اختلال یکپارچگی حسی چیست؟

ارتباط مداوم میان طرز رفتار و عملکرد مغز، ادغام یا یکپارچگی حسی می نامند. اختلال حسی یا عدم کارکرد یکپارچگی (SID) یا اختلال پردازش حسی (SPD) نوعی اختلال عصبی است که ناشی از عدم توانایی مغز برای یکپارچه سازی، پردازش و پاسخ به اطلاعات مشخص دریافت شده از سیستم های حسی اصلی بدن است. یکپارچگی حسی بنیان یادگیری است و به ما می گوید که در دنیای اطرافمان چه می گذرد.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

سیستم های حسی شامل حواس:

1. لامسه

2. بینایی

3. شنوایی

4. بویایی

5. چشایی

6. وستیبولار

7. عمقی

سیستم حسی لامسه

حس لمس یا بساوایی مهم‌ترین راه ارتباط انسان‌ها با یکدیگر و با محیط اطراف است. حس لامسه سردی، گرمی، زبری، نرمی، درشتی، تری، خشکی، سنگینی، سبکی، فشار، لرزش و درد امثال آن در اشیا را به‌ وسیله ی پوست در می‌یابد.

سیستم حسی بینایی

حس بینایی برای پردازش تصاویر محیط است.

کودک دارای حساسیت بالای بینایی، ممکن است در برابر تصاویر بینایی متعدد خود را عقب بکشد و یا ممکن است چشمانش را جمع کند یا ببندد تا احساس امنیت کند.

اختلال کارکردی سیستم حس بینایی منجر به چه علائمی می شود:

1. به هنگام خواندن و یا نوشتن از روی کتاب سطر را گم می کنند.

2. توجه کمی به جزئیات تصاویر دارند.

3. ضعف در تشخیص شکل از زمینه

4. در چیدن پازل و بازی های ساختنی مشکل دارند.

سیستم حسی شنوایی

پردازش شنوایی به معنی توانایی مغز برای دریافت، تشخیص، جهت یابی، تمییز، فیلتر نمودن و تفسیر صداهای اطراف ما به منظور فهم آن است.

اختلال در شنوایی (که تأثیر بر روند تفسیر اطلاعات شنیداری در مغز دارد) منجر به ضعف در مهارت های مرتبط با گوش دادن، و در نتیجه، فرد در توجه نمودن و به خاطر سپردن مطالب شفاهی دچار مشکل می شود.

سیستم حس چشایی

حس چشایی، گیرنده هایی بر روی سطح فوقانی زبان دارد که چهار طعم شیرینی، تلخی، شوری و ترشی توسط گیرنده های چشایی دریافت می شود. اختلال در پردازش حس چشایی منجر به اجتناب فرد از مزه هایی که برای دیگران قابل تحمل است می شود. عادت بد غذایی شکل می گیرد یعنی از خوردن بعضی غذاها به خاطر مزه آنها خودداری می کند . برای مثال: فرد از خمیر دندان خوشش نمی آید در نتیجه مسواک زدن را دوست ندارد.

اختلال یکپارچگی حسی

سیستم حس بویایی

این سیستم از قدیمی ترین و اساسی ترین بخش های مغز است. اختلال در پردازش حس بویایی منجر به اجتناب فرد از بوهایی که برای دیگران طبیعی است می شود. اگر کودک حساسیت بالایی نسبت به بو داشته باشد ممکن است در اثر بو کردن برخی از غذاها حالت تهوع به او دست بدهد و در واقع بر روی چشایی تأثیر می گذارد.

سیستم حسی وستیبولار

حس حرکت و تشخیص جهات بدن در فضا وستیبولار نام دارد. گیرنده های آن در گوش داخلی قرار دارند و به هنگام حرکت ما را از جهت و سرعت، تغییرات جاذبه، تعادل آگاه می سازد.

سیستم حسی عمقی

حس عمقی یا حس وضعیت، گیرنده های آن در مفاصل، عضلات، لیگامانها قرار دارند و به طور ناخودآگاه اطلاعاتی از وضعیت بدن به ما می دهد. به این معنی که مغز می فهمد عضلات چه هنگام و چگونه در حال استراحت یا کشش و انقباضی هستند و یا چگونه مفاصل خم و باز می شوند.

اختلال کارکردی سیستم حس عمقی منجر به چه علائمی می شود:

1. خام حرکتی یا دست و پا چلفتی بودن

2. تمایل به افتادن

3. غذا خوردن به صورت کثیف

4. ضعف در مهارت های درشت حرکتی

اختلال یکپارچگی حسی در چه مواردی دیده می شود:

الف) اوتیسم

ب) اختلال نقصی توجه ـ بیش فعالی

اختلال یکپارچگی حسی از چه زمانی آغاز می شود؟

اختلال یکپارچگی حسی از دوران جنینی (قبل از تولد) آغاز شده و در سراسر زندگی ادامه پیدا می کند. قسمت عمده رشد حسی پیش از اولین سال های نوجوانی آغاز می شود.

چه زمانی می توان گفت ک فرد دچار اختلال حسی ـ حرکتی است؟

زمانی می توان گفت فرد دچار اختلال حسی است که در انجام عملکردهای روزمره اش دچار اختلال و نقص شده است. ارزیابی این روند پردازش عصبی می تواند به روشن شدن دلایل رفتارهای ناهنجار و یا نقایص حرکتی، هیجانی، کلامی و حسی فرد منجر شود.

اختلال یکپارچگی حسی در کودکان 

اختلال یکپارچگی حسی در کودکان نوعی اختلال عصبی ناشی از عدم قابلیت مغز برای یکپارچه سازی، پردازش و پاسخ به اطلاعات دریافت شده از پنج سیستم حسی اصلی بدن است. این دستگاه های حسی مسئول تشخیص تصاویر، صداها، بوها، طعم ها، درجه حرارت، درد، موقعیت و حرکت بدن است.

آیا کودک نوپای شما هنگام نوازش عقب نشینی می کند؟

اگر فرزند شما به اختلال پردازش حسی دچار است، بهتر است از همین حالا دست به کار شوید و فرزندتان را برای شرکت در طرح های درمانی و تمرین تمرکز آماده کنید. آیا کودک نوپای شما هنگام نوازش عقب نشینی می کند؟ حاضر نیست جز شما با کسی دیگر بیرون برود؟ به صداهای اطراف بیش از اندازه حساس است؟ اختلال پردازش حسی، یک اختلال بسیار شایع است که از هر 20 کودک حداقل یکی را تحت تأثیر قرار می دهد اما با این حال این اختلال در اغلب موارد اشتباه تشخیص داده می شود.

علائم اختلال یکپارچگی حسی در کودکان

این کودکان ممکن است علائم افسردگی، اضطراب SPD، مشکلات رفتاری در کودکان یا پرخاشگری را نشان دهند و در انجام مهارت های حرکتی دچار مشکل باشند. کودک برای انجام فعالیت های خود نیاز به سطح مناسبی از پردازش حسی دارد.

اگر پردازش حسی بالا باشد کودک، تحریک پذیر و حساس، بیش از حد نگران، عصبانی، خارج از کنترل، برانگیخته است و در تمرکز مشکل دارد.

اگر پردازش حسی در کودک پایین باشد، او کند، خواب آلوده، بی حال، تنبل و تمرکزش پایین است.

اگر پردازش حسی طبیعی باشد کودک، آرام، هشیار، متمرکز و آماده برای بازی و یادگیری است.

یکپارچگی حسی باید با رشد کودک پیشرفت کند. کودکان با اختلال یکپارچگی حسی درماندگیشان را در شدت، تکرار و مدت پاسخهایشان به تحریک نشان می دهند.

اختلال یکپارچگی حسی

ویژگی های اختلال یکپارچگی حسی در کودکان

کلیه افراد به طور موقت علائمی از مشکلات یکپارچگی حسی را بروز می دهند زیرا هیچ کسی در کل زمان های زندگیش نمی تواند به خوبی خود را تنظیم نماید.

برای مثال: در برخی از کودکان ممکن است صدایی که منبع آن خارج از محل زندگی او و در خیابان است موجب استفراغ و یا پریدن او به زیر میز شود. این افراد ممکن است با لمس، فریاد زده و دچار هراس شوند. برخی از این افراد نیز ممکن است به محرک هایی مانند سرما و گرمای شدید یا حتی درد پاسخ های ناگهانی و شدید نشان دهند.

بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال پردازش حسی از زمانی که نوزاد هستند شروع به گریه های بی امان می کنند و وقتی بزرگتر می شوند، این واکنش در آنها تبدیل به اضطراب می شود. بسیاری از کودکان ممکن است این نشانه ها را در حد خفیف در رفتار خود داشته باشند اما درمانگران زمانی علائم را ناشی از اختلال پردازش حسی می دانند که علائم به اندازه کافی شدید بوده و باعث اختلال در زندگی روزمره شود.

علائم اختلال حسی در کودکان پیش دبستانی 

کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال پردازش حسی نسبت به سر و صدا، لمس و بو بسیار حساس هستند. در پیدا کردن دوست مشکل داشته و در انجام مهارت های حرکتی ضعیف عمل می کنند، به طور مداوم راه می روند و به فضای اطرافشان بی اعتنا هستند. دانش آموزان دارای علائم اختلال حسی، در راه رفتن، لباس پوشیدن، خوردن، خوابیدن و آداب دستشویی رفتن نیز مشکل دارند. کودک مبتلا به اختلال حسی رفتارهای تهاجمی، بیقراری، حساسیت زیاد به سر و صدا، لمس، بو و ناآگاهی از درد را بروز می کند.

علائم اختلال حسی در نوجوانان و بزرگسالان

اختلال پردازش حسی در نوجوانان و بزرگسالان نیز با بی حالی، پریشانی و پرت شدن حواس، ناتوانی در به پایان رساندن وظایف، ضعف اعتماد به نفس، حساس نسبت به سر صداهای اطراف و مشکلات تمرکز ظاهر می شود.

جنبه های روانی ـ اجتماعی

جنبه های روانی ـ اجتماعی مسائل تعدیل حسی نیز می تواند برای مربیان اضطراب ایجاد کند. تصور کنید وقتی مربی می خواهد کودک را در آغوش بگیرد کودک، خود را از بدن او دور کند، چشمانش را از او برگرداند، یا به هیچ وجه به او پاسخ ندهد، مربی ممکن است دچار احساس شدید طرد شدن شود.

اختلال یکپارچگی حسی

درمان اختلال یکپارگی حسی

درمان این بیماری یعنی فراهم کردن تحریکات مختلف مورد نیاز کودک به ویژه سه حس لامسه، عمقی و وستیبولار و در بعضی موارد افزودن تحریکات بینایی، شنیداری، بویایی و چشایی. واقعیت این است که هیچ نوع رژیم استانداردی وجود ندارد. کودکان مبتلا به این مشکل از نظر قدرت و ضعف این سیستم با یکدیگر متفاوت هستند لذا درمان کاملاً فردی و اختصاصی بوده و قبل از هر اقدامی درمانگر باید سن کودک، توانایی شناختی و سیستم های حمایتی مدرسه و خانه را بررسی کند.

نقش کار درمان

کارشناسان حرفه ای، برای پرورش پل ارتباطی میان اطلاعات سیستم عصبی و عملکرد بیرونی افراد آموزش دیده اند. هدف آنها، ایجاد یک زندگی مستقل، رضایت بخش و مولد است و برای رسیدن به این هدف، برای بهبود عملکردهای حرکتی، توانایی استدلال و در صورت نیاز آموزش روش های جبرانی لازم گام بر می دارند.  اما کار درمانی گاهی به این کودکان کمک می کند که بیاموزند با علائم خود کنار بیایند.

