیشتر در مدارس و سازمان های تربیتی، اجتماعی انجام می شود. تعداد جلسات و ساعات کمتری را در بر می گیرد. همچنین اموری را مورد بررسی قرار می دهد که فرد آگاهی کامل به آن ها را دارد.

ولی در مقابل روان درمانی

سروکار روان درمانی با امور روانی است، و بیشتر در بیمارستان ها انجام می شود. تعداد جلسات و ساعات بیشتری به نسبت مشاوره دارد. همچنین روان درمانی به وجدان ناخودآگاه مراجع دقت می شود.

پایه اساس مشاوره و روان درمانی

در مشاوره، به مراجع از جهات ذیل کمک می شود:

استقلال

تصمیم گیری

خودیاری

رفع مشکلات

در مقابل در روان درمانی

قضایای مرتبط با تضادهای درونی فرد است.

نکته: کار مشاوره در اصل کمک مرتبط به خلاقیت است.

کار روان درمانگر درمان مریضی های روانی است

تشخیص مشاوره و روان درمانی

مشاوره و مراجع فقط با هم صحبت می کنند، و طی چندین چلسه در مورد مشکلات فرد به نتیجه می رسند.

در مقابل در روان درمانی

در محاسبه و تشخیص، غالباً از گفتگو بالینی بهره گیری می کنند. گرفتن تست و وسایل روان سنجی نیز در این رشته مورد نیاز است.

نکته:

مشاوره بیشتر از روان درمانی، به امر تشخیص در مراجه می پردازد. در روان درمانی، قضایای عاطفی حاد کمتر بررسی می شود. روان درمانی در پی دستیابی به هدف های بازسازی است. مشاوره در پی دست یافتن به هدف های باز پروری است.

روان

روانشناسی

شاید از دید بسیاری از افراد روانشناسی فقط صحبت کردن است و هیچ سختی در آن وجود ندارد.

همین دید اشتباه، باعث شده است روانشناس ها هیچ یک از لذت های ذیل را از درون حس نکنند:

لذت دانستن رفتارها، فکرها، احساس ها

به چالش کشیدن خطای ذهن و باورها

فهماندن چراها و هستی ها

پذیرش انسان ها بدون هیچ قید و شرطی

شکستن بغض ها و همدلی با دردها

قابل اعتماد و راز دار بودن ها

فهماندن زندگی در زمان حال

آرام کردن بیتابی در سوگ از دست دادن عزیزترها

دور ریختن نگرانی خود و نگران نگرانی های دیگران

قوی بودن و محکم بودن در برابر ناکامی ها

شنیدن حرف های فریاد نشده حتی پس از سال ها حبس در سینه

و لذت به پای مرگ کشیده نشدن و امید زندگی به ناامیدها

لذت مشاوره و روانشناس بودن تمامی ندارد. حذف همه ی این لذت تنها به خاطر تفکر افراد به روانشناس اهمیت ندارد.

تنها یک چیز در دید روانشناس مهم است: پشت هر رفتاری دنبال نیازهای برآورده نشده ی انسان هایی باشی که به کمک تو احتاج دارند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) ازقسمت دیدگاه های پست
۲) با پرکردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

راز (31)

نرسیدن به هدف موجب دلسردی می شود

اگر نتوانید به اهدافتان برسید. اهدافتان به شما ضربه خواهد زد. افرادی که نمی توانند، به هدف های مورد نظر خود دست یابند، بی انگیزه و دلسرد می شوند. شما باید اجازه دهید که اهدافتان همگام با شرایط زندگیتان گسترش یابد. با مد نظر قرار دادن و تغییر الویت هایتان اهدافتان نیز باید تغییر کند و بروز شود.

راز (32)

ورزش، تضمینی برای سلامت شما

نرمش و ورزش کنید. افرادی که مرتب نرمش و ورزش می کنند، سالم تر و شاداب تر هستند. خواه ورزش های سنگین و خواه ورزش های سبک. پیاده روی های مرتب و طولانی که باعث احساس بهتری می شود. این قبیل افراد نه تنها احساس بهتری از خودشان دارند، بلکه از زندگی خود نیز بیشتر لذت می برند.

