اعتماد به نفس (Confidence)

اعتماد به نفس دانشی است که به شما می گوید: شما در یک فعالیت احتمالاً موفق خواهید بود، زیرا در فعالیت های مشابه در گذشته موفق بوده اید.

تبدیل شدن به انسانی غیر قابل توقف و غیر قابل شکست.

خودباوری یا اعتماد به نفس یکی از شرایط روحی است که شخص در آن بخاطر تجربه های قبلی، به توانایی ها و استعدادهای خود در موفقیت و انجام کارها بطور موفقیت آمیز اعتماد و باور دارد. خصوصیت دارا بودن اعتماد به خویشتن نقش حیاتی در توسعه و پیشرفت و موفقیت های یک فرد ایفا میکند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس انرژی شماست.
اعتماد به نفس نیروی محرکه شماست.
اعتماد به نفس قدرت شماست.
اعتماد به نفس منبع موفقیت شماست.
اعتماد به نفس منبع خوشبختی شماست.
اعتماد به نفس چیزی است که شما به خودتان اعتقاد دارید.

آیا می توانید هر کاری را بدون اعتماد به نفس خود انجام دهید؟

خیر بدون اعتماد به نفس شما نمیتوانید کاری انجام دهید.

بدون اعتماد به نفس شما نمیتوانید به هدف خود برسید.

بدون اعتماد به نفس شما نمیتوانید به چیزی امیدوار باشید.

بدون اعتماد به نفس شما نمیتوانید هر چیزی را انجام بدهید.

بدون اعتماد به نفس شما نمی توانید چیزی را طرح ریزی کنید.

بدون اعتماد به نفس شما هیچ کاری نمی توانید انجام دهید.

بدون اعتماد به نفس شما نمی توانید تصمیم بگیرید.

بدون اعتماد به نفس شما نمی توانید به آرزوهای خود برسید.

بدون اعتماد به نفس هیچ چیز در این دنیا امکان پذیر نیست.

چگونه می توانید اعتماد به نفس خود را به دست آورید؟

زمانی می توانید اعتماد به نفس خود را بدست آورید که:
1. مفهوم زندگی خود را درک می کنید.
2. جهان اطراف خود را میشناسید.
3. فضایل خود را میشناسید.
4. هنگامی که شما فرق دوست داشتن و دوست نداشتن را تشخیص می دهید.
5. هنگامی که اهداف و شیوه های خود را میشناسید.
6. هنگامی که شما مفهوم مسئولیت پذیر بودن و نبودن را میفهمید.
7. وقتی که فرق بین درست و اشتباه را تشخیص می دهید.
8. هنگامی که شما چالش های زندگی خود را می دانید.
9. زمانی که شما انرژی و قدرت خود را میشناسید.

اعتماد به نفس

اگر اعتماد به نفس دارید، می توانید هر کاری را در زندگی خود انجام دهید. شما می توانید هر چیزی را در زندگی خود به دست
آورید. تمام جهان مال شماست چیزی برای شما غیرممکن نیست.

سیر تکاملی اعتماد به نفس

توانمندی خود (self ability)

فهمیدن خود (self understanding)

شناخت دوباره خود (self recognition)

خود باوری (self believing)

احترام به خود (self respectability)

معارفه دوباره خود (self representation)

عوامل تأثیر گذار بر اعتماد به نفس

گذشته: اتفاقات دوران کودکی، نوجوانی

محیط: خانواده، مدرسه، همسالان

فردی: باورها، اختلالات روانی، جسمی، ویژگی های شخصیتی

انواع اعتماد به نفس

1- اعتماد به نفس بالا کاذب

2- اعتماد به نفس بالا

3- اعتماد به نفس عادی

4- اعتماد به نفس پایین

5- اعتماد به نفس پایین کاذب

خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا

  • برخوردار از مرکز کنترل درونی
  • غم و شادی آنان وابسته به عوامل خارجی نيست.
  • به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند.
  • قادر به پذيرش و پندگيری از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله “من اشتباه كردم” مي باشند.
  • توانایی بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
  • مسئوليت اداره زندگی خود را بعهده می گيرند.
  • تفاوتهای فردی ميان افراد را ارج می نهند.
  • همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهای خود را به عهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكنی نمی كنند.
  • از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.
  • همواره در حال پيشرفت و ترقی بوده و از ريسك های مثبت در زندگی بيم ندارند.
  • اعتماد به نفس آنان به دور از خودبينی و غرور ميباشد.
  • از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمی هراسند.
  • هنگامی كه از آنان پرسشی ميگردد حالت تدافعی به خود نمی گيرند.
  • در برابر موانع و مشكلات به آسانی تسليم نمی گردند.
  • نيازی به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
  • از آنكه در كاری شكست بخورند و يا در حضور ديگران نادان به نظر برسند ابايی ندارند.
  • هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نمی دهد.
  • توانايی خنديدن به خود و زياد جدی نگرفتن خود را دارند.
  • به خويشتن و توانايی خودشان ايمان و اعتماد دارند.
  • به تصميم گيری هايشان اعتماد دارند.
  • باور دارند كه فردی با ارزش، با قابليت، دوست داشتنی، پذيرفتنی و مهم می باشند.
  • نيازی به كمال گرايی ندارند.
  • هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نمی كنند.
  • از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان می انديشند واهمه و نگرانی ندارند.
  • نيازی به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.

اعتماد به نفس

مراحل تثبیت اعتماد به نفس

1- دهه اول: خام

2- دهه دوم: شکل می گیرد.

3- دهه سوم: محکم می شود.

4- دهه چهارم: ثابت می شود.

5- دهه پنجم و: ثابت می ماند، کمی کاهش می یابد.

شرم و اعتماد به نفس

1. هرگز خجالت نکشید که چرا خجالت می کشید.

2. خجالت نشان دهنده نجیب زادگی است اما زمانی که شرم باعث از دست دادن فرصت ها شود و در مواقع عادی روی دهد این شرم آسیب رسان است و بر اعتماد به نفس تأثیر منفی می گذارد.

3. افرادی که بیشتر تنبیه شده اند بیشتر خجالت می کشند.

اعتماد به نفس و دوستی

1. برای شروع و ادامه دوستی نیاز به اعتماد به نفس داریم.

2. افرادی که داد می زنند دعوا می کنند اعتماد به نفس پایینی دارند.

3. نقش دوستی ها در دوران نوجوانی بسیار پررنگ تر است.

اعتماد به نفس و  عشق 

1. افراد با اعتماد به نفس پایین اغراق آمیز عاشق می شوند.

2. از معشوقه قهرمان می سازند و برای رسیدن به آن هر کاری می کنند و از هر نقطه ضعف طرف مقابل چشم پوشی می کنند.

3. افراد با اعتماد به نفس بالا ملایم عاشق می شوند.

4. برای ازدواج اعتماد به نفس بالا لازم است.

5. اعتماد به نفس بالای کاذب باعث کاهش اعتماد به نفس دیگران می شود.

چگونه بدون اعتماد به نفس زندگی می کنید

اعتماد به نفس چیزی است که هر فرد باید در خود داشته باشد. وقتی ما از اعتماد به نفس صحبت می کنیم، چگونه لباس پوشیدن، عمل، پیاده روی، صحبت کردن و ارتباط بر قرار کردن با مردم را انجام می دهیم. اعتماد به نفس چیزی است که ما ریسک کنیم و واقعا بدون ترس از آنچه که دیگران فکر می کنند، کارمان را انجام بدهیم.

برای انجام هر کار با اعتماد به نفس، نتایج به طرز چشمگیری مثبت خواهد شد و شما واقعا از فرآیند انجام کار لذت خواهید برد. شما متوجه خواهید شد که وقتی اعتماد به نفس شما افزایش می یابد، توانایی های شما زیاد خواهد شد یا به نظر می رسد وظایفی که در گذشته بسیار دلهره آور و ترسناک بود، امروز به آسانی انجام می شود و شما شروع به تعجب می کنید که چرا شما هرگز قبلاً چنین کاری را انجام نمیدادید.

مثلث اعتماد به نفس

در حقیقت اعتماد به نفس تقابلی است از این سه پدیده:
1. باور
2. رفتار
3. احساس

اگرچه نقطه شروع اعتماد به نفس باورهای مثبت و پیش برنده است، هر یک از این سه، چون اضلاع یک مثلث بر دو ضلع دیگر اثر میگذارد. در واقع هر باور و طرز تفکر مثبت، رفتار مثبتی به دنبال می آورد و بروز این رفتار، احساس مثبت خاصی در شخص ایجاد می کند. این احساس مثبت آن باور اولیه را تقویت می کند و باورهای استوار، رفتارهای استوارتر و گسترده تری به دنبال دارند، که به نوبه ی خود سبب به وجود آمدن احساسی خوب و عالی اند.