روان درمانی در کودکان مبتلا به اختلال یکپارچگی حسی

در روان درمانی به این کودکان تعلیم داده می شود که واکنش های خود را نسبت به تحریک های حسی مهار کنند و رفتار خود را بهبود بخشند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

قصه گویی

قصه گویی چیست؟

اگر قصه رویدادی روایت واقعی یا تخیلی است، قصه گویی بیان شفاهی رو در رو و زنده و ارائه جسمانی قصه به مخاطب است.

قصه گو با استفاده از زبان و یا حالت صورت و بدن عناصر و تصویرهای قصه را به طور زنده به مخاطب نشان می دهد. زنده بودن قصه گویی نشان از آیینی دارد که در آن مخاطب در ارتباط دو سویه جزییات قصه را در ذهن تکمیل می کند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) ازقسمت دیدگاه های پست
۲) با پرکردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

نقش شنونده

نقش شنونده شرکت فعال در آفرینش تصویرهای زنده، احساس های چندگانه اعمال شخصیت ها و رویدادهای داستان در ذهن بر اساس اجرا قصه گو است. قصه گویی شکلی از هنر نمایش تعاملی است.

تعامل قصه گو و شنونده

تعامل مستقیم بین قصه گو و شنوندگانش عنصر اصلی تجربه قصه گویی است. شنونده به گفتارها و کردارهای قصه گو واکنش نشان می دهد. قصه گویی از نظر طرح قصه فرایندی مشارکتی است. شنوندگان قصه آن را به طور منفعل از قصه گو نمی شنوند، آن طور که تماشاگر فیلم و تلویزیون است.

تعریف قصه گویی

قصه در لغت به معنای حکایت و سرگذشت است. حوادث قصه را به وجود می آورند. داستان هایی که نقل می شود، می تواند به صورت گفتگو، ترانه، آواز با موسیقی باشد.

فرایند قصه گویی

سه عامل عمده در فرایند قصه گویی عبارتند از:

قصه

قصه گو

مخاطب

هر یک از این عوامل به نوبه خود و یا ویژگی های خاص خود نقش اساسی در فرایند قصه گویی ایفا می کنند. نبود هر کدام به معنای عدم قصه گویی است.

فواید قصه گویی

یکی از مفیدترین راه ارائه قصه به کودکان و انتقال پیام قصه، قصه گویی است. با قصه گویی می توان به قصه های عمومی، رنگ و بویی محلی و با بیانی دلپذیرتر داد. چنین قصه هایی را برای بچه هایی که با فرهنگ ها و ملیت های متفاوتی هستند بازگو کرد. قصه گویی می تواند مثل محرکی قوی سطح کتاب خوانی کودکان را بالا ببرد. همچنین حوزه مطالعه آن ها نیز گسترش پیدا می کند، و ذوق علاقه به کتاب خواندن را در آنها بر انگیزد.

قصه گویی می تواند فاصله میان، «قدرت خواندن کودک» و «قدرت درک» او را از بین ببرد این فاصله درغالب کودکان وجود دارد. فاصله قدرت خواندن و قدرت درک مسایل در بسیاری از کودکان از یک تا سه سال به طول می انجامد. یک کودک هشت ساله ممکن است از شنیدن داستانی که تا دوسال بعد قادر به خواندنش نیست لذت ببرد.

تاثیر قصه گویی بر زندگی و آینده ی کودک

تاثیر قصه گویی بر زندگی و آینده ی کودک یک امر ثابت شده است. که امروزه کارشناسان برای برخورد با کودک پرخاشگر و لجباز روش قصه درمانی را پیشنهاد می کنند.

فواید قصه خواندن برای کودک

تاثیر قصه گویی و فواید قصه گویی بر تربیت کودک کمکی بزرگ به والدین است. کودک شما اختلالات رفتاری دارد که شما بعد از امتحان کردن هزار و یک راه متاسفانه گاهی به تنبیه رو می آورید اما بهتر است دست نگاه دارید و با اصول و روشهای درست تربیت کودک با قصه خواندن بیشتر آشنا شوید.

گاهی یک قصه می تواند تاثیری بر زندگی و آینده ی کودک بگذارد که ده ها آموزش از آن عاجز است.

اختلال های رفتاری طبقه ای از رفتار کودک است. کودکانی که رفتارشان به این طبقه تعلق دارد از میزان شرارت و شیطنتی که ویژگی گروه سنی آن هاست پا را فراتر می گذارند. آن ها به طور جدی حقوق مسلم دیگران را زیر پا میگذارند و یا قوانین عمده اجتماعی را خدشه دار می کنند. گاهی بسیاری از کودکان از نظر هیجانی نیز با مشکل رو به رو می شوند و در معرض افسرده شدن قرار می گیرند.

اختلالات هیجانی رفتاری

به شرایطی اطلاق می شود که در آن پاسخ های هیجانی و رفتاری در مدرسه با هیجان های فرهنگی، سنتی، و قومی تفاوت داشته باشد؛ به طوری که در عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت از خود، روابط اجتماعی، سازگاری فردی، رفتار در کلاس و سازگاری در محیط کار نیز تأثیر منفی داشته باشد.

اغلب کودکان با اختلالات رفتاری احساسات منفی دارند و با دیگران بد رفتاری می کنند. در بیشتر موارد، معلمان و هم کلاسی ها آن ها را طرد می کنند، در نتیجه فرصت های آموزشی آنان کاهش می یابد. به رغم مشکلات فراوانی که این کودکان با آن مواجه اند. بیشتر آن ها تا سال ها پس از ورود به مدرسه شناسایی نمیشوند مگر این که اختلالات رفتاری و مشکلات تحصیلی آنان تشدید شود.

برخورد بزرگسالان در برابر اختلال رفتاری

بسیاری از بزرگسالان تحمل رفتارهای کودکان با اختلالات رفتاری را ندارند و به تنبیه آنان نیز متوسل می شوند. این کودکان در مقایسه با همسالان بهنجار خود در جنبه های مهم زندگی محدودیت دارند و در تعاملات اجتماعی با مشکلات جدی مواجه اند. ناتوانی های این کودکان از رفتارهای آن ها ناشی می شود.

قصه درمانی

قصه درمانی در سال های اخیر به صورت یکی از فنون بازی درمانی مطرح شده است. استفاده از قصه درمانی به مشابه یک فن درمانی فقط به درمان مشکلات روان شناختی کودکان منجر نمی شود. در قصه درمانی فرض بر این است که تغییر در زبان و ادبیات قصه های زندگی فرصت های جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند.

تأثیر و فواید قصه خواندن بر کودکان

کودکان از طریق داستان ها و افسانه ها با حقایق و تجربه های زندگی آشنا می شوند. تأثیر پذیری از شخصیت های قصه است.

تقویت قدرت فهم و بیان

پرورش خلاقیت

آموزش زبان

افزایش گنجینه واژگان کودکان

از دیگر تأثیرهای آموزشی و تربیتی داستان سرایی به شمار می روند.

به بیان دیگر

داستان خلاقیت گسترده ای است. هر فردی میتواند عقاید به ظاهر نامعقول را بازیابی و آنها را جایگزین و استفاده سازنده از آنها را مطرح کند.

تأثیر قصه گویی بر درمان مشکلات رفتاری کودکان

قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی در کودک نیز موثر واقع شوند. قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نیز مؤثر واقع شوند. بسیاری از مقررات، هنجارهای اجتماعی و دستورالعمل های زندگی را منتقل کنند.

چگونگی روبرو شدن با مشکل ها

چگونگی حل مشکل

در بسیاری از الگوهای رفتاری در گروه ها و طبقه های مختلف اجتماعی و سنی در داستان ها بیان می شود.

به بیان دیگر

اگر والدین یا درمان گران قادر به فهم افکار سری کودک یا شناسایی احساس های پنهان او باشند. هر اندازه تفسیرهای انجام شده نیز درست باشند. این فرصت از کودک گرفته می شود که خود از طریق شنیدن پی در پی داستان و تفکر درباره آن به احساس رویارویی موفقیت آمیز با مشکل خود دست یابد.

به همین دلیل است که رویکردهای داستانی به روان درمانی تأکید دارد و قصه ها در چگونگی رفتار و واقعیت های کودکان نقش مؤثری ایفا می نماید. قصه ها به کودکان راه حل هایی ارائه می دهند که غیرمنتظره و شگفت انگیز و در عین حال شدنی و مثبت هستند. تلاش پژوهشگران و درمانگران منجر به استفاده از ادبیات و قصه درمانی شده است.

مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری

برخی از مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری از ضعف آگاهی و بهره نبردن از مهارت های اجتماعی، الگوی کلامی صحیح، رفتارهای جامعه پسندانه، مهارت های ارتباطی و دوست یابی، مسئولیت پذیری، و غیره ناشی میشود؛ پس آموزش این مهارت ها به این کودکان ممکن است تا حدودی از بروز این مشکلات پیشگیری کند.

جدیت برای استفاده از قصه

درمانگران و روانشناسان کودک می توانند جدیت بیشتری برای استفاده از قصه در مداخله های درمانی کودکان و نوجوانان نشان دهند و والدین و معلمان بهتر است استفاده گسترده تر از قصه های هدف دار را در برنامه های آموزشی و تربیتی کودکان بگنجانند به خصوص که این امر در سنت تربیتی فرهنگ ما جایگاه خاص خود را هم دارد.

 نمونه هایی از راهبردهای مهارت های اجتماعی

این راهبردها به کودکان پرخاشگر کمک می کند تا تمایلات و رفتارهای پرخاشگرانه خود را مهار کنند.

  • پیوستن به فعالیت های دیگر
  • ابراز خشم با لحن آرام
  • ترک صحنه
  • نپذیرفتن تقاضاهای دیگران به شیوه ی مودبانه
  • یادآوری سودمندی و مزایای رفتار مناسب
  • نادیده انگاشتن رفتار نامطلوب دیگران
  • استفاده از جمله های تلفیقی هم دلی

از بهترین روش ها برای ایجاد عادتهای خوب در کودکان و حذف رفتارهای نامناسب، استفاده از «قصه» است.

اهمیت گوش دادن کودک به قصه

وقتی کودک به قصه شما گوش می دهد، خودش را به جای شخصیت اصلی داستان می گذارد و از نگاه او به حرفهای شما گوش می کند. از آنجا که در این روش، آموزشها به صورت غیر مستقیم به کودک داده می شود، در مقابل حرفهای شما مقاومت نمی کند و به خوبی تا پایان داستان به شما گوش می دهد.

قصه

روش قصه گویی

دراین روش شما یک داستان برای کودک تعریف می کنید که شخصیت آن تقریبا همسن فرزند شما باشد. می توانید برای انتخاب نام او هم از خود کودک کمک بگیرد. داستان را شروع می کنید و با کمک عروسک یا نقاب و یا نقاشی، داستان را تعریف می کنید. در پایان سوالهایی درباره داستان از کودک خود می پرسید و از او می خواهید که نتیجه گیری کند. با این روش، خود کودک به نتیجه ای که مورد نظر شماست می رسد.

 ده مزیت مهم قصه خوانی برای کودکان  

 1- اخلاقیات را به کودک شما می آموزد

کودکان در سر تا سر دنیا عاشق گوش دادن به قصه ها هستند. آنها می خواهند که دربارۀ شخصیت های مورد علاقه شان بیشتر بدانند و اغلب تلاش می کنند که خود را در نقش آنها قرار دهند و از آنها تقلید کنند. با گفتن قصه هایی که در آنها مفاهیم اخلاقی و انسانی وجود دارد شما می توانید ویژگی مثبت انسانی مثل شجاعت، صداقت و دانایی در وجود او از همان سنین پایین نهادینه کنید.