راز (33)

کارهای کوچک نیز مفاهیم بزرگی دارند

کارها و مفاهیم کوچک نیز مفاهیم بزرگ و با اهمیتی دارند. مواردی همچون لحن کلامتان، کلمات و عبارات خاصی که در طی گفتگوهای روزانه به کار می برید. حتی حالت های مختلف چهره تان، انتقال دهنده مفاهیمی اساسی و قابل توجه دیگران است. موارد گفته شده سهم عمده ای در روابط ما با آنان دارد.

راز (34)

اتفاقات مهم نیست، بلکه فکر شما مهم است

آنچه رخ می دهد خیلی اهمیت ندارد. چگونگی تفکر و طرز فکر شما در مورد آن مهم است. هیچ راه و روش مشخصی برای گفتن این موضوع وجود ندارد. آیا شما زندگی خوبی داشته اید؛ یا روز و ساعت خوبی را سپری کرده اید یا خیر. رمز موفقیت شما در زندگی صرفاً مبتنی بر نوع قضاوتتان از زندگی است.

راز (35)

با دوستان و خانواده خود علایق مشترک داشته باشید

با افراد مورد علاقه و محبوب حود، علایق و وجوه مشترک بیشتری داشته باشید. چنین چیزی باعث می شود که با اعضای خانواده و دوستانتان حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشید. به این ترتیب می توانید ارتباط بسیار صمیمانه تر و عمیق تری را تجربه کنید. البته صرفاً یک رابطه معمولی یا اجباری بین شما نباشد و مجبور به برقراری آن نشوید.

هدف

راز (36)

بخندید و شاد باشید

بخندید و شاد باشید. وقت و انرژی خود را صرف فکر کردن و ارزیابی به اینکه آیا موضوع مورد نظر شما ارزش شاد شدن و خندیدن را دارد نکنید. همواره دلایل، مفرح بودن موضوع مورد نظر را از خودتان نپرسید. یا اینکه مردد نباشید آیا موضوع برای دیگران هم به اندازه خودم، جالب و خنده دار است یا نه. صرفاً بدون هیچ وسواس فکری واکنش نشان بدهید و با خندیدن و شاد شدن از آن لذت ببرید.

راز (37)

نگذارید زندگیتان بر روی یک چیز متمرکز شود

نگذارید که تمام زندگیتان صرفاً معطوف به یک جنبه و بخش شود. زندگی شما شامل جنبه ها و وجوه، بسیار مختلف و متفاوتی است. از این رو ذهن خود را  آن قدر روی یک جنبه از زندگیتان متمرکز نکنید. البته که در صورت برآورده نشدن سرخورده و غمگین بشوید و نتوانید از زندگیتان لذت ببرید. اگر چیزی تمام ذهنتان را معطوف خودش کند، آنگاه با از دست دادنش شادی ها در وجودتان می میرد. اما باید بدانید که اشخاص و چیزهای دوست داشتنی مورد علاقه وجود دارد که می تواند ذهنتان را معطوف خود کند.

راز (38)

افکار و امیال درونی تان را در زندگی خود حبس نکنید

افکار و امیال درونیتان را با دیگران درمیان بگذارید. افکار، احساسات و امید و آرزوهایتان را در وجودتان حبس نکنید و به بروز و بیان آن ها بپردازید. آن ها را با اعضای خانواده و دوستانتان در میان بگذارید. افرادی که این افکار و احساسات را حبس می کنند و بروز نمی دهند منزوی و تنها می شوند. این قبیل افراد بر این باورند که دیگران آن ها را درک نمی کنند.

اما افرادی که افکار و احساسات خود را با دیگران در میان می گذارند، احساس می کنند مورد حمایت و توجه هستند. لذا احساس رضایت و آرامش بیشتری در خود می کنند، حتی اگر اوضاع آن طور که می خواهند دقیقاً پیش نرود.