داشتن اعتماد به نفس یک انتخاب است که میتواند زندگی شما را دگرگون سازد، از همین امروز برای بدست آوردن آن تلاش کنید. وقتی اعتماد به نفسمان بالا رود، بیشتر برای خود ارزش قائل می شویم و همچنین شادتر و با انگیزه تر خواهیم بود.

جالب است بدانید

این تاثیر از نظر علمی نیز ثابت شده و اسکن های مغز، آن را نشان داده اند. وقتی اعتماد به نفس بالا باشد ارتجاعی تر هستیم و به واسطه رد شدن و شکست کمتر آسیب می بینیم، همچنین کمتر در معرض اضطراب قرار خواهیم گرفت.

اعتماد به نفس در فرهنگ های مختلف

اعتماد به نفس در فرهنگ های مختلف فرق دارند، زیرا مردم در مورد حفظ روابط هماهنگ نگران نیستند. در فرهنگ هایی که برای احساسات مثبت و اعتماد به نفس ارزش کمتری می گذارند، حفظ روابط صاف و روابط بین فردی مهمتر است. به عنوان مثال، آسیایی ها بهتر عمل می کنند زمانی که آنها اعتماد به نفس ندارند.

ورزشکاران

بسیاری از روانشناسان ورزشی به اهمیت اعتماد به نفس در برنده شدن مسابقات ورزشی اشاره کرده اند. در میان ورزشکاران، ژیمناستیک که تمایل به صحبت کردن با خود را در قالب آموزشی دارند، تمایل بیشتری نسبت به ژیمناست هایی که خودشان را ندیده بودند، اعتماد به نفس بیشتری دارند. محققان دریافته اند که اعتماد به نفس نیز یکی از عوامل تاثیر گذار در
موفقیت یک ورزشکار در یک رقابت است. باور آنکه من فردی هستم با تواناییهای متفاوت از دیگران که این تواناییها برای موفقیتم مهم هستند.
عزت نفس مبنای شکل گیری اعتماد به نفس می باشد و اعتماد به نفس حالتی از یقین است و باور آنکه نیرویی و اندیشه ای برای انجام این کار خاص در فرد وجود دارد.

معیارهای اعتماد به نفس

بعضی از افراد اعتماد به نفس خود را به عنوان یک ساختار ساده به اجزای عاطفی و شناختی تقسیم می کنند. اضطراب به عنوان یک جنبه عاطفی و خود ارزیابی مهارت به عنوان یک جزء شناختی.

علت پایین بودن اعتماد به نفس

پایین بودن اعتماد به نفس دلایل بسیار زیادی دارد که عبارتند از:

دوران کودکی ناراضی که والدین (یا سایر افراد قابل توجه مانند معلمان) بسیار بحرانی بودند.

عملکرد تحصیلی ضعیف در مدرسه باعث عدم اعتماد به نفس می شود.

وقایع رویداد زندگی استرس زا مانند شکست روابط یا مشکل مالی

فرمول جادویی تقویت اعتماد به نفس

وجود این تاثیرات مثبت، کار کردن روی اعتماد به نفس اهمیت ویژه ای پیدا می کند. فرمول جادویی تقویت اعتماد به نفس چیست؟
راه های تاثیر گذاری وجود دارد که می توانید با کمک آنها به افزایش قدرت اعتماد به نفس خود کمک کنید:

1. از اظهارات مثبت، به درستی استفاده کنید

همه از اظهارات مثبتی مانند “می خواهم به موفقیت بزرگی دست پیدا کنم” سود نمی برند. چنین جمالتی برای کسانی کاربرد دارد که اعتماد به نفس آنها بالا است، نه کسی که هنوز سطح اعتماد بنفسشان پایین است. دلیلش این است که تاثیر بسیار مثبت دقیقا مخالف آن چیزی است که واقعا درباره خودشان فکر می کنند. اظهاراتی واقع گرایانه تر مانند می خواهم برای موفق شدن سخت کار کنم برای آنهایی که هنوز اعتماد به نفس بالایی ندارند قابل باورتر است و می تواند اعتماد به نفسشان را تقویت کند.

2. قابلیت های خود را شناسایی کنید و آن ها را پرورش دهید

قسمت بزرگی از اعتماد به نفس به خاطر انجام کارهایی حاصل می شود که در آنها خوب هستیم. ببینید در چه کاری خوب هستید و بیشتر آن را انجام دهید. اگر آشپزیتان خوب است، بیشتر برای دوستان و خانواده آشپزی کنید و اگر استقامتتان در پیاده روی بالا است می توانید در یکی از برنامه های پیاده روی شرکت کنید. با نشان دادن توانایی و کسب موفقیت در زمینه
هایی که برایتان مهم است، حس ارزش دادن به خودتان رشد می کند.

3. انتقاد پذیر باشید 

وقتی روی خودمان نظری منفی داریم تعریف دیگران را نیز نمی توانیم به راحتی قبول کنیم و جالب اینجاست زمانی چنین اتفاقی می افتد که بیش از هر زمان دیگری به تعریف دیگران نیازمندیم. بنابراین سعی کنید تعریف های راحت حتی اگر برایتان عجیب هم باشد قبول کنید. بهترین راه برای تحمل تعریف دیگران، آماده کردن واکنش هایی مناسب است مانند گفتن ساده یک
متشکرم و یا نظر لطف شما است. بعد از انجام این کار، به مرور زمان می بینید که راحت تر می توانید تعریف دیگران را بپذیرید. اجازه دهید انتقادها وارد شوند و از فرد منتقد تشکر کنید.

4. از خودتان انتقاد نکنید

اعتماد به نفس پایین معمولاً منجر به افزایش انتقاد از خود می شود که در آینده منجر به آسیب دیدن بیشتر اعتماد به نفس می شود. این جایی است که دلسوزی برای خود، پا به میدان می گذارد. هر زمان شروع به افکار انتقادی درباره خودتان کردید صبر کنید و از خود بپرسید اگر یکی از دوستانتان هم بود چنین فکری درباره اش می کردید. ما نسبت به دیگران بیشتر از خود مهربانیم بنابراین سعی کنید خود را مانند دیگران ببینید، این کار به افزایش اعتماد به نفس شما کمک می کند.

5. ارزش واقعی خود را تأیید کنید

از قابلیت هایی که دارید یک لیست درست کنید که بتواند روی اعتماد به نفستان تأثیر داشته باشد. برای مثال اگر در بدست آوردن یک شغل ناکام ماندید آنچه باعث می شود کارمندی عالی باشید را لیست کنید. سپس با نوشتن اینکه چرا این قابلیت مهم است و مورد استقبال دیگران قرار می گیرد، روی یکی از نقاط تمرکز کنید. این تمرین را به مدت یک هفته هر روز
انجام دهید و خواهید دید که اعتماد به نفستان افزایش خواهد یافت. با کار کردن روی اعتماد به نفس خود، آن را قوی کنید و از حالت شکنندگی خارج نمایید. داشتن اعتماد به نفس می تواند تأثیر شگفت انگیزی روی زندگیتان داشته باشد.

6. با اعتماد رفتار کنید

سرتان را بالا نگه دارید، قوز نکنید و صاف بنشینید، کمی شانه هایتان را عقب ببرید تا کمرتان صاف باشد و مستقیم به مخاطبتان نگاه کنید.

7. لباس مناسب بپوشید

زمانی که ظاهر مناسبی دارید احساس بهتری نیز خواهید داشت. اگر لباس و وسایلی انتخاب کنید که مناسب شما باشند، مطابق با شغل و سبک زندگیتان باشند و باعث شوند احساس خوبی داشته باشید، ناخودآگاه اعتماد به نفستان افزایش می یابد.

8. با قاطعیت صحبت کنید

سخنرانان بزرگ با اطمینان و قاطعیت و با لحنی ثابت و ریتمیک حرف میزنند.

9. مثبت اندیش باشید

انرژی مثبت منجر به شکل گیری نتایج مثبت می شود، پس نیمه پر لیوان را ببینید و ذهنتان را بر فعل توانستن متمرکز کنید.

10. فعالیت کنید

بی تحرکی و انجام ندادن هیچ کاری، ترس و شک را افزایش میدهد و در مقابل فعالیت، اعتماد و شجاعت را بیشتر میکند.

آماده باشید

آمادگی مانع عملکرد ضعیف میشود، آمادگی بیشتر باعث می شود نسبت به قابلیت ها و توانایی های خود اعتماد و اطمینان بیشتری داشته باشید. خودتان را دوست داشته باشید و تصویری که از خود دارید را بهبود دهید. اگر قصد دارید در جمعی حاضر شوید یا فعالیت جدیدی را انجام دهید اما از انجام آن هراس دارید، می توانید از تکنیک های (ان ال پی) نیز استفاده کنید.

تصویری که از خود دارید را ویرایش کنید بدین صورت که به یک رفتار در گذشته فکر کنید که به خوبی در آن مهارت داشتید. سپس این تصویر و حس خوب را به اکنون بیاورید و جایگزین تصویر فعلی کنید. خواهید دید ترس و اضطراب شما کاهش یافته و عملکرد بهتری خواهید داشت.