 2- قصه گویی آنها را از اصول فرهنگی و ریشه های اعتقادیتان آگاه می کند

خواندن قصه و تعریف کردن خاطرات کودکیتان، فعالیت ها و سرگرمی هایی که در زمان کودکی داشتید و جشن ها و مراسمی که در آن شرکت می کردید باعث می شود فرزندتان با فرهنگ خانوادگی و آداب اجتماعی که قرار است در آن بزرگ شود بیشتر آشنایی پیدا کند و تفاوت فرهنگ و سنت های رایج را با یکدیگر بشناسد. شنیدن داستانهایی دربارۀ دیگر اعضای خانواده به آنها کمک می کند تا شناخت بهتری از اجداد و نیاکان خود پیدا کنند.

 3- مهارت های کلامی آنها را افزایش می دهد

خواندن داستان برای فرزندتان باعث می شود که مهارت های کلامی آنها افزایش پیدا کند. و هم زمان که او کلمات و عبارات جدید یاد می گیرد با پیچیدگی های زبان نیز آشنایی پیدا کند. هم چنین قصه خوانی کمک می کند که طبق یک الگوی منظم نحوۀ تلفظ کلمات و عبارات را نیز به فرزندتان بیاموزید.

 4- مهارت های شنیداری را افزایش می دهد

اکثر کودکان به محدوده ی کوچکی از اتفاقات می توانند توجه کنند و اغلب نمی توانند برای طولانی مدت روی چیزی تمرکز کنند. همچنین آنها ترجیح می دهند که بیشتر صحبت کنند تا اینکه بخواهند گوش دهند. خواندن قصه برای کودکان نه تنها باعث می شود دقت آنها افزایش پیدا کند بلکه نسبت به گوش دادن و فهم مطالب نیز حساس تر می شوند.

 5- قدرت تخیل، تصویر سازی و خلاقیت آنها را افزایش می دهد

گوش دادن به قصه باعث می شود کودک شخصیت های داستان، مکان و طرح کلی داستان را به جای اینکه به صورت فیلم و یا کارتون مشاهده کند در ذهن خود بیاورد و آنها را تصور کند. این مسئله باعث می شود که قدرت خلاقیت و تصویر سازی آنها افزایش پیدا کند و ذهنشان برای فکر کردن و تجسم اتفاقات با محدودیتی روبه رو نخواهد شد.

 6- ابزاری عالی برای تقویت حافظه

شما می توانید با استفاده از ایده های هوشمندانه حافظۀ کودک خود را تقویت کنید. زمانی که شما برای کودکتان قصه ای را خواندید بعد از چند روز از او بخواهید که این قصه را برای شما تعریف کند. و یا از او بخواهید که ادامه داستان را خودش تعریف کنداین روش باعث می شود که حافظۀ او تقویت شود و سطح تمرکز او نیز افزایش پیدا کند.

قصه

 7- محدوده ی فکری کودک را گسترده می کند

کودکان اغلب با فرهنگ ها و آداب و رسوم کشورهای مختلف درجهان آشنایی ندارند و با مردم انها رو به رو نمیشوند ولی شما با گفتن قصه هایی از فرهنگ ها و آداب و رسوم کشورهای مختلف جهان می توانید ذهن کودک خود را نسبت به مکان ها و مردمانی که در کشور های دیگر زندگی می کنند باز کنید سعی کنید قصه های مربوط به دیگر کشورها را برای او تعریف کنید تا سطح درک و فهم او را افزایش داده و محدودۀ فکری او را نسبت به جهان گسترده تر کنید.

 

آژیر ذهن

در قصه های شبانه فرزندانمان بگوییم از کلاغ هایی که این بار به مقصد رسیدند.

 8- قدمی ابتدایی برای یادگیری آکادمیکی

قصه گویی برای کودکان می تواند قدمی ابتدایی برای یادگیری های آکادمیکی باشد. بسیاری از کودکان عادت دارند که کارها را از روی عادت یاد بگیرند و فهم درستی از آن ندارند. قصه گویی به صورت فعالیتی منظم می تواند باعث شود که کودک شما از آن چیزی که می شنود درک درستی داشته باشد و از آن لذت ببرد. قصه خوانی هم چنین به آنها کمک می کند که در صحبت کردن مسلط شوند. خواندن و گوش دادن مرتب باعث می شود که آنها به سخنران های مسلطی تبدیل شوند.

 9- توانایی ارتباط برقرار کردن آنها را بهبود می بخشد

گاهی اوقات کودکان در سوال پرسیدن مردد هستند حتی اگر ذهن آنها مملو از سوال و کنجکاوی باشد. قصه گویی هنر درست سوال پرسیدن را به کودکان می آموزد. هم چنین به آنها یاد می دهد چگونه یک گفتگو را به خوبی شروع کنند و اعتماد به نفس آنها را بالا می برد. خواندن و گوش فرا دادن به صورت مداوم توان سخنوری آنها را نیز افزایش می دهد.

 10- به کودک کمک می کند که با آرامش بیشتری با مشکلات رو به رو شود

قرار گرفتن در موقعیت های سخت و مشکل باعث می شود که کودکان احساس سردرگمی بکنند. داستان هایی که در آن قهرمان ها با مشکلات سخت و پیچیده مواجه می شوند می تواند به کودکان کمک کند که این مسئله را بهتر بفهمند و در مقابل مشکلات قوی تر باشند.

قرار گرفتن در موقعیت های سخت و مشکل باعث می شود که کودکان احساس سردرگمی بکنند. داستان هایی که در آن قهرمان ها با مشکلات سخت و پیچیده مواجه می شوند می تواند به کودکان کمک کند که این مسئله را بهتر بفهمند و در مقابل مشکلات قوی تر باشند.

نقش قصه در بالندگی کودکان

مادری که درس کودک دانش آموزش اش خوب نبود از «انیشتین» کمک خواست. انیشتین سفارش کرد برایش هر شب داستانی بخواند تا او، نه با اندیشه نگرانی از درس، بلکه با تخیل قصه بخوابد. کمتر کسی خواب را جدی میگیرد و برای خوابیدنش برنامه دارد؛ اما هنگام خواب نیز انسان در تکاپوست و برای همین شیوه ای برای یادگیری زبان در خواب به وجود آمده است!

هدفون تلفن همراه را در گوش میگذارید و میخوابید و آموزگار، واژه ها را در گوش شما تکرار میکند و فردا به فرهنگ واژگان انگلیسی شما افزوده میشود.

البته در این مورد

روانکاوان هم بر این باورند که با هر اندیشهای بخوابید، بامداد با همان اندیشه بیدار میشوید، از این رو شب ها خواندن قصه برای کودک، به او یاری می رساند که در مورد هر کاری به جای واماندگی، تخیلش را به کار برد.

مثال دیگر

«دموستنس» نیز در سخن گفتن روزانگی خود دچار لکنت بود، اما او از آنجایی که ذهنی مخیل داشت، گوشه نگرفت و به بیابان می رفت و با شیوه های خلاق می کوشید سخن گفتن خویش را بهبود بخشد و سرانجام مشهورترین سخنران آتن ـ یونان ـ شد.

نویسندگان نابغه ای مانند فاکنر یا کسانی به روشهای بالندگی ذهن دست یافته اند، از خلاقیت بالایی برخوردار بوده اند و شیوه های نو پدید آورده اند؛ اما از یاد نبریم که خلاقیت، پرورش دادنی است. بهتر است تنها به این نیندیشیم که نهایت، کودک خلاق ما ممکن است نویسنده بشود بلکه بهتر است به این بی اندیشیم که بوته های بیابان، نیاز به آب دادن ندارند و خود به خود میرویند.

ولی اگر یک درخت میوه داریم، باید به او کود و آب بدهیم که به بار بنشیند؛ یک کودک خلاق درخانه، نیاز به توجه دارد.

تئاتر کودک

در این میان، افزون بر قصه گویی و کتاب قصه، تئاتر کودکان نیز می تواند به شخصیت های قصه ای که کودک خوانده است، تجسم بهتری ببخشد، به ویژه اقتباس های آزاد! برای همین کودکان، مشتاق تماشای انیمشینهایی همانند «آلیس در سرزمین شگفتی ها» هستند، چون پیشتر داستانش را خوانده اند.

قصه

جایگاه کتاب قصه در ذهن کودک

بی گمان قصه باید در تخیل و ذهن کودک جا خوش کند، از این رو جا خوش کردنش در قفسه های کتاب خوب نیست. این قفسه ها ممکن است در کتابفروشی باشد و یا در خانه ما. بهتر است کتاب قصه، نخست در دستان کودک ورق بخورد و سپس دست به دست و گرداگرد جهان بگردد و خوانده شود.

درگذشته (دوران چیرگی ادبیات شفاهی)، مادران از شمار زنان سرخپوست برای کودکان خویش قصه می گفتند؛ اینک در همه جای جهان، مادران برای کودکان خود قصه میخوانند تا رشته احساسی با کودک خویش را بتابند و ببافند و او را برای زندگی در جامعه ای که ممکن است کمی خشن باشد، بپرورند.

نوجوانانی که رمان می خوانند، در برابر کنشهای تند، واکنش های نرمی دارند و میزان سازگاری آنان با انسان ها و پدیده های جامعه، بالاست.

نزدیک شدن به متن های کهن

متون کهن ایران، ذخیره ای بزرگ است که تا به حال کوشش هایی برای شناسایی و حفظ آن صورت گرفته است. بی گمان معرفی این ذخیره، سبب افتخار کودکان و نوجوانان به ایرانی بودنشان خواهد شد؛ و اگر سبب نشود که در گذشته ایست کنیم، اتفاقی خوشایند خواهد بود اما گویا دشواری های زبان مانع این اقدام شده است.

استفاده ما از متون کهن درقلمرو کودک و نوجوان، چشم انداز خوبی ندارد. نمی توان به صورت خام از این متن ها برای آموزش به نوجوانان استفاده کرد و نیاز به ویرایش دارد راه ارتباط با متون کهن هموار نیست. برخی بزرگسالان ما «نقلی» را شفاهی می شنوند و می گویند چه جذاب، اما وقتی به اصل متن مراجعه می کنند، نمی توانند بخوانند، چون زبان با گذشت زمان تغییرکرده است.

نه اینکه زبان در قدیم دشوار بود بلکه زبان امروز دچار گره افکنی شده و زبان گذشته آسان بوده است. حالا غیر ممکن شده است.