راز (39)

در زندگی فعال باشید

پرکار بودن و مشغله داشتن بهتر از بیکاری و کسالت است. همیشه کاری برای انجام دادن پیدا کنید و در پی انجام کاری باشید. هدف مشخصی برای خود تعیین کنید. زیرا این احساس که ما کارهای زیادی برای انجام دادن داریم خیلی بهتر است از اینکه هیچ کاری برای انجام دادن نداشته باشیم.

راز (40)

موفقیت شما در دست خودتان است

رضایت داشتن امری نسبی است. شادی و رضایت شما از زندگی به نسبت هدف مقیاسی است که شما برای خودتان تعیین کرده اید. اگر همین الأن شادی و رضایت خود را مقابل دو یا سه لحظه ی بزرگ زندگیتان بسنجید اغلب غمگین خواهید شد. آن لحظه ها را نمی توان دو یا سه برابر کرد یا برگرداند.

اگر رضایت امروزتان را در مقابل هدف برخی روزهای سختی که داشته اید بسنجید. تمام دلایل موجود جهان را برای داشتن قدر و ارزش همین لحظه خواهید داشت.

 

منبع: برگرفته از نوشته های دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

راز (21)

در محافظت و مراقبت از دیگران معقولانه عمل کنید 

بیش از حد در زندگی نقش محافظ و مراقب را ایفاء نکنید. بدیهی است که هیچ یک از ما نمیخواهیم که شخص محبوب و مورد علاقه مان متحمل آسیب یا صدمه شود. باید اجازه دهیم که او نیز اختیار زندگی را داشته باشد و بعضی اوقات برای خودش تصمیم بگیرد.

صرف زمانهایی برای نگران شدن و سعی در ممانعت از انجام برخی کارهای مورد نظرش که به نظر ما مطمئن نیست به خودی خود ریسک بزرگی است. باعث می شود که ما همواره و در تمامی اوقات دل نگران و ناآرام باشیم و تمرکزمان را در زندگی از دست بدهیم.

 

راز (22)

خود خواه و زیاده خواه نباشیم

توجه داشته باشید که شما ممکن است آنچه می خواهید و جستجو می کنید را به موقع داشته باشید. ما اغلب فراموش می کنیم که، با نشستن درگوشه ای و خلوت کردن با خود و اندیشیدن، ببینیم از کجا شروع کرده ایم و اکنون کجا هستیم. تمایل و گرایش انسان این است که همواره بیشتر و بیشتر بخواهد.

در واقع انسان موجودی زیاده خواه و افرون طلب است. اما رویکرد بهتر این است که همواره یادتان باشد از کجا شروع کرده اید، چه میزان پیشرفت داشته اید. همچنین قدردان و شاکر آنچه به دست آورده اید باشید.

آدنیا

راز (23)

نگذارید اعتقادات مذهبی تان از بین برود

اجازه ندهید که باورها و عقاید مذهبی تان کمرنگ یا محو شود. مذهب و اعتقادات مذهبی می تواند به ما راه و روش هایی را نشان دهد. با دنبال کردن آن ها در زندگی و دنیا، می توانیم از بروز اتفاقات بد و نادرست جلوگیری کنیم. مذهب می تواند به ما یاد دهد که بیشتر آنچه می بینیم، آنچنان پیچیده و مبهم است. نمی توانیم پی ببریم که چرا و چگونه اتفاق می افتد.

راز (24)

به حرف خود عمل کنید

به آنچه می گوئید عمل کنید و در انجامش تأخیر نداشته باشید. هیچ چیزی بیش از آنچه می گوئید اما هیچ گاه آن را عملی و اجرا نمی کنید، باعث از بین رفتن انگیزه برای پیشرفت نخواهد شد. چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی کاری خود بسیار مهم و حیاتی است. ذهن خود را به انجام آنچه می گوئید، متمرکز کنید و خود را متعهد و ملزم به انجامش بدانید.