11. از خودتان مراقبت کنید

برای برخی افراد این جمله به معنای بهتر خوردن، تلاش برای بهتر خوابیدن و ورزش منظم است. خودتان را برای رسیدن به وضعیت ظاهری مناسب متعهد و ملزوم کنید، این کار به شما نظم، پشتکار و مواجه شدن با چالش ها را می آموزد. بسیاری از ویژگیهای خوب با تلاش برای رسیدن به یک هدف به وجود می آیند.

12. برای تبدیل شدن به فردی بهتر تمرین کنید

فردی مهربانتر و محتاط تر باشید. کاری را که فکر میکنید صحیح است انجام دهید. هر زمانی که خودپسند، کوته فکر، بی رحم، ناصادق و فریبکار باشید بیشتر از هر کسی خودتان آسیب می بینید، زیرا دیگران می توانند از شما دور شوند، اما خودتان نمی توانید از خودتان فاصله بگیرید. باور کنید که همه ی دارایی ها را در دستانتان دارید. اگر احساس افسردگی، تشویش، اضطراب و خستگی دارید، کمک بگیرید. به کلاس یوگا بروید، کتاب بخوانید، با شخصی که به او علاقه دارید صحبت کنید، ممکن است شما آرامش را در مهربانی غریبه ها بیابید، به پیاده روی بروید و از آن به عنوان فرصتی برای درک و توجه به زیبایی رنگ های آسمان
استفاده کنید. اطرافتان را طوری بشناسید تا در صورتی که شکست خوردید به شما کمک کنند.

شبکه های اجتماعی و اعتماد به نفس

برای آن دسته از افرادی که فعالیت زیادی در شبکه های اجتماعی دارند آشنا بودن با عوارض کارشان بسیار مهم است. مخصوصاً زمان هایی که ارتباطات اجتماعی شخص در خارج از دنیای مجازی ضعیف باشد. تا به حال برایتان پیش آمده که بعد از کمی کنکاش در شبکه های اجتماعی نسبت به سبک زندگی خودتان احساس بدی پیدا کنید؟ مثل این است که همه بهتر از شما زندگی می کنند و عکس هایی که از جشن ها و تفریحات دیگران در صفحه اینستاگرام آنها می بینید حس حسادت شما را برانگیخته میکند و از زندگی خودتان رضایت ندارید.

نشانه های حسادت شبکه های اجتماعی

واضح ترین نشانه حسادت در شبکه های اجتماعی از دست دادن روحیه است. ممکن است بعد از خواندن چند تا از پست های دیگران احساس پوچی بکنید. گاهی وسوسه می شوید که همه پست ها را بخوانید و بعد از این که تمام آلبوم عکس ها را دیدید حس حسادت شما برانگیخته می شود و با عکس ها به خودتان ضربه می زنید. کم کم احساس یأس و نا امیدی به سراغتان می آید و از همه مهمتر حس حسادت باعث میشود دیگر برای موفقیت های دیگران خوشحال نشوید.

ترک عادت های غلط و بالا بردن اعتماد به نفس

همه ما در زندگی عادت های روزانه ای داریم که از وجودشان خرسند نبوده اما برای تغییر دادنشان هم تلاشی نمی کنیم! اما شاید همین عادت های غلط باشند که مانع موفقیت شما هستند. راهکارهای افزایش اعتماد به نفس چه هستند؟ با حذف کردن عادات بد شروع کنید.

1. اگر در داستان زندگی خودتان یک قهرمان نیستید، آن را کنار بگذارید

یک دفتر زیبا و مطابق با طراحی روز خریداری کنید. در اولین صفحه ی جدید، تمیز و خالی، داستان خودتان را بنویسید. بی طرفانه و بی غرض آن را بررسی کنید. آیا غمگین یا خشمگین هستید؟ احساس میکنید شما بدشانس هستید؟ آیا افراد دیگر را نکوهش و سرزنش می کنید و فکر می کنید قربانی هستید؟

آیا احساس میکنید ابزار یا وسیله هستید یا احساس میکنید که ابزار و وسایل در اختیار شما است؟ در صفحه ی بعد بعضی موارد را تغییر دهید. بعضی مسائل را بر عهده بگیرید. مسئولیت پذیرتر و قدرتمندتر باشید. شما یک دفتر کامل در اختیار دارید تا
صفحه به صفحه، تصویری که از زندگیتان دارید تغییر دهید.

2. هرگز زمانتان را با افرادی که برای شما مفید نیستند، صرف نکنید

آیا کسی در زندگی شما وجود دارد که بطور مداوم شما را نکوهش کند؟ یا فردی که احساس کنید برای شما مضر و سمی است یا انرژی شما را از بین می برد؟ آیا دشمن های دوست نما دارید و نمی توانید دلیل حضور آنها در زندگیتان را توضیح دهید؟ شما کامل نسبت به افرادی که خودتان را با آنها محاصره کرده اید و با آنها ارتباط دارید مسئول هستید.

3. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

هنگامی که به خودتان می گویید که شخصی در مسئله های بهتر از شما است، هرگز تصویر کامل از او ندارید. بر کاری که انجام میدهید تمرکز کنید. به درون توجه کنید. باطن نمایانگر همه چیز است و هر چه به دنبالش می گردید، در آن است.

4. مسائل آزاردهنده را با خودتان حمل نکنید

آیا احساس رنجش، خشم، دلخوری یا مبارزه برای انتقام جویی دارید؟ این ها مانند رفتن به بیابان است درحالی که به جای آب با خود سم حمل می کنید. مسائل آزاردهنده را رها کنید و دیگران ببخشید.

5. برای همیشه از اینکه همه چیز کامل و بی نقص باشد صرف نظر کنید.

در عوض، ریسک و خطر کنید. یک کار پر ریسک و خطرناک انجام دهید و ببینید چه اتفاقی میافتد. (اتفاق خاصی نمی افتد) برای یادگیری مسائل جدید همیشه کامل جدی و سرسخت باشید.

6. به کاری که نمی خواهید انجام دهید، نه بگویید

این کار اغلب با عدم تأیید و نارضایتی مواجه خواهد شد و ممکن است باعث از دست دادن برخی از دشمنان دوست نمایی که پیشتر در رابطه با آن ها صحبت کردیم شود؛ اما از این طریق، زمان بیشتری برای انجام دادن کارهایتان فراهم خواهد شد.

7. افراد موفق و پرافتخاری که شما را دوست دارند در زندگیتان پررنگ کنید

برای آنها زمان بگذارید و توجه تمام و کمالتان را به آنها معطوف کنید.

8. فهرستی از فعالیت هایی که برای شما سخت و چالش برانگیز است تهیه کنید

منظور از چالش برانگیز فعالیت هایی که احتمالاً باعث آسیب شما می شوند نیست، بلکه منظور فعالیت هایی ضروری هستند که برای انجام دادن آنها معذب هستید. برای مثال با یک غریبه راه بروید و صحبت کنید، برای بیرون رفتن از کسی در خواست کنید، با صدای بلند صحبت کنید یا عقاید و نظرات را توسعه دهید، همه چیز را در لیستتان بررسی کنید.

9. هوس های غذاییتان را کنترل کنید

هیچ چیزی سخت تر از ترک و کنترل عادت های غذایی نیست به خصوص زمانی که پیتزا و برگر جلوی چشم باشد. هوس های غذاییتان را کنترل کنید. هر چه زودتر بهتر. از نظر علمی ثابت شده است که برنامه غذایی سالم استرس را کاهش داده و
روحیه را تقویت می کند. همچنین اضطراب را از بین برده و با افسردگی مبارزه می کند.

10. پیرو احساستان باشید

پیروی از اشتیاق و احساسات نمی تواند وسیله ای برای امرار معاش باشد اما بیشتر ما این حس را در وجودمان داریم. زمانی را به انجام کارهایی که برایتان لذت بخش است اختصاص دهید. این کار انرژیتان را افزایش میدهد. هیچوقت جنبه مثبت این فعالیت ها را دست کم نگیرید.

ترفندهای نشان دادن اعتماد به نفس خود

آیا شما اعتماد به نفس در کار یا موقعیت اجتماعی ندارید، تقویت اعتماد به نفس شما باعث می شود که زندگی شما را تغییر دهد. تبدیل شدن به فردی قدرتمند و با اعتماد به نفس، حتی اگر 1۰۰ ٪ اعتماد به نفس نداشته باشید، می تواند به شما کمک کند به یک فرد قدرتمند و متقاعد کننده تبدیل شوید.

گام 1

انتخاب لباس هایی که به شما احساس خوبی میدهد، باعث می شود که شما اعتماد به نفس داشته باشید. وضعیت خوب و بلند قد نیز باعث می شود که شما اعتماد به نفس بیشتر داشته باشید.