آشناسازی کودکان با متن های قدیم

برای آشناسازی کودکان با متن های قدیم باید فرزندانمان را تربیت کنیم تا با زبان فارسی درست آشنا شوند. دومین راه این است که در تغییر و باز آفرینی و بازنویسی، دست از تک محوری برداریم و فعالیت های گروهی را جایگزین کنیم. انتخاب و کارشناسی یک اثر می تواند امری جداگانه باشد.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) ازقسمت دیدگاه های پست
۲) با پرکردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

فضای مجازی 

در چند سال اخیر فضای مجازی با محبوبیت بسیاری رو به رو شده و نوجوانان و جوانان زیادی درگیر این شبکه های اجتماعی شده اند. فضای مجازی در پذیرش و دست یابی افراد جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان به نگرش ها و رفتارها نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند. شبکه مجازی یکی از کارگزاران اصلی ایجاد تغییرات اجتماعی به شمار می آیند.
در زمان حال شبکه های ارتباطی از قبیل اینترنت و تلفن همراه جهان را به صورت دهکده ای درآورده اند. همین امر باعث شده هویت های متنوع و متعدد به راحتی با یکدیگر در ارتباط باشند و بر یکدیگر تأثیر بگذارند. مردم دراین فضا برای عبور از مرزها نیازمند گذرنامه نیستند. بنابراین، می توان گفت در این دهکده جهانی مردم به طور همزمان گاه به اوج تعالی میرسند، و گاه به پایین ترین سطح انسانیت نزول می کنند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

تفاوت تکنولوژی در گذشته و آینده

تکنولوژی باعث سریع تر شدن بسیاری از کارها شده است. وسایلی که می توان با آن تمام کارها را در مدت خیلی کم انجام داد مثل اینترنت، تلفن همراه و … ولی وقتی مبتکران بزرگ دنیا جدیدترین اختراعات خود را براي راحتی انسان بوجود آوردند شاید فکرش را هم نمی کردند ک روزی انسان هزاره سوم از این وسایل سوء استفاده کنند و به دنبال چاره ای برای رفع خطرات این اختراعات و وسایل نوین ارتباطی باشند. امروزه فضای مجازی چنان نوجوانان و جوانان را در بازار رنگارنگ خود فرو برده است که گویی هرگز خبری از بازی ها و فعالیت های دسته جمعی آنان نبوده است.

هنگامی که پشت رایانه نشسته اید و روی صفحه کلید تایپ میکنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمی کنند بلکه تمام اندامهای بدن شما در حال فعالیت هستند. اما متأسفانه، علی رغم واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمیشود.

 

تعریف فضای مجازی

در طی 25 سال گذشته فناوری های ارتباطی تغییرات زیادی کرده اند و افراد تعاملات زیادی با دنیای اطراف خود دارند، فضای سایبری، فضای دیجیتال و فضـای مجازی است که از طریق شبکه های رایانه ای ایجاد می شود و با استفاده از جلوه های سمعی و بصری سعی در شبیه سازی دنیای واقعی دارند. فضای مجازی فرصت های زیادی را در امر آموزش، به اشتراک گذاری و ارتباط ارائه میدهد که قبل از آن ممکن نبود.

فضای مجازی شامل موارد زیر است: 

الف) زیر ساخت های فیزیکی و ابزار ارتباط از راه دور
ب) شبکه های کامپیوتری و ارتباط آنها
ج) اینترنت

اینترنت

فضای اینترنت از جلوه های آشکار دنیای مدرن است که به دلیل در دسترس بودن و وجود آن در همه جا، یکی از پرکاربردترین فضاها به شمار می رود. فضایی که نوجوانان و جوانان جامعه بزرگی از کاربران آن را تشکیل می دهند. این روزها شاهد اعتیاد اینترنتی جوانان و نوجوانان به ویژه دانش آموزان هستیم. در دنیای کنونی، مجازی پناهگاهی پر دردسر برای نوجوان و جوانان است، گرچه فضای مجازی دارای فرصت های علمی و ارتباط های اجتماعی نیز هست اما استفاده بی رویه دانش آموزان و جوانان از فضای مجازی منجر به انزوای آنان شده است. طبق تحقیقات انجام شده جوانان در این محیط ها آسیب پذیری بسیاری دارند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

اثرات مثبـت رسـانه هـای اجتماعـی بـر جوانـان و نوجوانـان

1. خودباوری

خودباوری و هویت فردی جنبه های مهم توسعه در طول سال ها هستند. رسانه اجتماعی مــی توانند بـه عنوان یک سکوی مؤثر برای بیان احساس مثبت عمل کنند، بـه این ترتیب که جوانان و نوجوانان بهترین ایده های خود را ارائه دهند .

2. روابط

شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه دوستی قوی جوانان و نوجوانان میتواند با تعاملات رسانه های اجتماعی تقویت شود و آنها بتوانند با کسانی که قبلاً می شناختند ارتباطات قویتری برقرار کنند.

3. دسترسی به اطلاعات سلامت

اطلاعات متخصص سلامت که شبکه های اجتماعی ارائه میدهد، برای نوجوانانی که ممکن است از مسائل بهداشت روان رنج ببرند فرصتی برای خواندن، تماشا، گوش دادن و درک تجربه های بهداشتی دیگران فراهم میکند که آن ها را متصل میکند به واقعیت و هویت واقعی خود.

4. حمایت عاطفی 

مکالمات در رسانه های اجتماعی می توانند جوانان و نوجوانان را بـا تعاملات ضروری برای غلبه بر مسائل مربوط به سلامت آماده کنند، به خصوص هنگامی که ممکن است برای حمایت چهره به چهره در فضای واقعی دسترسی وجــود نداشته باشد.

5. ابعاد اجتماعی

بسیاری از جوانان و نوجوانان با پیوستن به گروهها و یا صفحات مربوط به آنها میتوانند همدردی، افکار و نگرانی های خود را با افراد دیگری به اشتراک بگذارند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

اثرات منفی رسانه های اجتماعی بر جوانان و نوجوانان

1. افسردگی و اضطراب

تحقیقات نشان میدهد جوانان و نوجوانانی که بیش از 2 ساعت در روز وقت خود را صرف استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی میکنند، بشتر احتمال دارد که در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب قرار گیرند.

2. رشد مغز

جوانان و نوجوانان مبتلا به اعتیاد اینترنتی در طول زمان دچار تغییرات ساختاری خصوصاً در قشر خاکستری مغز خواهند شد که می تواند کیفیت یادگیری و روند تحصیلات آن ها را مختل کند.

3. خواب

مطالعات متعدد نشان داده است که افزایش استفاده از رسانه های اجتماعی و تجهیزاتی مانند تلفن و لپ تاپ قبل از خواب ارتباط معنی داری با کیفیت پایین خواب در جوانان و نوجوانان دارد.

4. تصویر بدن

مطالعات نشان داده است جوانان و نوجوانانی که فقط از فیس بوک برای مدت کوتاهی هم استفاده کرده اند، نگرانی های بیشتری در مورد تصویر بدن خود نسبت به افرادی که اصلاً از این شبکه ها استفاده نکرده اند دارند.

5. سایبری

بد رفتاری در دوران کودکی یکی از عوامل خطر عمده برای تعدادی از مسائل، از جمله سلامت روان، آموزش و ارتباطات اجتماعی با اثرات طولانی مدت است که اغلب از بزرگسالی انجام میشود.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

6. اعتیاد به اینترنت

کیمبرلی یانگ برای اولین بار در مقاله ای در سـال 1996 مطرح کرد که استفاده نامناسب از کامپیوتر و فضای مجازی می تواند معیارهای اعتیاد را پر کند. در کشورهایی مثل چین و کره جنوبی اعتیاد به اینترنت به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تلقی می شود.

7. رفتارهای جنسی

یکی از اثرات منفی رسانه های اجتماعی بر جوانان و نوجوانان فراوانی محتواهای واضح جنسی در سامانه های مختلف است. برخورد با محتوای جنسی که رفتارهای خطرناک یا غیر واقعی را به تصویر میکشد اثرات منفی بر نوجوانانی که در آغاز تکامل هویت جنسی خود هستند میگذارد. این امر موجب میشود که آنها انتظارات غیر معقولی از هنجارهای جنسی داشته باشند و در برقراری ارتباط جنسی سالم دچار مشکل شوند.

 

آژیر ذهن

اینکه عکس از کمک های نقدی و غیر نقدی، خون دادن و غیره، تو فضای مجازی گذاشته می شود، اتفاقا اشاعه فرهنگه و خیلیا سوق پیدا میکنند به سمت اینکار …
حالا گیریم بعضی از آنها هم واسه خودنمایی و ریا باشد، خوب باشد!
شرایط طوریست که حتی به کمک ریا کارانه هم نیازمند دارند!! الان وقت این بحثا نیست …

شایع ترین مشکلات اینترنتی

1. خستگی چشم

هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند. بنابراین جای تعجبی نیست هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحه نمایش رایانه خیره می‌مانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفته پزشکان مایوکلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است اما معمولاً مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشم‌ها برطرف می‌گردد.»

بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغه‌ آمیزی تفسیر کنند. روان‌شناسان به این تمایل، «فاجعه‌سازی از درد» می‌گویند. یعنی تمایل به در نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد. منظور از اضطراب سلامتی نیز این است که فرد حس کند مشکل جدی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی آزمایش‌های پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود. اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیر علمی و این باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان می‌باشد، می‌تواند باعث تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» گردد.

2. سردردهای تنشی

این نام ممکن است گمراه‌ کننده باشد. این نوع سردردها به دلیل استرس به وجود نمی‌آیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضله ای گردن یا چشم درد به وجود می آیند. به گفته ای پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از ۳۰ دقیقه تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.

3. سردردهای مزمن روزانه

اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد می‌شوند. اما به گفته ای پزشکان مایوکلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد سردرد دارد بیشتر از تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است. ماهیت متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوان‌ ساز قرار می‌هد.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

4. سردردهای استرسی

پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد. استرس ناشی از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بارگذاری صفحات، خرابی رایانه و امثال آن‌ها می‌تواند باعث این نوع سردرد شود.

5. درد پشت

نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرک، و سیگار کشیدن همراه باشد به درد پشت می‌انجامد. منشأ این درد معمولاً عضلات، اعصاب، استخوان‌ها و مفاصل در ستون فقرات است. نشستن نادرست و برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید می‌کند.

6. ترومبوز وریدی

به لختگی درون رگ، ترومبوز گفته می‌شود. منظور از ترومبوز وریدی، تشکیل لخته ای خون در رگ‌های وریدی (واریس) است که غالباً در پاها پدید می‌آید و علت اصلی آن، بی‌تحرکی و کم شدن آب بدن است. نشستن برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه می‌تواند باعث ترومبوز وریدی گردد.

7. نشانگان مونشهاوزن

نخست اجازه دهید به تعریف نشانگان یا سندروم مونشها‌وزن بپردازیم، چرا که ممکن است بسیاری از خوانندگان با این اختلال روانی آشنا نباشند، و بعد به سراغ اینترنت می‌رویم؛ خصوصیت مهم این سندروم، میل شدید به بستری شدن است و به عقیده بعضی از روان‌شناسان، اصطلاح اعتیاد بیمارستان برای این سندروم مناسب‌تر است.

آن‌‌ها وانمود می‌کنند که قربانی تجاوز، حمله، ضرب و شتم یا بیماری‌های جدی و سخت‌درمانی هستند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. به این اختلال روانی، نشانگان یا سندروم مونشهاوزن گفته می‌شود.

افسردگی فیس‌بوکی

بر اساس گزارشی که در روزنامه دیلی‌میل چاپ شده است، فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد که جوانان و نوجوانانی که بیش از دو ساعت در روز را صرف استفاده از رسانه‌های اجتماعی و فیس بوک می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب قرار گیرند.

خشم اینترنتی

با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما می‌تواند به آزار اینترنتی و حتی شاید به خشونت بینجامد. بنابراین کسانی که توانایی فروخوردن خشمشان را ندارند باید مواظب باشند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

اختلالات بالای دست

اختلالات بالای دست شامل: سندروم کشیدگی گردن، سندروم مجرای مچ دستی، سندروم مجرای ساعدی، التهاب تاندون دست و مچ، التهاب تاندون و غلاف آن، التهاب کیسه زلالی، کشیدگی مکرر عضلانی و سندروم مجرای خروجی قفسه صدری است. تمام این بیماری‌ها می‌تواند مربوط به استفاده از اینترنت باشد. این بیماری‌ها غالبا بر اثر استفاده بیش از حد یکی از اندام‌های بالای دست (مثل بازوها) و استفاده بیش از حد از یک ابزار مثل صفحه‌ کلید یا ماوس بروز می‌کنند.