راز (25)

با نزدیکان و دوستانتان پرخاشگر نباشید

با اعضای خانواده یا دوستان خود پرخاشگر و متخاصم نباشید. حتی اگر حق با شماست و درست می گوئید، باز هم نیازی به این برخورد نیست. با خصمانه و خصومت آمیز واکنش نشان دادن، هیچ چیزی به دست نمی آید. برعکس خیلی چیزها هم از دست می رود. همیشه سعی کنید با افراد مورد علاقه تان رفتاری محبت آمیز و مهربانانه داشته باشید. همواره به خاطر داشته باشید که این قبیل افراد تا چه حد برایتان مهم تر و با ارزش تر از موضوعی هستند که در موردش با یکدیگر به بحث می پردازید.

100 راز خوشبختی

راز (26)

مشوق حرکت جمعی و گروهی باشید

از کارهای جمعی و گروهی، به خصوص در خانه و با اعضای خانواده، حمایت کنید. مشوق چنین کارهایی باشید. زندگی همواره فراز و نشیب های زیادی دارد. همکاری با دیگران، همچون تشویق و حمایت تیم ورزشی مورد علاقه تان، به شما کمک می کند تا این احساس در وجودتان شکل بگیرد که بخشی از جامعه هستند. در این صورت پی خواهید برد که چقدر با اطرافیان، دوستان و همسایگان خود وجه مشترک و تفاهم دارید.

راز (27)

خودتان را در زندگی دست کم نگیرید

هر موضوعی را با موفقیت مرتبط یا اشتباه نگیرید. شما موفق تر و بهتر از فردی هستید که مورد توجه و تشویق قرار می گیرد. نه ناموفق تر و بدتر از او، و بزرگی خانه اش یا عملکرد شرکت سرمایه گذاری اش. یادتان باشد که به واقع چه چیزی در زندگی برایتان اهمیت و ارزش دارد و در زندگی خود به دنبال چه هستید.

راز (28)

رابطه های زندگی متفاوت است

هر رابطه ای با رابطه دیگر تفاوت دارد. اگر قبلاً از رابطه ای که با یک دوست یا عشق سابق تان داشته اید، دلسرد و رنجیده خاطر شده اید، هچنین باعث از دست دادن انگیزه در برقراری ارتباط شده اید دانستن این نکته ضروری است. هر رابطه ای متفاوت از رابطه دیگر و منحصر به فرد است. اجازه ندهید که تنش و اختلاف با یک فرد، شما را متقاعد کند که قابلیت یار، دوست خوب و فردی دوست داشتنی را برای اعضای خانواده و دوستانتان ندارید.

راز (29)

فکر نکنید که اگر چنین شود، آن گاه چه می شود؟

فکر نکنید (اگر چنین شود، آن گاه چه می شود؟). صرف زمان خود را برای مجسم کردن اینکه اگر بعضی از چیزها را تغییر داده بودید. چه پیش می آمد یا اگر برخی تصمیمات را در زندگی تان گرفته بودید، چه می شد. کاری نامعقول است و باعث می شود که شما ناراضی باقی بمانید و در حسرت گذشته باشید.

همیشه فکر کنید که چگونه می توانید با انجام کارهایی پیشرفت کنید. همچنین آینده خود را رقم بزنید. هیچ گاه زمان حال و امروز خود را، با فکر کردن در این خصوص که چگونه می توانستید گذشته خود را تغییر دهید، تلف نکنید.

راز (30)

برای رسیدن به هدف زندگی داوطلب باشید

همواره داوطلب و آماده باشید. هر جامعه ای دارای فرصت های بی شمار است. البته که باید از آن ها خوب استفاده کنید. همچون یک مدرس و معلم آماده باشید. هر کاری که شما انجام می دهید، نه تنها مؤثر برای پیشبرد جهان است بلکه کمک به خودتان نیز است. افراد داوطلب و آماده احساس خوبی از خودشان دارند. این قبیل افراد هدفمند هستند. احساس قدر دانی در وجودشان شکل گرفته است.