گام 2

پیش از موفقیت خود، خود را برای موفقیت آماده کنید. اگر شما در مورد ورود به یک موقعیت اجتماعی نگران هستید، و استرس دارید، به فکر تمام زمان هایی که شما با دوستانتان به موفقیت رسیدید باشید. اگر شما در مورد ارائه در کار تأکید دارید، به جای تمرکز بر شکست های آینده، از موفقیت های گذشته برای کمک به نشان دادن اعتماد به نفس استفاده کنید.

گام 3

به یاد داشته باشید که موفقیت همیشه توسط کمال تعریف نمی شود، و شما می توانید از راه های مختلف به موفقیت دست یابید. به جای اینکه به کمال دست یابید و از اعتماد به نفس خود غافل باشید، وقتی کاری را اشتباه انجام میدهید، سعی کنید از اشتباهات خود درس بگیرید و یاد بگیرید چشم انداز مثبتی را در مورد نتیجه نهایی کار به دست آورید.

مرحله 4

ترس های خود را تکرار کنید. راه رفتن کورکورانه به یک وضعیت با این ایده که هیچ راهی برای شکستن وجود ندارد، می تواند یک روش غیرمستقیم برای عمل باشد. با توجه به مجله کارآفرین، اگر از سخنرانی می ترسید، به خودتان اجازه دهید چیزهایی را که ممکن است اشتباه کنید را تصور کنید بنابراین برای وقتی که به موقعیت آنها می رسید آماده باشید. پتانسیل شکست را بدانید، اما بر موفقیت تمرکز کنید تا نشان دهید که چگونه مطمئن هستید.

گام 5

افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند هیچوقت به پایین میز یا پای خود نگاه نمی کنند، همیشه سر خود را بالا نگه می دارند و مستقیم را نشانه می روند. برای تمرین این تکنیک فرض کنید که یک نفر همیشه سر شما را از پشت به سمت بالا میکشد.

گام 6

در واقع وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم ناخودآگاه چانه مان را کمی پایینتر از حد نرمال می گیریم. این کار بعد از مدتی شکل عادت به خود می گیرد و ژست طبیعی صورتمان می شود. به خاطر این عادت است که وقتی برای بار اول چانه تان را خیلی بالا نگه می دارید احساس ناشی بودن به شما دست می دهد اما دلیل آن فقط این است که به آن عادت ندارید، همین.

گام 7

از خودتان سوال کنید: “بدترین نتیجه چیست؟” بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از این که اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسان ها نامحدود است، بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به اهدافتان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند. زمانی دست به عمل بزنید که قدرت کنترل بر روی مسائل را داشته باشید. تا جایی که می توانید از انرژی خود در راه صحیح استفاده کنید.

گام 8

فراگیری مهارت های جدید در زمینه های کاری و شخصی، اولین گام برای رسیدن به اعتماد به نفس است. زمینه های مهمی را که برای موفقیت در آنها به اعتماد به نفس بیشتری نیاز دارید، بشناسید، سپس در این حوزه ها با گذراندن دوره های آموزشی گوناگون، مطالعه کتاب ها و حضور در فضاهای آموزشی دانش خود را افزایش دهید. شرکت در کلاس های مجازی و تبادل اطلاعات با گروه های همسن و سالتان می تواند برایتان لذت بخش و آسان باشند.

روش افزایش اعتماد به نفس خانم ها

اکثر خانم ها با توجه به توانایی های بارز و چهره ی زیبایی که دارند، از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و این سدی محکم در برابر پیشرفت آنهاست. برای افزایش اعتماد به نفس نیاز به انجام کارهای سخت و پیچیده نیست و با دانستن راه های ساده برای تقویت اعتماد به نفس می توانید یک فرد موفق با اعتماد به نفس بالا باشید.

1. پوست خود را زیباتر کنید

چهار نقطه روی صورت هست که می تواند کل صورت شما را بهتر نشان دهد. گوشه های داخلی تیره چشم ها، گوشه های خارجی چشم ها، دو طرف بینی و دو طرف دهان. روی این قسمت ها کرم پودر بمالید.

 2. تماس چشمی برقرار کنید

وقتی با کسی حرف می زنید، در چشم او نگاه کنید. این کار عادت افرادی با اعتماد به نفس بسیار بالا است.

3. راست بایستید

مهم نیست هیکل شما چطور باشد، بلکه باید اعتماد به نفس داشته باشید. سعی کنید نافتان را به سمت ستون فقراتتان عقب ببرید، شانه هایتان را عقب داده و سینه را به جلو بدهید. راست ایستادن را اینگونه تمرین کنید.

4. به پوستتان رنگ بدهید

اگر پوستتان خیلی رنگ پریده است با کرم های برنزه ظاهر سالم تری به خود بدهید. هرچند که برنزه کردن واقعی درست نقطه مخالف سلامتی است.
مالیدن چند قطره کرم برنزه به همراه کرم مرطوب کننده به پوست شما رنگ بیشتری می دهد.

5. کیف پول خود را مرتب و تمیز کنید

هر هفته زمانی را صرف تمیز کردن کیف پول خود کنید. رسیدها، کارت ویزیت ها و تکه کاغذها را دور بیندازید. مرتب کردن و مدیریت کردن چیزهای کوچک و مهم می تواند به شما کمک کند که احساس کنید کنترل زندگی خود را در دست دارید.

6. احساس کنید که یک سایز کم کرده اید

خانم هایی که عطرهایی با طعم گل و ادویه به خود می زنند، لاغرتر از آنچه هستند به نظر می رسند.

7. از آینه دوری کنید

وقتی خانم ها زمان زیادی را صرف ظاهر خود می کنند و به چیزهای دیگر رسیدگی نمی کنند، کمتر خوشحال هستند. افراط در رسیدن به ظاهرتان، حواس شما را از جنبه های دیگر زندگی پرت می کند.

8. آراسته باشید

تحقیقات نشان داده اند که خانم هایی که آراسته هستند، اعتماد به نفس بیشتری دارند.

9. قوز نکنید

این کار را فقط جهت درست کردن نحوه نشستن یا پشت درد انجام ندهید. خم شدن و قوز کردن به روی میز باعث می شود که افکار مثبت کمتری درباره خودتان داشته باشید. افرادی که به شدت دچار تعریق کف دست یا زیربغل یا فرق سر هستند می
توانند نزد پزشک رفته و تزریق بوتاکس انجام دهند. بدین ترتیب بدون آنکه از دست دادن با کسی ترس داشته باشید، احساس هزاران بار بهتری خواهید داشت.

روش افزایش اعتماد به نفس آقایان

1. موسیقی نشاط بخش گوش دهید

قبل از اینکه شب در مهمانی شرکت کنید، یا قبل از یک امتحان یا جلسه مهم، قبل از هر چیزی که ممکن است اعتماد به نفستان را کمی سست کند، می توانید از موسیقی به عنوان انگیزه برای تقویت روحیه استفاده کنید.

2. یک چیز جدید امتحان کنید

وقتی پا را از منطقه آرامشتان بیرون می گذارید و چیزی را امتحان می کنید که قبلاً نکرده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش می کنید بلکه محدوده های خود و اعتمادتان به توانایی های خود را گسترش می دهید. با امتحان کردن یک چیز تازه می توانید از ترس هایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیت های کمتر داشته باشید.

3. برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید

این یکی از مهمترین و موثرترین راه های ایجاد اعتماد به نفس دائم است. وقتی تصمیم می گیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمی کشید و آن را پیش می برید، خودتان به خودتان ثابت می کنید و اینجا است که اعتماد به نفستان بالا می رود.

4. ازمدیتیشن استفاده کنید

مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.

5. ورزش کنید

این مورد اثری عمیق بر اعتماد به نفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا می برد و مواد شیمیایی مختلفی تولید می کند “مثل تستوسترون و اندورفین” که حالت مثبت تری به شما می دهد. به نظر می رسد ورزش به طور اتوماتیک وار اعتماد به نفس افراد را بالا می برد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر می دهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما می دهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتماد به نفس است.

اعتماد

6. با یک ترس رو به رو شوید

این مورد اصلاً آسان نیست. اما پاداش خیلی خوبی به همراه دارد. اگر با یک ترس روبه رو شوید، اعتماد به نفستان 1۰ قدم بالاتر می رود. و هربار که با یک ترس رو به رو می شوید آرام آرام متوجه می شوید که ضرب المثل قدیمی “از هیچ چیز به اندازه ترس نباید ترسید” فقط یک کلیشه تو خالی است.

7. چیزی نو خلق کنید

همه انسان ها خالق هستند. اما پس کودکی و نوجوانی این مسئله گاهی فراموش می شود. کشف دوباره خلاقیت هایتان راهی عالی برای بالا بردن اعتماد به نفستان است. خلق یک چیز جدید راهی عالی است اما همیشه هم آسان نیست. اما وقتی کارتان تمام شد نه تنها احساسی عالی نسبت به خودتان پیدا می کنید، بلکه بعضی اوقات قسمت های جدیدی از خودتان که قبلاً میشناختید را دوباره کشف می کنید. خالق بودن راهی عالی برای شناختن خودتان و توانایی های پنهانتان است.