از جمله استفاده های مفیدی که نسل جوان از فضای مجازی دارد، عبارت است از:

1. استفاده از داده ها و اطلاعات گوناگون به منظور انجام فعالیت هاى علمى و پژوهشى.

2. تسریع در روند انجام امور ادارى دانشجویان و دانش آموزان و نیز افراد شاغل؛ که بخصوص در مراحل ثبت نام دانشگاه و انتخاب واحدها موجب تسهیل کار دانشجویان شده است.

3. برقرارى سریع ارتباط با اساتید و معلمان، سایر دانشجویان و دانش آموزان به انواع روش های گفتارى، نوشتارى و تصویرى.

نقش والدین در فضای مجازی

تسلط کامل والدین بر مهارت های مربوط به استفاده از رایانه ها و اینترنت، هوشیاری آنها در این رابطه و از سوی دیگر فرهنگ سازی برای استفاده صحیح از فضای مجازی، می تواند تأثیر بسزایی در فراگیرى مهارت هاى مختلف زندگى و نیز آموزش هاى مرتبط با تحصیلات و مسائل علمی نسل جوان و نوجوان داشته باشد. با این وجود، استفاده از اینترنت در میان نوجوانان و جوانان در صورتى که نظارت والدین را به دنبال نداشته باشد، می تواند بستری برای بروز ناهنجاری اخلاقی و رفتاری باشد.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

 

خطرات فضای مجازی

آسیب های اجتماعیِ حاصل از ارتباط با اینترنت دامنه وسیعی دارد. طوری که می توان حوزه آسیب های آن را از چند هویتی گرفته تا دسترسی به حساب های بانکی، هرزه نگاری، انتشار محتواهای مستهجن، تجاوز به حریم خصوصی افراد و اشاعه خشونت ترسیم کرد؛ آسیب هایی است که کارشناسان حوزه جامعه شناسی، ارتباطات و روانشانسی بصورت مداوم از آنها صحبت می کنند.

برای جلو گیری از آسیب های مجازی چه باید کرد؟

عده ای برای جلوگیری از آسیب هایی که فضای مجازی بر جوانان و نوجوانان دارد، منع استفاده از اینترنت را توصیه می کنند، اما به عقیده روانشناسان این روش اشتباه ترین گزینه در این خصوص است که می تواند به عاملی تحریک کننده در گرایش بیشتر فرزندان به استفاده از اینترنت شود. ایجاد محدودیت باعث حساسیت بیشتر جوان و نوجوان می شود. برای کاهش آثار مخرب فضای مجازی باید طریقه استفاده درست از این ابزار را به آنان نشان داد. بنابراین رفتار صحیح والدین و ارائه راهکارهایی که بهترین گزینه جهت تصحیح رفتار کودکان، نوجوانان و جوانان است و بیشتر از آنکه لجبازی فرزند را تحریک کند، موجب راهنمایی و همراهی آگاهانه آنها می شود.

فضای مجازی به عنوان جادوی جام جهان نمای هزاره سوم یکی از ابزارهایی است که در آینده بشریت نقش مهمی را ایفا می کند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

آسیب های مجازی، تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

مهم ترین آسیب های روانی استفاده طولانی مدت از اینترنت اعتیاد اینترنتی و اختلال روحی، افسردگی متمرکز، اضطراب اجتماعی، ضعف مهارت مقابله، عزت نفس پایین، کم خود کارآمدی  از آسیب های روانی است.

درمان شناختی

با توجه به اینکه بیشتر استفاده کنندگان از فضای مجازی نوجوانان و جوانان هستند، فرهنگ سازی برای کاهش پیامدهای آن ضروری است. لذا اطلاع رسانی، آموزش نحوه استفاده صحیح از این فناوری می تواند مؤثر واقع گردد.

1. ساعت ها را کوک کنید

بدیهی ترین راهی که در ابتدا به ذهن می رسد این است که ساعات زمانی را که صرف وقت گذرانی با گوشی می کنید محدود نمایید. یکی از روش هایی که می شود از آن استفاده کرد این است که ساعت هشدار گوشیتان را فعال کنید. به عنوان مثال طی یک قرارداد شخصی، برنامه ریزی روزانه داشته باشید، سعی کنید مطابق با آن شبانه روزتان را جلو ببرید و در راستای آن خودتان را در یک محدوده زمانی خاص مجاز به استفاده از فضای مجازی کنید.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

2. به خودتان هدیه دهید

یکی از روش هایی که در کم کردن وابستگی می توان از آن استفاده کرد و همیشه جواب گرفت، در نظر گرفتن هدیه و جایزه برای خودتان است. این راهکار روشی است که شاید پیش پا افتاده به نظر برسد، اما تاثیرگذار است به طور مثال در ازای هر تعداد ساعتی که در استفاده از گوشی صرفه جویی می کنید می توانید خودتان را به یک خرید ساده یا صرف یک وعده غذایی لذیذ مهمان کنید.

3. فضای مجازی را به طور کامل حذف نکنید

سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. برای همین اگر عزمتان را جزم کردید تا کمتر خودتان را در فضای مجازی  غرق کنید آهسته و پیوسته پیش بروید. این ضرب المثل را فراموش نکنید که تب تند زود عرق می کند، پس این روش را از ذهنتان بیرون کنید که بخواهید به طور کلی فضای مجازی را کنار بگذارید چون مدت زمان زیادی طول نمی کشد که قید تصمیمتان را می زنید و دوباره رویه قبلی را پیش می گیرید. از طرف دیگر اینکه قطع کردن ناگهانی استفاده از گوشی باعث می شود که ناخودآگاه نگران و مضطرب باشید. بنابراین بهتر است که رفته رفته زمان استفاده را کم کنید.

4. به کوه و کمر بزنید

یکی دیگر از کارهایی که می توان برای  ترک اعتیاد به فضای مجازی انجام داد رفتن به کوه و کمر برای پیک نیک است. یعنی مکان ها و مناطقی که به خاطر بکر بودنشان سرویس های مخابراتی و اینترنت جوابگو نیست برای همین هم خواه ناخواه استفاده از فضای مجازی امکان پذیر نیست.

5. افکارتان را عوض کنید

تغییر فکر شما باعث تغییر احساسات و رفتارهای شما می شود. به عبارت دیگر اگر تفکر خودتان را در مورد استفاده از تلفن همراه عوض کنید می توانید احساس راحتی کنید و کمتر از آن استفاده کنید.

6. به فکر گزینه های جایگزین باشید

اولین کاری که در این مرحله باید انجام دهید این است که محرکها را بشناسید، یعنی چیزهایی که شما را به این موضوع سوق می دهند تا مدام زمان خود را با گوشی سپری کنید. وقتی این محرکها را شناختید به فکر گزینه های جایگزین باشید یعنی چیزهایی که می تواند همان نیازها را برای شما برطرف کند. به عنوان مثال اگر زمان زیادی را در گروه های مختلف مجازی می گذرانید چون تمایل بیشتری برای داشتن ارتباط اجتماعی دارید، بهتر است این زمان را صرف رابطه ها و گپ و گفت های حضوری و چهره به چهره، کنید.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

بیش فعالی (ADHD)

بیش فعالی عبارت است از اختلال رشدی در توجه، کنترل تکانش، بی قراری و هدایت رفتار که به طور طبیعی ایجاد می شود و ناشی از اختلال های عصب شناختی بزرگ حسی و حرکتی یا هیجانی نیست. از آنجایی که کودکان ADHD بیش از حد فعال و تکانشی هستند، معمولاً جهت سازگاری در مدرسه دچار مشکل می شوند. آنها ممکن است همچنین در ارتباط با سایر کودکان نیز مشکلاتی داشته باشند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
1) از قسمت دیدگاه های پست
2) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

شیوع اختلال بیش فعالی

تعیین میزان دقیق شیوع اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی تقریباً ناممکن یا بسیار دشوار است اما گفته شده است که حدود 2 تا 4 درصد از کودکان، در حد متوسط یا شدید به این اختلال مبتلا هستند. پسران 5 تا 9 برابر بیشتر از دختران به این اختلال مبتلا می شوند.

مشکلات بالینی در کودکان مبتلا به بیش فعالی و علائم این اختلال:

1. تکانشگر

2. کم توجهی و حواس پرتی

3. بی قراری و جنب و جوش دائم

4. ایجاد مشکل در بازی دیگران

5. بی توجهی به حرف دیگران

6. ناتوانی در یادگیری

7. انجام کار های خطرناک

8. مشکل در پیروی از دستورات

9. وول خوردن زیاد

10. مشکل خام حرکتی (دست و پا چلفتی)

11. رفتارهای آزارشی

12. خود آزاری، کندن مو و پوست خود

13. داشتن عزت نفس پایین و به سرعت احساس ناکامی کردن

14. اختلال خلقی و افسردگی

15. اختلال های زبانی و تکلمی

16. داشتن مشکلات اجتماعی نظیر گوشه گیری یا پرخاشگری

17. بیشتر دچار رفتارهای وسواسی مثل لمس کردن اشیاء هستند

18. بی خوابی

19. کم اشتهایی

20. مشکل سازگاری در موقعیت های جدید

21. مشکل در تصمیم گیری، عدم تحمل و ناکامی

22. نافرمانی و بی دقتی، مشکل در مدرسه، زورگویی و پر سر صدا، قطع کردن حرف دیگران

23. مشکل در فعالیت های تحصیلی و ورزشی، عقب ماندگی در تحصیلی

کودکان چه زمانی به این اختلال مبتلا می شوند؟

کودک بیش فعال اصولاً پیش از تولد به این اختلال مبتلا است. نتایج پژوهش ها نشان داده است که آثار این اختلال در عملکرد تحصیلی، توجه و نابازداری رفتار او تا اواخر سال های نوجوانی باقی می ماند و 30 تا 70 درصد افراد مبتلا به ویژگی های این اختلال را تا سال های بزرگسالی نشان می دهند.

بیش فعالی در دختران و پسران بسیار متفاوت است

ویژگی هایی مانند بیش فعالی و تکانشگری که به ADHD مربوط هستند بیشتر در پسران دیده می شوند. دختران بیشتر بهم ریخته و بی نظم هستند. رویا بافی میکنند و هنگام یادگیری چیزهای جدید تلاش زیادی برای حفط توجه انجام می دهند.

در دختران بیشتر نوع بی توجه ی دیده می شود و علائم آن در سنین دوران راهنمایی و دبیرستان شدت می یابد، یعنی زمانیکه مسئولیت و تکالیف در مدرسه افزایش یافته و پیامدهای اجتماعی پیچیده تر می شوند.

تشخیص در پسران عموماً در سنین 7 سالگی صورت می گیرد. در حالی که سن تشخیص در دختران حدود 12 سال است.

بیش فعالی

علت این اختلال چیست؟

1. عوامل ژنتیکی:

پژوهش ها تأثیر عوامل خانوادگی ـ ژنتیکی را در این اختلال تأیید کرده اند.

2. عوامل مربوط به تغذیه:

برخی از غذاها مثل رنگ های مصنوعی، افزودنی ها و سالیسیات ها (که در گوجه فرنگی و پرتغال وجود دارد) اثر سویی دارند. همچنین شکر و کربوهیدارت ها به طور کامل با میزان رفتارهای بی قراری و آزارشی و پرخاشگرانه کودک رابطه دارد و باید کمتر مصرف شود.