کمتر اتفاق می افتد در زندگی خود خسته و بی حوصله شوند یا احساس یکنواختی کنند. افراد داوطلب و آماده، اجر و پاداش هایی را تجربه می کنند که آن ها را نمی توان به طریقی دیگر به دست آورد. حتی اگر زمان یا مهارت زیادی نیز ندارید، با اختصاص یک ساعت از وقت خود در ماه به دلایل کارهایی که انجام می دهید بیشتر تأمل کنید.

 

منبع: نوشته هایی از دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

راز (11)

دوستی و صمیمیت، مسائل مالی را از بین می برد

دوستی و صمیمیت، پول و مسائل مالی را مغلوب می کند. اگر می خواهید بدانید که آیا مردم شاد و خوشبخت هستند یا نه، از آنان راجع به اینکه چه مقدار پول در بانک دارند، سوال نکنید. از آنان نپرسید که حقوقشان چقدر است. بلکه از آنها در خصوص دوستانشان سوال کنید.

راز (12)

واقع بینانه زندگی کنید

در زندگی انتظارات واقع بینانه و معقول داشته باشید. افرادی که در زندگی احساس خوشبختی می کنند و خوشحال هستند، هر آنچه می خواهند را به دست نمی آورند، بلکه اکثراً آنچه به دست می آورند را می خواهند و خواهانش هستند. به بیان دیگر، آنان با انتخاب کردن و اهدافی که برایشان قابل دستیابی است و همچنین ارزش دادن به آن اهداف، بازی زندگی را به نفع خودشان پیش میبرند.

این قبیل افراد هر فرصتی را مغتنم می شمرند و آن را می قاپند. اما افرادی که از زندگیشان احساس رضایت نمی کنند، اغلب اهداف بلند پروازانه و غیر قابل دسترسی را برای خود در نظر می گیرند و به این ترتیب خود را در معرض شکست و ناکامی قرار میدهند. از سوی دیگر افرادی که اهداف بلند پروازانه و بزرگی را برای خودشان تعیین می کنند و با خوش اقبالی نیز به آن اهداف می رسند، خوشحال تر و راضی تر از افرادی نیستند که اهداف معمولی تر و قابل دسترسی تری را برای خود تنظیم کرده و به آنها دست می یابند.

اینکه شما در حال سنجش و تعیین موقعیت تان در محل کار یا روابط تان با خانواده هستید یا نه، صرفاً با تصاویر ذهنی و خیال پردازانه از ثروتمند ترین فرد در جهان یا ایده آل ترین خانواده در جهان آغاز نمی شود. پس با واقعیت زندگی کنید و سعی و تلاش تان صرفاً معطوف به این باشد که اوضاع و شرایط را بهتر کنید، نه ایده آل و کامل.

 

راز (13)

انعطاف پذیر باشید

نسبت به ایده ها و نظریات جدید انعطاف پذیر باشید. هیچوقت فکر نکنید که دیگر همه چیز را می دانید و نیازی به یادگیری بیشتر ندارید. متناسب با شرایط موجود، ذهن و فکر خود را سازگار کنید؛ زیرا جهان همواره در حال تغییر و تحول است .

اگر خود را نسبت به آنچه از قبل می دانید، محدود کنید و از آنچه تا به حال در زندگی به دست آورده اید و با آن احساس آرامش و راحتی می کنید، محدود نمایید- با گذشت زمان و افزایش سن- هر روز بیش از پیش نسبت به شرایط پیرامون خود و افرادی که می شناسید و در اطرافتان هستند، احساس دلسردی و بیگانگی خواهید کرد.

راز(14)

علاقه تان را ابراز کنید

به دیگران بگویید تا چه حد برایتان مهم هستند. ارتباط های مفید و سازنده براساس احترام، قدر دانی و حق شناسی متقابل به وجود می آید و در این میان هیچ روشی برای بروز این نوع احساسات، بهتر از این نیست که به فرد مورد نظرتان بگویید که تا چه حد برایتان اهمیت دارد و چه قدر برایش ارزش و احترام قائلید.