8. تا زمانیکه اعتماد به نفس پیدا نکرده اید وانمود کنید که دارید

یک راه برای بیرون آمدن از محدودیت هایی که برای خودتان درست کردید این است که یک قدم بیرون از منطقه آرامشتان بگذارید. ممکن است غیر عملی به نظر برسد. انگار فقط به خودتان دروغ می گویید اما موضوع همین است. این راهکار کاملاً عملی است. اگر احساس اعتماد نمی کنید، حداقل تظاهر کنید و طوری رفتار کنید که انگار به خودتان و توانایی هایتان کاملاً مطمئن هستید و بنابر آن رفتار کنید. خیلی زود می بینید که احساس اعتماد به نفس می کنید، اعتماد به نفس واقعی.

9. از محیطتان استفاده کنید

یک راه مؤثر برای تغییر خودتان این است که محیطتان را برحسب آن کسی که دوست دارید باشید، تغییر دهید. اگر می خواهید اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، زندگینامه های افراد با اعتماد به نفس را مطالعه کنید. موسیقی که گوش می دهید را از موسیقی های افسرده کننده به انرژی بخش تغییر دهید و سعی کنید با کسانی رفت و آمد کنید که اعتماد به نفس بالایی دارند.

10. از قوه تخیلتان استفاده کنید

ذهن شما ابزاری بسیار قدرتمند است. وقتی یاد بگیرید چطور از تخیلتان به طریقی مثبت استفاده کنید، می توانید با کمک آن اعتماد به نفستان را بالا ببرید. یک راه برای آن تجسم سازی است.

به طور مثال

تصور کنید که جلسه ای مهم پیش رو دارید. پیش خود تجسم کنید که چقدر همه چیز خوب پیش می رود، همه چیز را بشنوید و ببینید و چقدر حس خوبی در آن جلسه دارید. خودتان را در حال لبخند زدن تجسم کنید که اوقات خوشی را می گذرانید. نتیجه مثبت و عالی جلسه را در ذهنتان مجسم کنید. بعد تجسم کنید که جلسه با نتیجه دلخواه شما به پایان رسیده است. این روش واقعاً موثر است و قبل از پا نهادن به جلسه روحیه ای عالی به شما می دهد.
اگر برای اینکه خودتان را با اعتماد به نفس تجسم کنید مشکل دارید، می توانید کس دیگری را تقلید کنید. یک فرد با اعتماد به نفس کنار خودتان پیدا کنید.

مثالاً یک ورزشکار، هنر پیشه یا حتی یکی از آشنایان را پیدا کنید و از او تقلید کنید. ببینید چطور راه می رود، حرف می زند و حرکت می کند. بعد رفتارهای او را در تجسم سازیتان تقلید کنید.

11. با خودتان مهربان باشید

ممکن است با خودتان بد رفتاری کنید. درک کنید که هیچ نیازی به این کار نیست. حتی اگر تا امروز هم اینطور رفتار کرده اید دیگر وقتش رسیده است که دست از آن بردارید. در عوض با خودتان مهربان باشید. هیچ اشکالی ندارد. بد رفتاری با خودتان هیچ دلیلی ندارد مگر اینکه بخواهید خودتان را ناراحت کنید و دشمنانتان را شاد.

یک بخش مهم است

مهربان بودن با خودتان این است که نقاط قوتتان را می فهمید و آنها را رشد می دهید. این کار نه تنها به بهتر شدن مهارت هایتان کمک می کند بلکه اعتماد به نفستان را هم بالا می برد. یک بخش کوچک تر اما مهم دیگر این است که تحسین های دیگران را بپذیرید. تشکر کردن برای تحسین و تمجید دیگران هیچ اشکالی ندارد. بعد از هر تحسین حس خوبی به خودتان پیدا کنید.

نشانه های ترس از سخنرانی

بسیاری از مردم در این شرایط حس بدی دارند، درست مثل اینکه یک پروانه در قلب آنها بال بال میزند. این افراد قبل از سخنرانی در جمع و یا ارائه کنفرانس و یا حتی طرح سوال در کلاس درس اضطراب را تجربه می کنند و اگر فرد نتوانست بر این ترس خود غلبه کند، باعث تداخل در زندگی روزمره اش میشود.

چرا میترسیم در جمع صحبت کنیم؟

بخش بزرگی از دلایل ترس در افراد هنگام سخنرانی و یا حضور در مجامع عمومی به ذهنیت منفی سخنران، عدم مطالعه، اراده و اعتماد به نفس ضعیف، کمرویی، شناخت ناکافی از محیط و عدم احاطه بر موضوع بر میگردد.

عزت نفس

عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموعه ی افكار، احساسات، عواطف و تجربیات ما در طول زندگی ناشی می شود. می اندیشیم كه فردی با هوش یا كودن هستیم، احساس می كنیم كه شخصی منفور یا دوست داشتنی هستیم،  مورد قبول و اطمینان هستیم یا خیر؟ خود را دوست داریم یا نداریم؟

مجموعه این برداشت ها و ارزیابی ها و تجاربی كه از خویش داریم باعث می شود كه نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، یا بر عكس احساس ناخوشایند بی كفایتی داشته باشیم. همه ی افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه ی فرهنگی و جهت و نوع كاری كه در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند.

ویژگی های شخصی كه عزت نفس بالا دارد 

مستقل عمل می كند

در مورد مسائلی چون استفاده از: وقت، پول، حرفه، لباس و مانند این ها، خود دست به تصمیم گیری و انتخاب می زند.

 مسئولیت پذیر است

سریع و با اطمینان عمل می كند. گاهی مسئولیت كارهای روزانه ی خانه را بر عهده می گیرد و حتی دنبال موقعیت های كاری جدید می رود و بدون آنكه از او خواسته شود، به كمک دیگران می شتابد.

به پیشرفت هایش افتخار می كند

هنگامی كه از پیشرفت هایش، تعریفی به میان می آید، با مسرّت تصدیق می كند و از این بابت احساس رضایتمندی می نماید.

اشخاصی كه دارای اعتماد و عزت نفس پایین هستند ویژگی های زیر را دارند

قریحه های خود را دست كم می گیرند و مدام این جملات را در ذهن خود تكرار می كنند: “نمی توانم این یا آن كار را انجام بدهم”، “نمی دانم چرا هیچ وقت نمی توانم فلان كار را یاد بگیرم”.

 احساس می كند دیگران ارزشی برای او قائل نیستند

در محبت و پشتیبانی خانواده و دوستانش تردید دارد و احساس می كند دیگران ارزشی برای او قائل نیستند و یا احساس می كند كه آنها اصلاً به او علاقه ندارند و از او حمایت نمی كنند.

بهانه جویی می كند و ناامید می شود

نازک نارنجی است. نمی تواند انتقاد كند یا درخواست های غیر منتظره را بپذیرد و برای انجام ندادن آنها، عذر و بهانه می آورد. اصلاً بهانه جویی و دلیل تراشی، حرفه ی اوست.

اعتماد

آيا داشتن باور خود توانمندی و احترام به خود به اين معنا است که هرگز اشتباه نکنيم؟

خير. خود توانمندی و احترام به خود به اين معنا است که هر يک از ما ميتوانيم فکرکنيم. قضاوت داشته باشيم و اشتباهات خود را اصلاح کنيم. عزت نفس به اين معناست که بدانیم و باور داشته باشيم که مي توانيم آنچه را لازم داريم بياموزيم و با چالشها و مشکلات زندگي برخورد انديشمندانه داشته باشيم.

عزت نفس چه شکلی دارد؟ آيا می توان آن را در رفتار افراد مشاهده نمود؟

عزت نفس در ما و ديگران به شکلهای متفاوتی ظاهر می شود اما به طور کلی عزت نفس را می توان در حالت چهره، رفتار، صحبت و حرکت اشخاص مشاهده کرد. برخورد باز و گشوده با انتقادها، راحتی در پذيرش اشتباهات نمونه هایی از شکل عزت نفس است. کلام و حرکات شخص داراي عزت نفس از کيفيت راحت برخوردار است.

به عبارت ديگر طرز کلام و حرکات شخص نشان می دهد که او در جنگ با خويشتن نيست و با ديگران نيز جنگی ندارد. هماهنگی ميان آنچه شخص می گويد و انجام می دهد يعنی از خود پنهان نمی شود و با خود در جنگ و ستيز نيست. دروغ، رياکاری و پنهان کاری در افراد دارای عزت نفس سالم وجود ندارد.