مواد غذایی که در درمان اختلال بیش فعالی کمک می کنند عبارت اند از:

(روی، آهن، منیزیوم، کلسیم، ویتامین های B)

1. روی: از مشکلات کمبود روی در بدن، خشونت، کج خلقی، گریه های زیاد، نفرت و ناتوانی در تمرکز می باشد و می تواند اینگونه اختلالات را در بیش فعالی به کمبود روی نسبت داد.

منابع روی:  گوشت قرمز، جگر، پنیر، غلات، لوبیای خشک، سویا، شیر و محصولات لبنی

2. آهن: کمبود آهن در بدن باعث عدم توجه و تمرکز در کودک می شود.

منابع آهن: گوشت ها بخصوص قرمز، جگر، دل و قلوه

3. منیزیوم: کمبود منیزیوم در کودکان بیش فعال دیده می شود.

منابع منیزیوم: مغزها، حبوبات، غلات آسیاب نشده، سبزیجات (برگ تیره)

4. کلسیم: کمبود کلسیم می تواند در کودکان باعث بیش فعالی شود. یک رژیم غذایی دارای کلسیم بالا می تواند به این کودکان کمک کند.

منابع کلسیم: لبنیات مثل شیر…

5. ویتامین های گروه B: کمبود ویتامین های گروه B بخصوص B6 در این کودکان دیده می شود.

منابع ویتامین B: گوشت ها، غلات ها و پوسته غلات

3. عوامل عصب شناختی و عصب شیمیایی

برخی از مشکلات کودکان و بزرگسالان دارای این اختلال، ناشی از آسیب های مغزی است. مقدار امواج آهسته (معمولاً تتا) در مغز این کودکان کمتر مشاهده می شود. نارسایی هایی در نیمکره راست مغز موجب نارسایی های در هوشیاری و توجه، کاهش فعالیت حرکتی عمدی و ایجاد رفتار تکانشی در فرد می شود.

4. رفتار والدین

مشکل کودک نشانگر مشکلی است که در روابط اعضای خانواده وجود دارد. این کودکان معمولاً در خانواده های غیر عادی و دارای مشکلات روانی شناختی و جسمانی بسیار متولد می شوند. در این خانواده ها الکسیم (اعتیاد و مشروبات الکلی)، جامعه ستیزی و هیستری تا حدودی متداول است. مطالعه تعامل کودکان دارای این اختلال با والدینشان نشان می دهد که در روابط بین آنها فشار روانی، افسردگی، محدودیت ناکامی بالا و توانایی کمتر وجود دارد. شیوه فرزند پروری این خانواده ها بیشتر از نوع خود کامه است. والدین این کودکان از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و از شیوه های تنبیه بیشتری استفاده می کنند و روابط گرم کمتری با فرزندان خود دارند.

 

آژیر ذهن

بدون تقلید هیچ کسی قادر به یادگیری هیچ چیزی نخواهد بود، فقط چیزی که این وسط خیلی مهم است ادا در نیاوردن است.

5. عوامل روان شناختی (تعامل طبیعت و تربیت)

دلبستگی ایمن به مادر می تواند به فزون جنبشی بیانجامد، بین خلق کودکان و ویژگی های زیست شناختی آنان رابطه وجود دارد. مثلاً کودکان دارای خلق دشوار در پلاسمای خود مقدار بیشتری آنزیم دوپامین، بتا، هیدروکسیلاز (DBH) دارند. در پسران طبقه اجتماعی اقتصادی پایین، رفتار پرخاشگرانه با دشواری هایی خانوادگی و فرزند پروری ضعیف در والدین رابطه دارد.

6. سم های محیطی

1. آسیب به مغز از طریق خوردن سرب توسط کودکان

2. سیگار کشیدن مادر در دوران بارداری

3. تولد زودرس، وزن کم هنگام تولد

4. استرس زیاد و حمایت کم

5. ناسازگاری های زناشویی

بیش فعالی

درمان اختلال بیش فعالی

1. دارو درمانی

دارو های روان محرک مثل آمفتالین و میتل فنی دیت یا ریتالین در درمان این اختلال مؤثر است.

دارو آمفتالین: یک محرک سیستم عصبی مرکزی (CNS) است که در معالجه اختلال بیش فعالی و کمبود توجه، مواد مخدر و چاقی استفاده می شود.

آثار مصرف آمفتالین: بی خوابی، افزایش تمرکز، کاهش خستگی و کاهش اشتها است.

عواض جانبی این دارو: بی قراری، بی خوابی، ناتوانی و اُفت و افزایش میل جنسی، بی اشتهایی، سرگیجه، سردرد، بی حوصلگی، افسردگی

میتل فنی دیت (ریتالین): مورد مصرف برای درمان افسردگی، نشانه های نارکولپسی و برخی از مبتلایان کم توجهی و بیش فعالی  تجویز می شود. مصرف زیاد ریتالین باعث وابستگی به این دارو می شود.

ریتالین داروی برای کودکان بیش فعال و دوپینگ برای دانشجویان است. در اوایل ساخت دارو ریتالین برای درمان افسردگی و خواب آلودگی در طول روز و سندروم خستگی مزمن بود، اما با پیشرفت علم مشخص شد می توان از این دارو برای درمان کودکانی که دچار بیش فعالی و کم توجهی هستند نیز استفاده کرد.

عوارض ریتالین:

1. عصبی شدن و بی خوابی

2. حالت تهوع و استرس

3. احساس سرگیجه و سردرد

4. خارش و جوش های پوستی

5. بروز افسردگی پس از قطع دارو

6. دردهای شکمی و کاهش وزن

7. کم اشتهایی

8. تب و تشنج

9. بروز حالتهای پارانوئید (سوءظن)

10. تکرار حرکات و اعمال بی هدف

نکته: مصرف خود سرانه ریتالین می تواند در حد مصرف موادهای مخدر مانند کوکائین و آمفتالین باشد و اعتیاد می آورد.

2. درمان بدون دارو

1. تشویق به کار گروهی

2. بازی درمانی

3. ارایه زود و بی فاصله تقویت کننده ها

4. استفاده از مواد آموزشی دیداری و لمسی

5. یاد آوری مکرر دروس جلسه بعد

6. آموزش و روش های تقویت حافظه

7. آموزش کنترول گفتار درمانی

8. تشویق به یادداشت برداری مطالب معلم

9. عدم سرزنش و توجه بیشتر به او هنگام انجام تکالیف و خودداری از جملات اضطرابی و تذکر زیاد

بیش فعالی

اختلال بیش فعالی در تمرکز دانش آموزان در کلاس

کودکی که دچار اختلال بیش فعالی است دارای این علائم است: 

1. سرکلاس نمی نشیند

2. حواس پرت است

3. مدام در حال جنب و جوش است

4. انرژی بیش از حد دارد

برای مثال:

ساناز، دانش آموز کلاس چهارم دبستان است، در آخر کلاس می نشیند و بیشتر اوقات مشغول نقاشی در دفترش است. هنگامی که از او می خواهند تا تکلیفی نوشتنی را انجام دهد، در ابتدا خیلی سعی می کند که آن را به پایان برساند ولی بعد از مدتی با صدایی که از بیرون می آید حواسش پرت می شود. تکلیف نیمه تمام او داخل کوله پشتی بهم ریخته او قرار گرفته و چند هفته بعد کشف می شود.

مثال دوم:

آرش هم یک دانش آموز کلاس چهارم است که به سختی می تواند سرجایش بنشید، مرتب با مدادها یا هر چیزی که روی میزش قرار دارد بازی می کند او با صدای بلند جواب می دهد و پیوسته حرف معلم را قطع کرده و اجازه می گیرد که به دستشوی برود. وضعیت تحصیلی آرش کمتر از حد انتظار نسبت به سن توانایی هایش است.

به نظر شما کدام یک از این دو بیشتر احتمال دارد که برای ارزیابی ارجاع داده شوند؟

قطعاً رفتار آرش بیشتر جلب توجه می کند.

در عوض رفتار ساناز به گونه ای است که بیشتر ممکن است به لقب رویا پرداز، حواس پرت، شلخته و حتی تنبل داده شود. متأسفانه  ممکن است ساناز به همین ترتیب به تحصیل ادامه دهد و هیچ درمانی دریافت نکند. از پتانسیل آموزشی خود محروم بماند و دچار ناامیدی شده و عزت نفس او دچار مشکل گردد.

والدین چگونه با فرزند بیش فعال خود رفتار کنند؟

در سرنوشت فرزند بیش فعال شما، چیز‌های شگفت انگیزی مقدر شده که برای آن‌هایی که آرام و معمولی‌اند وجود ندارد. انرژی زیاد فرزند شما می‌تواند حسادت برانگیز باشد و اشتیاق خستگی ناپذیر او برای زندگی، نعمتی است که نصیب هر کسی نمی‌شود. تمام تلاش خود را بکنید تا فرزندتان را بی‌قید و شرط دوست داشته باشید. با او جوری رفتار کنید که گویی همین الان انسانی است که دوست دارید باشد. این رفتار شما به او کمک می‌کند همان انسان مورد نظرتان بشود.

همه‌ خبر‌های بد و گله و شکایت‌ها در مورد فرزند بیش فعال‌تان را باور نکنید

اصلا خوشایند نیست که از معلم‌ها و مربی‌های مدرسه‌ی فرزندتان بشنوید که او «کُند ذهن» یا «بی‌انضباط» است و حالتان با شنیدن در مورد رفتار‌های بد فرزندتان قطعاً خوب نخواهد شد.
اما اجازه ندهید قضاوت های منفی دیگران، مانع این شود که از تلاش‌هایتان برای تأمین هر آنچه فرزندتان برای آموزش و تحصیل نیاز دارد کوتاهی کنید. درست است که ذهن فرزند شما جور متفاوتی کار می‌کند، اما بدون تردید توانایی یاد گرفتن و موفق شدن را درست مانند هر بچه‌ی دیگری دارد.

 اگر فرزند شما مبتلا به دیابت بود یا آسم داشت، آیا باز هم لحظه‌ای در انجام هر کاری که به نفع اوست تردید می‌کردید؟

همان طور که یک فرد مبتلا به دیابت به انسولین و فرد دچار آسم به تنفس نیاز دارد، کودک دچار ADHD نیز نیاز به تنظیماتی در محیط آموزشی‌اش دارد.

فرزند شما مغز شگفت انگیزی دارد، او انسانی با هوش بالا و ایده‌هایی بزرگ است که ممکن است در مدرسه یا جامعه به او برچسب «ناتوان در موفقیت» بزنند.
اما اگر شما به عنوان پدر و مادر باور داشته باشید که او توانمندی‌های زیادی دارد، با امید و اطمینان، شرایط لازم را برایش فراهم می‌کنید تا از تمام استعداد‌هایش بهره بگیرد و به شیوه‌های مثبتی خودش را به چالش بکشد تا تجربه کسب کند و از زندگی درس بگیرد.

اهمیت و تاثیر دارو‌های ADHD را بزرگنمایی نکنید

در هیچ شرایطی دارو درمانی، تنها وسیله‌ی ایجاد این تفاوت نیست. یادتان باشد در مورد مصرف دارو با فرزندتان جوری حرف نزنید که گویی رفتار‌های خوبی که انجام می‌دهد به خاطر دارو‌هایی است که مصرف می‌کند، نه تلاش‌های خودش برای بهبود رفتارهایش.