راز (15)

مثبت بیندیشید

اگر در مورد موضوعی اطمینان ندارید، راجع به آن مثبت حدس بزنید و از حدس ها و خیالات منفی اجتناب کنید. افراد بدبین و ناراضی موقعیتی را صرفاً براساس حدس و گمان در ذهن خود در نظر می گیرند و براساس آن به نتیجه گیری منفی می رسند.

برای مثال، اگر مطمئن نیستید که چرا شخص رفتار مؤدبانه و خوبی نسبت به آنها ندارد، فرض را بر این می گذارند که آن شخص باید بسیار خودخواه یا متکبر باشد. اما افراد خوشبین و خوشبخت در شرایط مشابه، با خوش بینی و حسن نیت به موضوع مورد نظر فکر می کنند و ذهن خود را درگیر نتیجه گیری های منفی نمی کنند.

راز (16)

به خودتان ایمان داشته باشید

خودتان را باور داشته باشید و به خود اطمینان کنید. هیچ گاه توانایی های خود را نادیده نگیرید و از خودتان قطع امید نکنید. اگر خودتان را باور نداشته باشید و به خود باوری نرسید، این موضوع در اعمال و رفتارتان نیز بروز می کند و نمی توانید عملکرد خوب و مناسبی داشته باشید.

راز (17)

مغرور نباشید

بیش از حد به خودتان اعتماد نکنید. خودباوری و اعتماد به خود به این معناست که خود را فردی توانا و لایق بدانید و نه این که فکر کنید هیچ گاه مرتکب خطا و اشتباه نخواهید شد. تصور نکنید چون فردی با استعداد و ماهر هستید، دیگر لازم نیست از دیگران چیزی یاد بگیرید و در هر زمینه ای علامه دهر هستید، یا هیچ گاه نباید مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرید.

روی خودتان حساب باز کنید، اما نه بیش از انتظار و توانایی تان.

راز (18)

مشکلات به تنهایی قابل حل نیست

به تنهایی به مواجهه و مقابله با مشکلات نروید. زیرا به این ترتیب مشکلات و نا ملایمات غیر قابل حل به نظر می رسند. ما انسان ها مخلوقاتی اجتماعی هستیم که باید مشکلات و مسائل خود را با یکدیگر در میان بگذاریم، خواه با افرادی که به ما بیشترین اهمیت را می دهند یا آنهایی که قبلاً با همان مشکلات مواجهه شده اند و می توانند ما را به خوبی درک کنند.

وقتی ما تنها هستیم، مشکلات دشوارتر و عمیق تر از آنچه هستند به نظر می رسند. ما با در میان گذاشتن و مطرح کردن مشکلاتمان می توانیم با گرفتن نظرات دیگران، موضوع را از زوایای دیگری نیز بررسی کرده و بهتر به راحل برسیم.

راز (19)

افراد مسن هم می توانند خوشحال باشند

از افزایش سن و پا به سن گذاشتن نباید نگران بود. افراد میانسال و مسن نیز به اندازه افراد جوانتر می توانند شاد و خوشحال باشند. براساس آمار و گزارش های موجود، افراد مسن میانسال نیز به اندازه افراد جوان از زندگی راضی و خشنود هستند و لذت می برند.

راز (20)

در امور خانه برنامه ریزی کنید

به طور روزانه کارهای خانه را برنامه ریزی کنید. ما اغلب احساس می کنیم که غرق در کارهای روزانه ای می شویم که باید به طور مداوم و مستمر انجام گیرد. آشپزخانه زا تمیز می کنیم، اتاق نشیمن باید جارو شود، حیاط را باید جارو کرد، و ده ها کار دیگر هر روز باید انجام شود.

بهتر است به جای مواجهه شدن با کارهای بی پایان روزمره، طرح و برنامه ای معقول و شدنی در نظر بگیرید. بدین ترتیب هر روز فرصتی مشخص و معین خواهید داشت که طبق برنامه ریزی قبلی انجام می شود. با این شیوه، سردرگم و متحیر نمی شوید و می دانید که هر روز چه میزان کار دارید.