چند ويژگی افراد دارای عزت نفس 

افراد دارای عزت نفس واقع بين هستند. خلاق و نيروی خود را بکار می گيرد و به فراورده های ذهن خود توجه کافی دارد. (خود را دست کم از ديگران) کسانی که عزت نفس سالم دارند هرگز از اينکه بگويند «اشتباه کردم» واهمه و ترسی ندارند. اشتباهات خود را واقع بينانه می پذيرند و برای اصلاح اشتباهات خود تلاش می کنند. در حالی که کسی که عزت نفس ندارد قبول هر اشتباه را به حساب تحقير شدن خود می گذارد و دچار احساس گناه، احساس بی کفايتی و شرم و خجالت می شود. بنابراين اشتباهات خود را به ديگری نسبت می دهد.

عزت نفس و اعتماد به نفس

عزت نفس واقعی مانند اعتماد به نفس نیست. اعتماد به نفس دانشی است که به شما می گوید: شما در یک فعالیت احتمالاً موفق خواهید بود، زیرا در فعالیت های مشابه در گذشته موفق بوده اید. در حالی که عزت نفس توانایی دوست داشتن و احترام به خود چه به هنگام شکست و چه به هنگام پیروزی است.

اعتماد به نفس واقعی چیست؟

اعتماد به نفس حقیقی یک حس درونی است، بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیت ها، شکست ها، و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد به نفس واقعی بسیار نادر و کمیاب است، زیرا اغلب اعتماد به نفس ها کاذب و نقابی برای پنهان کردن اعتماد به نفس پایین است.

اعتماد به نفس کاذب

این گونه اعتماد به نفس ها وابسته و زودگذر هستند. مانند اعتماد به نفس هایی که به دلیل ثروت، شهرت، محبوبیت، لباس های فاخر، قدرت و زیبایی دیده می شود.

گستاخی

معمولاً مردم افراد پررو و گستاخ را با افراد با اعتماد به نفس بالا اشتباه می گیرند. اما پررویی نیز یک نقاب برای استتار بی کفایتی و اعتماد به نفس پایین است.

متظاهرها

این گونه افراد خود را با اعتماد به نفس، شاداب، موفق و شکست ناپذیر نشان می دهند. اما از درون احساس پوچی و خلاء کرده و از شکست بسیار هراسانند.

اعتماد به نفس به معنی برتری داشتن، تکبر و خودبینی نیست، زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد به نفس پایین نشأت می گیرد. اعتماد به نفس نباید یک پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد. زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرش دیگران قرار می دهید. افراد با اعتماد به نفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تأیید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند.

روش های مثبت اندیشی

1. نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.

2. لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه‌های تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.

3. لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.

4. سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت»، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید».

5. افکار خود را متوجه خوبی‌ها و جنبه‌های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت‌ نگر شویم.

6. با خوش‌ بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه‌های جدید مثبت شکل گیرند.

دیدگاه مثبت

7. هر روز صبح که از خواب بر می‌خیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسما‌ء‌ الله روز خود را با نشاط و خوش‌بینی آغاز کنیم.

8. از افراد منفی‌نگر یا موقعیت‌هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می‌شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.

9. از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.

10. در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.

11. در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی، شخص بسیار شریف و بزرگواری است)

12. از چشم و هم‌ چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری، و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.

13. اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

14. خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می‌شود تا افکار ناراحت کننده و منفی‌ جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.

15. اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه‌ای ندارند و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی‌شوند.

فقط باید این شعار را فراموش نکنیم:

اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگی‌مان متحول می‌شود.

اعتماد

جستجوی اعتماد به نفس واقعی

اگر اعتماد به نفس ما بر پایه کارهایی باشد که خوب انجام میدهیم تنها خود را محدود کرده ایم و تنها بعضی اوقات اعتماد به نفس داریم، ولی اعتماد به نفس واقعی احساسی است که باید از کارهایی که می دانیم خوب انجام می دهیم فراتر رود. گاهی ما با خود میگوییم اگر فلان شغل یا شرایط را داشته باشیم مطمئناً اعتماد به نفس خواهیم داشت و شرایط نیز بهتر بود ولی حالا چون شغل و … را ندارم پس این دو را نیز نخواهم داشت و گاهی اوقات حتی وقتی با چیزی که میخواهیم میرسیم احساس بهتری نداریم در نتیجه حقیقت اعتماد به نفس واقعی چیست؟

اعتماد به نفس واقعی

ربطی به رویدادهای ظاهری زندگی شما ندارد. اعتماد به خویش به خاطر آن چه انجام می دهیم به وجود نمی آید بلکه به دلیل باورتان به توانایی درون خود است که ما را قادر به انجام آنچه میخواهیم می کند.

همیشه از درون سرچشمه می گیرد نه از بیرون. از تعهدی که به خود داریم ناشی می شود. تعهدی که هر چه را میخواهیم و ضروری است انجام خواهیم داد تا به خواسته های خود برسیم. اعتماد به نفس، باور به قابلیت انسانی خویش است، این که با هر آنچه در زندگی پیش آید رو به رو شویم بتوانیم از عهده ی آن برآییم. این حس تمایل به عملکرد است فرقی نمی کند با چه رو به رو شویم در هر صورت تلاش خواهیم کرد تا آن را به دست آوریم.

اعتماد به خود برای رسیدن به آرزوهایمان

اگر حس اعتماد به نفس را فقط محدود به دستاوردهای خود در زندگی کنیم خود را برای عدم اعتماد به نفس آماده کرده ایم. نهایتاً ما نمی توانیم بازتاب جهان را به اهداف و رویاهایمان کنترل کنیم تنها چیزی که توان کنترل آن را داریم و باید به آن اعتماد داشته باشیم تعهد و اعتمادمان به توانایی خود برای انجام هر امر ضروری در جهت رسیدن به آرزوهای خود است.

اگر اعتماد با خود را بر پایه وجود خود بنا می کنیم هیچ کس و هیچ شرایطی نمیتواند آن را از شما بگیرد. احساس اعتماد به نفس ما از اراده و تصمیم خودمان سرچشمه می گیرد.

چگونه از تضعیف خود دست برداریم

زمانی که دست از تلاش برای دست یابی به آرزوهای خود بر میداریم. زمانی است که خللی در اعتماد به نفس ما ایجاد شده است و اینجا است که به خود اعتماد نداریم. ما باید یک چیز را در شرایطی که چیزی را نمی دانیم خوب بدانیم و آن این است که دست از تلاش بر نمی داریم. ما باید مطمئن باشیم حتی در صورتی که کار اشتباه انجام دادیم یا شکست خوردیم باز هم تلاش خواهیم کرد.
باید قبل از رسیدن به موفقیت شکست را تجربه کنیم چون اعتماد به نفس واقعی بر این اعتقاد بنا نمی شود که بدانیم همیشه موفق هستیم بلکه مبنی بر تمایل ما به تلاش با وجود احتمال شکست است.

پس به جای تفکر

درباره ی “وقتی واقعاً احساس خوبی نسبت به خود خواهم داشت که اگر …” را با “همین حالا نسبت به خود احساس خوبی دارم زیرا …” جابه جا کنیم احساس بهتری به ما دست می دهد. هر لحظه که به خاطر موقعیتتان به خود می بالید قدرتتان را برای برداشتن قدم بعدی به سوی رشد و ترقی افزایش می دهید.

چگونه همین حالا اعتماد به نفس به خویشتن را بنا کنیم

یکی از راه های ایجاد اعتماد به نفس این است که وانمود نکنیم که بیش از آنچه واقعاً به خود اعتماد داریم از خود مطمئن هستیم. یعنی با خود در مورد مسائل واقعی مثل نادیده گرفتن رویاهایمان نرسیدن به آنها و مسائلی از این قبیل با خود صادق باشیم.

از آرزوی کوچک شروع کنیم تا اعتماد به نفسمان بالا برود

از آرزوهای کوچکتر شروع کنیم تا بتوانیم اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم. سپس به سمت آرزوهای بلند پروازانه تر که نیاز به اعتماد به نفس بیشتری هستند برویم.
اگر اکنون آرزویی ندارید که شما را به حرکت و تلاش وا دارد احتمالاًَ دست از رویاهای خود شسته اید زیرا مطمئن نیستید که بتوانید به آنها جامه عمل بپوشانید و از همه مهمتر این روش آسانتر است، ولی باید بدانید این ترس عادی است و در همه وجود دارد ولی نباید اجازه داد این ترس شما را عاجز کند. اعتماد ما به خودمان باید بر مبنای این باور باشد که به رغم ترسهایمان تلاش کنیم و در راه هدف هایمان گام به گام پیش رویم.

چرا ترک عادت خود کم بینی دشوار است؟

بعضی افراد به دلیل این که در شرایطی که اکنون دارند احساس امنیت می کنند و از شرایط جدید ترس دارند ترجیح می دهند به همان شیوه ی قبلی زندگی کنند این طبیعت بشر است که از انجام کاری که در آن تخصص دارد لذت ببرد حال این تخصص می تواند خود کم بینی یا هر چیز دیگری باشد.