اگر دیدید کودک شما کار نادرستی را انجام می‌دهد که چند بار او را منع کرده‌اید، لطفا جلوی خود را بگیرید و نگویید: «باز هم فراموش کرده‌ای صبح داروهایت را بخوری؟!». ضمنا تحت هیچ شرایطی فرزندتان را تهدید نکنید که بابت رفتار بدش، مقدار داروهایش را بیشتر خواهید دید.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
1) از قسمت دیدگاه های پست
2) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

استرس

تعاریف استرس تا حد زیادی فعل و انفعالاتی و متفاوت اند؛ زیرا شرایط محیطی و تفاوت افراد منجر به تغییرات زیادی در واکنش آنها در برابر استرس زاها و غلبه بر آنها می شود و همچنین اینکه واکنش های افراد مختلف درموقعیت ها و حالات مختلف متفاوت است، البته نکته ای قابل ذکر در مورد استرس این است که؛ باید به خاطر داشته باشیم، که به طور کلی کلمه استرس را در دو معنای کاملاٌ متفاوت به کار میبریم.

گاهی استرس به فشار بیرونی اشاره دارد (به دوستمان می گوییم به ما استرس / تنش وارد نکن) در این میان گاهی هم به پاسخ بدن ما اشاره می کند: گرفتار استرس شده ام، دستانم می لرزد، دلشوره دارم و گاهی هم عرق سرد و یا تب گرمی را رخنه در وجودم حس می کنم.

شاید دانستن اینکه، اولین بار کلمه استرس از کجا ریشه پروراندخالی از لطف نباشد، واژه استرس را اولین بار هانس سلی در دهه 40 میلادی در حوزه فیزیک و مکانیک اقتباس کرد. به طور کلی تعریف استرس به این صورت است که شرایط یا احساسی است که در آن، فرد از لحاظ ادراکی بر این باور است؛ که مجموع خواسته ها و انتظاراتی که از او وجود دارد، فراتر از منابع، امکانات و توانمندی های در اختیار اوست.

ترفندهای غلبه بر استرس

ترفندهای غلبه بر مشکل مورد آزمایش قرار گرفته اند و نتایج حاصل نشان می دهد که راه غلبه بستگی به ارزیابی منطقی مسئله دارد. فریمن استرس ها را بدین صورت توصیف کرده است؛ اگر شخص گرفتار فشار ها و یا نیاز هایی شود، آنها به صورت منفی ظاهر می شوند و ممکن است منجر به ناراحتی های احساسی و روانشناختی گردند.

رایس و دوستانش یک مدل از استرس در کودکی و بلوغ پیشنهاد کردند آنها بیان داشتند، هنگامی که بین تغییرات و مبارزه طلبی هایی که برای نوجوانان پیش می آید و حمایت موجود و منابع غلبه شخص تناسب کافی وجود نداشته باشد، استرس به وجود می آید.

عوامل استرس

گارمزی و روتر منابع استرس را در 5 گروه اصلی طبقه بندی کردند.

1. کمبود

2. ارتباطات آشفته مداوم

3. حوادثی که خانواده را دچار بحران می کند

4. رخ داد هایی که نیاز به تطبیق با شرایط اجتماعی دارد

5. حوادث منفی شدید و تکان دهنده

البته منابع فرعی دیگر را در زیر مجموعه این گروها می توان نام برد، به طور مثال؛ *استرس ناشی از تغییرات جسمانی، *استرس ناشی از شرایط مالی، *رویدادهای ناگوار و *روابط احساسی و عاشقانه.

شارپ و تامسون 455 نوجوان 12 تا 16 ساله را از سه مدرسه مختلف انتخاب کردند؛ بیشترین حوادث متناوب و استرس بدین صورت بودند؛

1. مرگ یک عضو نزدیک خانواده

2. بیماری یا مصدومیت یک عضو نزدیک خانواده

3. بیماری شخص یا جراحت

4. روابط بد با معلم

5. مشاجره در خانواده

6. مشاجره با دوستان

7. امتحانات

طبق مطالعات انجام شده محققان به این نتیجه رسیدند؛ که دوران نوجوانی یکی از حساس ترین و در واقع مهم ترین نقطه زندگی هر فردی است، و در این دوران شخصیت و سبک زندگی افراد تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار می گیرد و دگرگونی هایی در آن ایجاد می شود، که ممکن است باعث احساس گیجی و سردگمی و در نتیجه استرس نوجوان شود به خصوص اگر والدین و اطرافیان آگاهی کافی از تغییرات دوران نوجوانی نداشته باشند.

دوران بلوغ

دوران بلوغ که روانشناسان از آن به عنوان دوران بلوغ یاد می کنند، چه از نظر جسمی و چه از نظر روانی می تواند برای نوجوان استرس زا باشد. البته در این میان تحقیق در مورد استرس زاهای مربوط به کودکان خردسال و کودکان پیش دبستانی محدودتر است، و این به دلیل موانع اسلوب شناسانه است.

*بستری شدن در یک واحد مراقبت های ویژه، *غفلت و درد و رنج به عنوان استرس زاهای خردسالان و برای کودکان پیش دبستانی *مراقبت کم، *طلاق، *بستری شدن، *غفلت، *مشاهده بی بند و باری و *فقدان والدین از عوامل ایجاد استرس فراوان است. در نتیجه تنها حوادث ناگواری مانند *بیماری و آزار و اذیت یا *فقدان عزیزان سبب استرس در کودکان و نوجوانان نمی شود، بلکه مسائلی که در طی روز به وجود می آیند مثل *امور مدرسه، *خانواده و *ارتباطات منجر به ناراحتی و اضطراب شدید می شوند.

تفاوت بین استرس زاها (مزمن، حاد، خنثی) 

تراد و گرین بلات استرس های مزمن، حاد و خنثی را از هم تفکیک می کنند.

1. مزمن:

بیماری های بلند مدت، محرومیت اجتماعی-اقتصادی-مشاجرات طولانی مدت والدین، آزار و اذیت مداوم که این اختلال می تواند مثبت یا منفی باشد. کودکان و نوجوانانی که این استرس را لمس می کنند؛ عموماٌ از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند. البته استرس مزمن از نظر بالینی خود را قابل پیش بینی تر نمایان می کند.

مثل زمانی که روبروی رایانه خود می نشینیم و یا زمانی که با افکار خود درگیر هستیم به هیچ تلاش جسمانی نیازی نیست. ولی در عین حال واکنش های مشابهی مانند *افزایش فشار خون، *ضربان قلب و ترشح کورتیزول را نیز تجربه می کنیم.

2. استرس زاهای حاد:

عموماً ناگهانی، مختصر و شدید هستند، که ناشی از *رویدادهای ناگوار *تصادفات، *صدمات ناگهانی، *طلاق والدین و یا *فقدان آنهاست. این استرس زاهای حاد عموماٌ برای یک مدت کوتاه سبب بروز تغییر عمده ای در زندگی کودک می شود. اثرات منفی حاصله می تواند شامل *خواب پریشان، *انزوا، *بیداری زیاد، *بدرفتاری و *تند مزاجی است.

این کودکان اگر خود را در موفقیت و جایگاه پیروزی بر شکست ببینند، عزت نفسشان زیاد می شود. علائم استرس حاد شباهت زیادی به استرس پس از سانحه دارد، که کودک بعد از دیدن وقایع تلخ زندگی نمی تواند به روال گذشته زندگی کند و آن حادثه را به سادگی به فراموشی بسپارد.

3. خنثی یا بی اثر:

محققان از این گروه با نام کلی و طبیعی نیز نام برده اند، این گروه *حوادث عمومی، *گرفتاری های روزانه* و حوادث کم اهمیت هستند که سبب تغییر در محیط اطراف و روال عمومی می شوند؛ *تغییر مکان زندگی، *تولد یک خواهر و یا یک برادر. نکته قابل تحمل در این استرس این است که افرادی که با آن درگیر بوده اند به طور ضمنی می توانند علاوه بر تأثیرات منفی، تأثیرات مثبت نیز به همراه داشته باشند.

انواع استرس زاهای نام برده مختصر به فرد یا افراد خاصی نیستند، آنها می توانند با هم اتفاق بیفتد یا بعضی از مواقع وقوع یکی از آنها سبب بروز دیگری می شود.

به طور خلاصه نتایج حاصله از این استرس زاها الزاماٌ منفی نیست. غلبه بر بلا و بدبختی می تواند سبب افزایش اعتماد به نفس شود، و احتمال غلبه بر حوادث بعدی را افزایش دهد. نکته حائض اهمیت در این مورد؛ وقوع هم زمان هر سه استرس و ضربه سنگینی که به فرد وارد میکند بیشتر است تا زمانی که فرد دچار یکی از این استرس ها شده باشد.

حتماٌ جمله پیشگیری بهتر از درمان را شنیده اید. بخش های مهمی از استرس ها در زمان بلوغ بدون پیش زمینه نیستند، بلکه فشار های روانی درونی و بیرونی باعث استرس می شود که بعد از مدت ها استرس را برای خود غولی ساخته و عضو جدای ناپذیر زندگی خود می کنیم. بنابراین دانستن مطالب و نکاتی از جنس استرس مفهوم پیشگیری بهتر از درمان را بهتر به ما گوشزد می کند.

منبع: برگرفته از نوشته های شارپ، هلن کاوی

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

 

با تلاش برای تبدیل شدن به والدینی خوب، ارزش های راستین را که ملکه ذهن خود کنید. در ذیل، هشت مرحله را برای شما بازگو خواهم کرد که شما به عنوان والدین باید آنها را مورد توجه قرار دهید.

مرحله (1)

هنرقصه گویی را یاد بگیرید

داستان های خوب می توانند نگرش مثبت به زندگی را در ذهن فرزندان شما ایجاد نموده و به آنها کمک کنند تا با دوستان بیشتری آشنا شوند. داستانها، به ویژه داستان های کوتاه، بهترین محرک های فکری بوده و هنگامی که فرزندان شما در معرض خطر قرار میگیرند، می توانند همانند علائم هشدار دهنده عمل کنند.

شاید قصه های زیادی ندانید، اما در خلال سالهای رشدفرزندان، آن قصه ها را برای آن ها تکرار کنید. قصه هایی مانند قصه «کلاغ تشنه» یا قصه «شیر و موش»، مسائل بیشتری را به آنها می آموزد، به طوریکه تأثیر این قصه ها در سال های اولیه، بیشتر از تأثیری است که مدارج دانشگاهی می توانند در مراحل بعدی زندگی داشته باشند.

مرحله (2)

دوست آنها باشید

این تصور را در فرزندان خود به وجود آورید که  اگر دچار مشکل یا دردسر شوند، شما همیشه حضور خواهید داشت تا به آنها کمک کنید. هرگز به تردید و تفکرات احمقانه آنها نخواهید خندید و درکنار آنها خواهید بود تا طرز فکر آنها را اصلاح نمایید. آنها می توانند تأثیر عمیقی بر شما داشته باشند. به آنها بگویید هر زمان که تمایل دارند یا اشتباهی مرتکب می شوند؛ به آنان اطمینان دهید که پیش از هرگونه قضاوتی، به صحبتهای آنها کمک میکنید.

به آنها بگوئید فرزندان شما هستند و به آنچه که در زندگی آنها رخ می دهد، بی تفاوت نباشید خواه یک فرد ساده باشند یا یک رئیس جمهور؛ فقیرترین انسان باشند یا ثروتمندترین فرد روی زمین_اطمینان به آنها بسیار حائز اهمیت است.