 

منبع: برگرفته از نوشته های دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

راز (1)

زندگی خود را مشخص و هدفمند دنبال کنید

شما در زندگی خود باید معنا و هدف داشته باشید. شما به این دنیا نیامده اید که فقط فضا را اشغال کنید یا یک شخصیت فرعی در فیلم زندگی شخص دیگری باشید. مطمئن باشید که اگرشما به دنیا نمی آمدید، هیچ چیزی آن طور که الان هست نبود.

در آن صورت تمام مکان هایی که رفته اید و تمام افرادی که با آن ها به صحبت و گفتگو پرداخته اید، با آنچه امروز در مواجهه با شما هستند، تفاوت داشتند. ما انسان ها همگی بهم مرتبط و وابسته ایم و به همین دلیل همه ی ما تحت تأثیر تصمیماتی که دیگران اتخاذ میکنند و حتی ماهیت و موجودیت آن ها که در اطراف ما هستند، قرار میگیریم.

راز (2)

خوشبختی یا بدبختی در دستان خودتان است 

از یک خط مشی و تدبیر مشخصی برای شادی و خوشبختی استفاده کنید. تصور ما این است که افراد شاد یا خوشبخت و غمگین یا بدبخت به همان صورت خلق می شوند و چاره ای جز قبول این واقعیت ندارند. اما واقعیت این است که هم افراد خوشبخت و هم افراد بدبخت خودشان مسبب انجام کار هایی هستند که باعث ایجاد و تقویت چنین احساسات و رفتار هایی در وجودشان می شوند.

افراد شاد و خوشبخت شرایط لازم را برای شادی و سعادت خود فراهم میکنند. افراد ناراضی و نگون بخت نیز همچنان به انجام همان کارها و رفتارهایی ادامه می دهند که باعث تأسف، دلواپسی و ناراضی بودنشان می شود.

راز (3)

لازم نیست همیشه برنده باشید

شما لازم نیست همیشه در بازی و مسابقه زندگی برنده باشید. افرادی که بیش از حد حس پیروزی و رقابت جویی در وجودشان است و همیشه نیاز به برنده شدن دارند، کمتر از انجام دادن کارها لذت می برند.

به این ترتیب که اگر کاری را نتوانند با موفقیت  انجام دهند، احساس دلسردی و اندوه شدید می کنند و اگر هم به موفقیت دست یابند و پیروز شوند، در نظرشان اتفاق مهمی صورت نگرفته و فقط آنچه انتظارش را داشته اند، رخ داده است. پس شاد و خرسند نمی شوند و لذتی از این موفقیت نمی برند.

راز (4)

اهداف مورد نظرتان را در یک جهت قرار دهید

اهداف مورد نظر شما در زندگی باید در راستای یکدیگر باشد و همسو با هم تنظیم گردد. چهار لاستیک اتومبیل تان باید کاملا با هم تنظیم باشد تا بالانس لازم بین چرخ ها به وجود آید؛  در غیر این صورت لاستیک سمت راست  در یک جهت و لاستیک سمت چپ در جهت دیگر خواهد بود و اتومبیل حرکتی رو به جلو نخواهد داشت و به مقصد نخواهید رسید.

اهداف مورد نظر ما  در زندگی نیز دقیقاٌ همین وضعیت را دارند. ما باید آن ها در یک جهت و مسیر مشابه قرار دهیم. اگر اهدافتان با یکدیگر تداخل و تضاد داشته باشند، آن گاه ممکن است به سر منزل مقصود نرسید و تلاش ها یا کارهایی که انجام می دهید، موثر واقع نشوند.

راز (5)

خود را در حدی که  هستید با دیگران مقایسه کنید

مقایسه ها و سنجش های خود را دقیق و معقول انتخاب کنید. بسیاری از احساسات ما در خصوص رضایت مندی یا عدم رضایت، ریشه در این موضوع دارد که ما چگونه خود را با دیگران مقایسه می کنیم. وقتی ما خودمان را با افرادی مقایسه می کنیم که بیش از ما دارند و برتر به نظر می رسند؛ احساس بدی در خود می کنیم.