یکی دیگر از دلایل این است که افراد همیشه عذر دائمی برای تنبلی خود خواهند داشت، هنگامی که میگویید همه چیز رو به راه است همه از شما انتظار عملکرد خوب را دارند ولی اگر بگویید افسرده اید یا دچار بحران هستید کسی از شما انتظار عملکرد خوب و موفقیت آمیز را ندارد. در این حالت بازنده ی بزرگ خود شما هستید.

مهارت در کسب 3 نوع اعتماد به نفس

در حالت کلی 3 نوع اعتماد وجود دارد:

1- اعتماد رفتاری

2 -اعتماد عاطفی

3 -اعتماد معنوی

1 -اعتماد رفتاری:

یعنی اعتماد به توانایی خود در عمل کردن و به نتیجه رساندن امور زندگی.

2 -اعتماد عاطفی:

اطمینان به توانایی شما در هدایت و رهبری زندگی عاطفی شماست یعنی بدانید چه احساسی دارید. از نظر احساسی در زندگی انتخاب صحیح داشته باشید، خود را از ناراحتی حفظ کنید و بدانید که چگونه یک ارتباط سالم و ماندگار را به وجود آورید.

3 -اعتماد معنوی:

این اعتماد مهمترین است. اعتماد معنوی باور شما به این که بودن شما دلیلی دارد که همان هدف 70 سال زندگی یا بیشتر بر روی زمین است. بدون اعتماد معنوی مشکل است دو نوع دیگر را پرورش داد.

درمان

اگر اعتماد به نفس شما بر اثر اختلالات روانی کاهش پیدا کرده است باید به روانپزشک و روانشناس مراجعه کنید.

اگر اعتماد به نفس شما بر اثر اختلالات جسمی کاهش پیدا کرده است باید به پزشک و روانشناس مراجعه کنید.

اگر اعتماد به نفس شما بلافاصله بعد از یک حادثه کاهش پیدا کرده است باید به روانشناس مراجعه کنید.

افکاری که از نظر روانشناسان باعث کاهش اعتماد به نفس می شود.

افکار منفی غیر ارادی = می دانم که او از من خوشش نمی آید.

باورهای منفی = من آدم بدرد نخور هستم.

فرض های منفی = اگر ارباب رجوع راضی نباشد من آدم بدرد نخور هستم.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

اختلال یکپارچگی حسی چیست؟

ارتباط مداوم میان طرز رفتار و عملکرد مغز، ادغام یا یکپارچگی حسی می نامند. اختلال حسی یا عدم کارکرد یکپارچگی (SID) یا اختلال پردازش حسی (SPD) نوعی اختلال عصبی است که ناشی از عدم توانایی مغز برای یکپارچه سازی، پردازش و پاسخ به اطلاعات مشخص دریافت شده از سیستم های حسی اصلی بدن است. یکپارچگی حسی بنیان یادگیری است و به ما می گوید که در دنیای اطرافمان چه می گذرد.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

سیستم های حسی شامل حواس:

1. لامسه

2. بینایی

3. شنوایی

4. بویایی

5. چشایی

6. وستیبولار

7. عمقی

سیستم حسی لامسه

حس لمس یا بساوایی مهم‌ترین راه ارتباط انسان‌ها با یکدیگر و با محیط اطراف است. حس لامسه سردی، گرمی، زبری، نرمی، درشتی، تری، خشکی، سنگینی، سبکی، فشار، لرزش و درد امثال آن در اشیا را به‌ وسیله ی پوست در می‌یابد.

سیستم حسی بینایی

حس بینایی برای پردازش تصاویر محیط است.

کودک دارای حساسیت بالای بینایی، ممکن است در برابر تصاویر بینایی متعدد خود را عقب بکشد و یا ممکن است چشمانش را جمع کند یا ببندد تا احساس امنیت کند.

اختلال کارکردی سیستم حس بینایی منجر به چه علائمی می شود:

1. به هنگام خواندن و یا نوشتن از روی کتاب سطر را گم می کنند.

2. توجه کمی به جزئیات تصاویر دارند.

3. ضعف در تشخیص شکل از زمینه

4. در چیدن پازل و بازی های ساختنی مشکل دارند.

سیستم حسی شنوایی

پردازش شنوایی به معنی توانایی مغز برای دریافت، تشخیص، جهت یابی، تمییز، فیلتر نمودن و تفسیر صداهای اطراف ما به منظور فهم آن است.

اختلال در شنوایی (که تأثیر بر روند تفسیر اطلاعات شنیداری در مغز دارد) منجر به ضعف در مهارت های مرتبط با گوش دادن، و در نتیجه، فرد در توجه نمودن و به خاطر سپردن مطالب شفاهی دچار مشکل می شود.

سیستم حس چشایی

حس چشایی، گیرنده هایی بر روی سطح فوقانی زبان دارد که چهار طعم شیرینی، تلخی، شوری و ترشی توسط گیرنده های چشایی دریافت می شود. اختلال در پردازش حس چشایی منجر به اجتناب فرد از مزه هایی که برای دیگران قابل تحمل است می شود. عادت بد غذایی شکل می گیرد یعنی از خوردن بعضی غذاها به خاطر مزه آنها خودداری می کند . برای مثال: فرد از خمیر دندان خوشش نمی آید در نتیجه مسواک زدن را دوست ندارد.

اختلال یکپارچگی حسی

سیستم حس بویایی

این سیستم از قدیمی ترین و اساسی ترین بخش های مغز است. اختلال در پردازش حس بویایی منجر به اجتناب فرد از بوهایی که برای دیگران طبیعی است می شود. اگر کودک حساسیت بالایی نسبت به بو داشته باشد ممکن است در اثر بو کردن برخی از غذاها حالت تهوع به او دست بدهد و در واقع بر روی چشایی تأثیر می گذارد.

سیستم حسی وستیبولار

حس حرکت و تشخیص جهات بدن در فضا وستیبولار نام دارد. گیرنده های آن در گوش داخلی قرار دارند و به هنگام حرکت ما را از جهت و سرعت، تغییرات جاذبه، تعادل آگاه می سازد.

سیستم حسی عمقی

حس عمقی یا حس وضعیت، گیرنده های آن در مفاصل، عضلات، لیگامانها قرار دارند و به طور ناخودآگاه اطلاعاتی از وضعیت بدن به ما می دهد. به این معنی که مغز می فهمد عضلات چه هنگام و چگونه در حال استراحت یا کشش و انقباضی هستند و یا چگونه مفاصل خم و باز می شوند.

اختلال کارکردی سیستم حس عمقی منجر به چه علائمی می شود:

1. خام حرکتی یا دست و پا چلفتی بودن

2. تمایل به افتادن

3. غذا خوردن به صورت کثیف

4. ضعف در مهارت های درشت حرکتی

اختلال یکپارچگی حسی در چه مواردی دیده می شود:

الف) اوتیسم

ب) اختلال نقصی توجه ـ بیش فعالی

اختلال یکپارچگی حسی از چه زمانی آغاز می شود؟

اختلال یکپارچگی حسی از دوران جنینی (قبل از تولد) آغاز شده و در سراسر زندگی ادامه پیدا می کند. قسمت عمده رشد حسی پیش از اولین سال های نوجوانی آغاز می شود.

چه زمانی می توان گفت ک فرد دچار اختلال حسی ـ حرکتی است؟

زمانی می توان گفت فرد دچار اختلال حسی است که در انجام عملکردهای روزمره اش دچار اختلال و نقص شده است. ارزیابی این روند پردازش عصبی می تواند به روشن شدن دلایل رفتارهای ناهنجار و یا نقایص حرکتی، هیجانی، کلامی و حسی فرد منجر شود.

اختلال یکپارچگی حسی در کودکان 

اختلال یکپارچگی حسی در کودکان نوعی اختلال عصبی ناشی از عدم قابلیت مغز برای یکپارچه سازی، پردازش و پاسخ به اطلاعات دریافت شده از پنج سیستم حسی اصلی بدن است. این دستگاه های حسی مسئول تشخیص تصاویر، صداها، بوها، طعم ها، درجه حرارت، درد، موقعیت و حرکت بدن است.

آیا کودک نوپای شما هنگام نوازش عقب نشینی می کند؟

اگر فرزند شما به اختلال پردازش حسی دچار است، بهتر است از همین حالا دست به کار شوید و فرزندتان را برای شرکت در طرح های درمانی و تمرین تمرکز آماده کنید. آیا کودک نوپای شما هنگام نوازش عقب نشینی می کند؟ حاضر نیست جز شما با کسی دیگر بیرون برود؟ به صداهای اطراف بیش از اندازه حساس است؟ اختلال پردازش حسی، یک اختلال بسیار شایع است که از هر 20 کودک حداقل یکی را تحت تأثیر قرار می دهد اما با این حال این اختلال در اغلب موارد اشتباه تشخیص داده می شود.