 

مرحله (3)

خودتان را به جای آنها تصور کنید

هرگز موقعیت فرزندان خود را با موقعیت خود در بیست و پنج سال پیش وهنگامی که شما هم سن آنها بوده اید، مقایسه نکنید. اکنون همه چیز تغییر کرده است. شما به گونه ای به والدین خود احترام می گذاشتید که نتیجه شرایط اجتماعی آن زمان بود؛ شما هیچ دلیلی نداشتید؛ بدون هیچگونه سوالی، هر آنچه که والدین می گفتند، می پذیرفتید.

به خاطر داشته باشید که فرزندان شما در دنیای امروزی که عصر انفجار اطلاعات است زندگی می کنند. اکنون کودکان، در مقایسه با شما، با ارزشهای اجتماعی پیچیده تری مواجه هستند. در مقابل آنها صبور باشید. آنها کودکان باهوشی هستند. در سن بیست و پنج سالگی، به مرحله ای علم و دانش می رسند که شما در چنین سنی به آن دست نیافته اید.

برای اینکه والدین خوبی باشید، گاهی اوقات، خود را جای فرزندانتان بگذارید و نیازها و احساسات آنها را که مسلماٌ با نیاز های شما متفاوت است درک کنید. هرگز از خود توقع نداشته باشید که از شما تشکر کند و اگر چنین کاری انجام داد، خود را کاملاٌ خوشحال وشگفت زده نشان دهید. کودکان همیشه کادوهایی که هنگام جشن تولد به آنها می دهید به خاطر دارند، زیرا در دوران کودکی، ذهن آنها با اعتقاد به چنین مسئله ای شست و شو داده شده است.

شما کارهایی را که برای فرزندان خود انجام می دهید که پدرتان برای شما انجام داده است، این مسئله در خلال زمان رخ داده و احتمالاٌ تا ابد ادامه دارد. در زمان نوجوانی، آرزو داشتم که دوچرخه ای داشته باشم و هنگامی که پدرم یک دوچرخه برایم خرید، بسیار خوشحال شدم. مسلماٌ پسرم از من توقع داشت که یک موتور سیکلت برای او خریداری کنم: اما هنوز نتوانستم چنین کاری برای او انجام دهم.

به او قول داده ام که اگر دانشگاه خود را با موفقیت به پایان برساند، بهترین موتور سیکلت را برای او خریداری خواهم کرد. او بسیار مدبر بود که امروز خود را فدای فردا کرد و نتیجه آن شد که امروز او صاحب یک موتور سیکلت هندا می باشد.

مرحله (4)

به آنها زمان دهید

اوقاتی را با فرزندان خود سپری کنید. با آنان بازی کرده، به همراه آنان مطالعه نموده، به آنها کمک کنید تا تکالیف خود را انجام داده و از آنها در مورد دوستانشان سوال کنید. کمتر صحبت کرده و بیشتر گوش کنید. بگذارید با شما درد و دل کنند. گاهی اوقات، فرزندان، رفتار نامناسبی با والدین خود دارند. آنها از یک ارتباط ساده و توأم با آرامش با مادر خود لذت می برند، اما در برقراری ارتباط با پدر، دچار مشکل می شوند.

اما شرایط در حال تغییر است. پدران نیز نقش مهمی را در رشد و پرورش فرزندان خود ایفا می کنند. اگر شما یک پدر هستید، بدانید که برای برقراری ارتباط با فرزندان خود، دو راه پیش رو دارید، انجام این کار بسیار مشکل است، اما غیر ممکن نیست. بگذارید اطمینان داشته باشند هنگامی که به شما نیاز دارند، شما آنجا در کنارشان خواهید بود.

در زندگی، لحظاتی هست که فرزندان دوست دارند با شما صحبت کنند و شاید تمایل چندانی برای صحبت کردن با مادران خود نداشته باشند. در چنین موقعیت های مهمی در کنارآنها باشید. هنگام برقراری ارتباط با فرزندان، به این مسئله واقف باشید که اکثر اوقات، سکوت بهتر از حرف زدن است. با صبر و حوصله به حرفهای آنها گوش کنید. شاید آن لحظه موقعی باشد که تمایل دارند افکار درونی خود را با شما درمیان بگذارند.

قبلاٌ هریکشنبه، دخترم را به کلاس تقویتی می رساندم. حدود یک ساعت طول می کشید که او را به مقصد برسانم. او با ارزش ترین دارایی زندگی من است. زمان، به من کمک کرد تا شناخت بهتری از او داشته باشم. او به این نتیجه رسید من از اینکه یکشنبه ها صبح را با او میگذرانم، بسیار خوشحال هستم.

هنگامی که فرزندانتان به شما نیاز دارند، تلاش کنید که آنجا حضور داشته باشید. بگذارید آنها احساس کنند که والدینشان نه تنها به آنها عشق       می ورزند، بلکه از آنها مراقبت میکنند. جزو آن دسته از والدین نباشید که هر آنچه که فرزندان نیاز دارند، برای آنها فراهم کنید، اما هیچ وقتی را برای با آنها بودن، اختصاص ندهید. از زمان کار روزانه خود کم کنید و آن زمان را با فرزندان خود سپری کنید. آنها بیش از هر چیزی به توجه شما نیاز دارند. یاد بگیرید که غمخوار فرزندان خود باشید. فقط به فکر تأمین هزینه های مالی آنها نباشید.

مرحله (5)

ازآنها انتقاد نکنید

از فرزندان خود، به ویژه در حضور دیگران، انتقاد نکنید. فریاد زدن یا کتک زدن انها موجب می شود تا احساس حقارت یا سردرگمی داشته و بیش از پیش، نافرمان و عصیان گر شوند. سعی کنید به شیوه آرام با آنها صحبت کنید. اگر عصبانی شدید، بر سر آنها فریاد نزنید. به آنها فرصت دهید که خودشان کارهایشان را انجام دهند.

هرگز با توقعات غیر منطقی خود، از آنها نخواهید که کارهای غیر ممکن انجام دهند. کودکان، بیشتر از آنکه به انتقاد نیاز داشته باشند، به تشویق نیاز دارند. بعضی از کودکان در سن 10 سالگی، بعضی دیگر در سن 20 سالگی و بعضی از آنها در سن سی سالگی شکوفا می شوند! عجله نکنید. مهم تر از همه، فرزندان خود را با سایر کودکان مقایسه نکنید. این مقایسه ها بسیار نفرت انگیز بوده و موجب می شوند تا فرزندان شما اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.

مرحله (6)

یک مثال خوب برای آنها ذکر کنید

هر چقدر فرزندان شما بزرگتر می شوند، شیوه های تصحیح خود را گسترش می دهند، به طوریکه از طریق آموزش، پرورش و قرار گرفتن در موقعیت های مختلف و اکثراٌ با مشاهده شما، تکامل می یابند. بنابراین، برای اصلاح فرزندان، ابتدا خود را اصلاح کنید. تفکرات، کلمات، اقدامات و احساسات خود را تصحیح کنید. فرزندان، مقلدان شما هستند و آنتنهای آنها همیشه منتظر دریافت امواج شماست. اجازه ندهید عمر آنها به بطالت بگذرد. آنها بیش از آنچه که تصور کنید، به شما دقت می کنند.

ارزش هایی مانند صداقت، وفاداری، از خود گذشتگی، رفتار خوب و مؤدبانه را ملکه ذهن آنها کنبد. هنگامیکه اشتباهی مرتکب می شوند، سعی نکنید که مسائل را با فریاد زدن برای آنها توضیح دهید، اما مثالی را برای آنها ذکر کنید که درست باشد. به خاطر داشته باشید که عصبانیت، یک کالای تجملاتی گران قیمت است که فقط افراد ثروتمند، توانایی خرید آن را دارند. عصبانیت، علامتی از گسترش خطا و اشتباه در شخص است.

عصبانیت را از خود دور کنید. اگر پیشخدمت، یک قاشق شکر اضافه در چای شما ریخت، عصبانی نشوید. آیا ارزش دارد که در این مورد عصبانی شوید؟ هنوز هم هستند افرادی که چنین کاری انجام می دهند. کودکانی که با مشاهده عصبانیت والدین خود بزرگ می شوند، در بزرگسالی، دقیقاٌ همان کار را انجام میدهند. ممکن است فرزندانتان به شما بخندند، اما در واقع، آنها به شما افتخار میکنند.

اکبر، پادشاه هند یک عطر عجیب هدیه گرفت. هنگامی که از آن استفاده می کرد، یک قطره از آن بر روی زمین چکید. او خم شد و قطره عطر خود را با انگشت برداشت. او متوجه شد که «بیربال» معاونش او را در حین انجام دادن این کار مشاهده کرده است. روز بعد، اکبر شاه به دربار خود اعلام کرد که تمام منافذ قصر با نوعی عطر عجیب به مدت شش روز پر شوند. با این حال «بیربال» گمراه نشد و در گوش اکبر زمزمه کرد که احترامی که با یک قطره عطر از بین برود، با یک دنیا عطر نیز باز نمیگردد.

 

مرحله (7)

به همسر خود احترام بگذارید

هرگز به ویژه در مقابل فرزندان، به همسر خود اعتراض نکنید. اگر زمانی احساس کردید که چنین کاری انجام داده اید، به اشتباه خود اقرار کرده و به فرزندان خود بگوئید که از این رفتار، شرمنده هستید و سعی می کنید که این عادت را ترک کنید. پذیرش اشتباهات، هوش و درایت بیشتر را برای شما و فرزندانتان به دنبال دارد. سعی کنید.

اعتراض، نتیجه تفکرات و ذهنیت های غلط و نادرست است، این حالت موجب می شود تا شما هر مسئله کوچکی را بسیار بزرگ کنید. سپس یک مشکل کوچک به معضلی بزرگ تبدیل می شود. اگر می خواهید فرزندانی خوب و صالح داشته باشید، احترام به همسر، بسیار حائر اهمبت است.

من برای احترام به همسر خود به شیوه ای بسیار ساده ای دست یافته ام، فهرستی از عادات و اقدامات مطلوب وی را تهیه کردم.البته او عادات و رفتار های فراوانی دارد که چندسال پس از ازدواج، شکل گرفتند. با این حال، با تدبیر بیشتری از عادات خوب و پسندیده وی تعریف کردم. همچنین به این نتیجه رسیدم که نباید منتظر باشم تا او کار خوبی انجام دهد و سپس او را تمجید کنم.

من می توانم احترام گذاشتن را با مشاهده کوچکترین کاری که انجام میدهد، به جای آورم. دخترانم به من بسیار احترام میگذارند که دلیل این امر عدم اعتراض همسرم است. آنها همچنین به مادر خود نیز احترام میگذارند، زیرا من به او احترام می گذارم. سکوت کنید. صبور باشید. عصبانیت خود را کنترل کنید. فریاد نزنید.

مرحله (8)

دوستان خوبی داشته باشید

برای اشتغال فرزندانتان، به دنبال یک شرکت مناسب باشید. شما می توانید نه تنها بستگان، بلکه دوستان خود را انتخاب کنید. البته به چندصد نفر از آنها نیاز ندارید؛ چند نفر از انها می توانند چنین کاری را برای شما انجام دهند. فرزندان شما دوستانتان را به دقت نگاه می کنند. آنها نظریات متفاوتی در مورد هر یک از دوستان شما دارند.

در ذهن آنها فضایی وجود دارد که آماده پذیرش تجربیات جدید است. پسرم با مشاهده یکی از دوستانم به این نتیجه رسید که باید انسانی متواضع، سخت کوش و شوخ طبع باشد. شاید بهترین درسی که وی از دوست من فرا گرفت، توانایی خندیدن به خود باشد.

 

 

 

منبع: برگرفته از نوشته های پرومود باترا

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”