اما وقتی خود را با کسانی قیاس می نماییم که کمتر از ما هستند، احساس خوب و خوشایندی به ما دست می دهد. اگر چه واقعیت این است که ما دقیقاٌ داشته های خود را در زندگی داریم و به هر حال زندگی مان همین است که هست، اما احساسات ما در خصوص زندگی مان می تواند تا حد بسیار زیادی مبتنی بر این باشد که خودمان را با چه فرد یا افرادی مقایسه می کنیم. خودتان را با نمونه هایی مقایسه کنید که هم برایتان با ارزش باشند و هم باعث شوند که از آنچه هستید و دارید، در خود احساس آرامش و رضایت کنید.

راز (6)

روابط خود را با دیگران تحکیم بخشید

دوستی ها و روابط دوستانه خود را با دیگران تعمیق دهید. روابط و دوستی های قدیمی خود را تحکیم ببخشید و در محیط کار و یا در میان همسایگان خویش از فرصت های موجود برای افزایش دوستی ها و صمیمیت استفاده کنید تا به احساس بهتری برسید. افراد لازم است به این حس برسند که آنان بخشی از یک مجموعه و گروه بزرگ هستند، و در عین اهمیت دادن و توجه کردن به دیگران، خودشان نیز به طور متقابل مورد توجه و علاقه دیگران هستند.

راز (7)

تلویزیون را خاموش کنید 

تلویریون را خاموش کنید.تلویزیون و عادت به تماشای آن، ذهن شما را از تمرکز بر زندگی تان منحرف می کند و خلائی نامرئی را در  زندگی و روابط شما با خانواده و دیگران به وجود می  آورد.

راز (8)

خودتان را دست کم نگیرید

خودتان را بدون هیچ قید و شرطی بپذیرید.شما صرفاً در اندازه وشاٌن حساب بانکی تان، همسایگانی  که در مجاورت شما زندگی می کنند، یا نوع کاری که دارید، نیستید.شما نیز همچون هر شخص دیگری، به طرزی تقریباٌ غیر قابل باور، ترکیبی پیچیده از محدودیت ها  و ناتوانی ها یا قابلیت ها هستند.

راز (9)

اصالت خویش را فراموش نکنید

یادتان نرود از کجا آمده اید و از چه جایی به این مکان و موقعیت رسیده اید.قومیت و اصالت خود را فراموش نکنید و به این موضوع افتخار کنید.گاهی اوقات احساس می کنیم که در جهانی وسیع و بسیار پیچیده گم شده ایم.در چنین اوقاتی با به یاد آوردن اصالت های خانوادگی و قومی تان، احساس آرامش عمیق در خود کنید.به این ترتیب خود را ریشه دار و همراه با تاریخچه ای منحصر به فرد حس می کنید و دیگر چنین چیزهائی برایتان کم اهمیت یا فاقد حساسیت زیاد می شود.

راز (10)

موقع خواب بر روی یک موضوع تمرکز کنید

هرشب قبل از خواب، و در حالی که در تختخواب خود دراز کشیده اید، ذهن خود را معطوف فکر کردن به یک موضوع کنید.افرادی که نگرانی ها و دل مشغولی های زیادی دارند، شب ها قبل از خواب دچار تشتت افکار می شوند و به طور پراکنده به موضوعات مختلف فکر می کنند.به این ترتیب شب ها قبل از خواب مدت ها دچار بی خوابی می شوند، چرا که در ذهنشان به طور مجازی مشکلات متعدد و پراکنده زیادی شکل گرفته است.

با وجود این همه مشکل، احتمالاٌ از خودتان خواهید پرسید که چگونه می توانم بی خیال باشم و بخوابم؟ امشب همانطور که مشغول مسواک زدن دندان هایتان هستید، موضوعی را در نظربگیرید که دوست دارید در هنگام دراز کشیدن در بستر به آن فکر کنید.اگر در آن هنگام افکار مغشوش دیگر به ذهن تان راه یافت؛ذهن خود را روی همان موضوع اصلی هدایت کنید.

منبع: برگرفته از نوشته های دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”