علائم اختلال یکپارچگی حسی در کودکان

این کودکان ممکن است علائم افسردگی، اضطراب SPD، مشکلات رفتاری در کودکان یا پرخاشگری را نشان دهند و در انجام مهارت های حرکتی دچار مشکل باشند. کودک برای انجام فعالیت های خود نیاز به سطح مناسبی از پردازش حسی دارد.

اگر پردازش حسی بالا باشد کودک، تحریک پذیر و حساس، بیش از حد نگران، عصبانی، خارج از کنترل، برانگیخته است و در تمرکز مشکل دارد.

اگر پردازش حسی در کودک پایین باشد، او کند، خواب آلوده، بی حال، تنبل و تمرکزش پایین است.

اگر پردازش حسی طبیعی باشد کودک، آرام، هشیار، متمرکز و آماده برای بازی و یادگیری است.

یکپارچگی حسی باید با رشد کودک پیشرفت کند. کودکان با اختلال یکپارچگی حسی درماندگیشان را در شدت، تکرار و مدت پاسخهایشان به تحریک نشان می دهند.

اختلال یکپارچگی حسی

ویژگی های اختلال یکپارچگی حسی در کودکان

کلیه افراد به طور موقت علائمی از مشکلات یکپارچگی حسی را بروز می دهند زیرا هیچ کسی در کل زمان های زندگیش نمی تواند به خوبی خود را تنظیم نماید.

برای مثال: در برخی از کودکان ممکن است صدایی که منبع آن خارج از محل زندگی او و در خیابان است موجب استفراغ و یا پریدن او به زیر میز شود. این افراد ممکن است با لمس، فریاد زده و دچار هراس شوند. برخی از این افراد نیز ممکن است به محرک هایی مانند سرما و گرمای شدید یا حتی درد پاسخ های ناگهانی و شدید نشان دهند.

بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال پردازش حسی از زمانی که نوزاد هستند شروع به گریه های بی امان می کنند و وقتی بزرگتر می شوند، این واکنش در آنها تبدیل به اضطراب می شود. بسیاری از کودکان ممکن است این نشانه ها را در حد خفیف در رفتار خود داشته باشند اما درمانگران زمانی علائم را ناشی از اختلال پردازش حسی می دانند که علائم به اندازه کافی شدید بوده و باعث اختلال در زندگی روزمره شود.

علائم اختلال حسی در کودکان پیش دبستانی 

کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال پردازش حسی نسبت به سر و صدا، لمس و بو بسیار حساس هستند. در پیدا کردن دوست مشکل داشته و در انجام مهارت های حرکتی ضعیف عمل می کنند، به طور مداوم راه می روند و به فضای اطرافشان بی اعتنا هستند. دانش آموزان دارای علائم اختلال حسی، در راه رفتن، لباس پوشیدن، خوردن، خوابیدن و آداب دستشویی رفتن نیز مشکل دارند. کودک مبتلا به اختلال حسی رفتارهای تهاجمی، بیقراری، حساسیت زیاد به سر و صدا، لمس، بو و ناآگاهی از درد را بروز می کند.

علائم اختلال حسی در نوجوانان و بزرگسالان

اختلال پردازش حسی در نوجوانان و بزرگسالان نیز با بی حالی، پریشانی و پرت شدن حواس، ناتوانی در به پایان رساندن وظایف، ضعف اعتماد به نفس، حساس نسبت به سر صداهای اطراف و مشکلات تمرکز ظاهر می شود.

جنبه های روانی ـ اجتماعی

جنبه های روانی ـ اجتماعی مسائل تعدیل حسی نیز می تواند برای مربیان اضطراب ایجاد کند. تصور کنید وقتی مربی می خواهد کودک را در آغوش بگیرد کودک، خود را از بدن او دور کند، چشمانش را از او برگرداند، یا به هیچ وجه به او پاسخ ندهد، مربی ممکن است دچار احساس شدید طرد شدن شود.

اختلال یکپارچگی حسی

درمان اختلال یکپارگی حسی

درمان این بیماری یعنی فراهم کردن تحریکات مختلف مورد نیاز کودک به ویژه سه حس لامسه، عمقی و وستیبولار و در بعضی موارد افزودن تحریکات بینایی، شنیداری، بویایی و چشایی. واقعیت این است که هیچ نوع رژیم استانداردی وجود ندارد. کودکان مبتلا به این مشکل از نظر قدرت و ضعف این سیستم با یکدیگر متفاوت هستند لذا درمان کاملاً فردی و اختصاصی بوده و قبل از هر اقدامی درمانگر باید سن کودک، توانایی شناختی و سیستم های حمایتی مدرسه و خانه را بررسی کند.

نقش کار درمان

کارشناسان حرفه ای، برای پرورش پل ارتباطی میان اطلاعات سیستم عصبی و عملکرد بیرونی افراد آموزش دیده اند. هدف آنها، ایجاد یک زندگی مستقل، رضایت بخش و مولد است و برای رسیدن به این هدف، برای بهبود عملکردهای حرکتی، توانایی استدلال و در صورت نیاز آموزش روش های جبرانی لازم گام بر می دارند.  اما کار درمانی گاهی به این کودکان کمک می کند که بیاموزند با علائم خود کنار بیایند.

روان درمانی در کودکان مبتلا به اختلال یکپارچگی حسی

در روان درمانی به این کودکان تعلیم داده می شود که واکنش های خود را نسبت به تحریک های حسی مهار کنند و رفتار خود را بهبود بخشند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

راز (51)

کار خود را یک وظیفه بدانید

کار و شغل روزمره تان را یک انجام وظیفه بدانید. اگر کارتان را صرفاً یک شغل و حرفه در نظر بگیرید، آن گاه شما از آنچه واقعاً می خواهید انجام دهید، دور می کند و به هدف واقعیتان از کار کردن نخواهید رسید. اما اگر آن را انجام وظیفه بدانید، دیگر فداکاری و زحمت طاقت فرسا نیست. در عوض، به صورت ابراز وجودتان و بخشی از ماهیتتان در می آید.

راز (52)

برای رسیدن به هدف، تن به هر کاری ندهید

هیچ گاه برای رسیدن به اهداف خود، اصول اخلاقی مورد نظرتان را زیر پا نگذارید. افرادی که برای برآورده کردن و تحقق اهدافشان، خیلی از موارد زندگی را نادیده می گیرند یا به هرکاری تن می دهند، حتی پس از رسیدن به هدفشان نیز راضی و خرسند نمی شوند. اگر باور ندارید که شما فردی هستید که اصول اخلاقی را رعایت می کند، پس ممکن است به رضایت خاطر نرسید.

راز (53)

رفتار های بد دیگران را به ایشان متذکر شوید

وقتی کسی که دوستش دارید با رفتارش شما را می رنجاند، بیهوده وانمود نکنید که از رفتارش ناراحت و آزرده خاطر نشده اید یا آن را نادیده گرفته اید. بسیاری از افراد برای این که مانع بروز ناسازگاری شوند و خود را موافق با دیگران نشان دهند تا همچنان دوست داشتنی و محبوب باشند، سعی می کنند به مسائلی بپردازند که ممکن است سبب جر و بحث یا بروز اختلاف عقیده شود.

اما استفاده از این تدبیر و استراتژی در مواجهه با افراد بسیار نزدیک و صمیمی ک خیلی دوستشان داریم، کارساز و مؤثر نیست و در روابط آینده ی ما می تواند مشکلاتی را به وجود آورد. به این ترتیب که رفته رفته حس میکنیم کسی از این بابت از ما قدردانی و تشکر نکرده و این فداکاری و گذشت ما را ارج نگذاشتن است. گاهی اوقات، در شرایطی که مشکل موجود همچنان پایدار مانده، احساس عصبانیت می کنیم و بیش از پیش ناراحت می شویم. پس بهتر است بدون خشم و عصبانیت و با لحنی محبت آمیز و تآثیر گذار به مطرح کردن و در میان گذاشتن موضوعی ک ما را ناراحت و دلسرد کرده بپردازیم.

راز (54)

استراحت در شب برای سلامتی شما لازم است

شب ها خوابی کامل و راحت داشته باشید، کم خوابی تأثیر بسیار مصری دارد. یک استراحت و خواب شب کامل همچون سوخت اتومبیل اهمیت دارد و انرژی لازم برای یک روز کار و فعالیت را در وجودتان ذخیره میکند. افرادی که شب ها خواب خوب و استراحت کافی دارند، احساس می کنند که در طول روز بهتر کار می کنند و با تمام کار روزانه به مراتب حال و روحیه بهتری دارند.
کار

راز (55)

آنچه را که احتیاج و دوست دارید بخرید

آنچه مایلید و دلتان می خواهد را بخرید. صرفاً به ای علت که چیزی داشته باشید، آن را نخرید و بلا استفاده نگذارید. از سوی دیگر، آنچه می خواهید و واقعاً نیاز دارید را نیز بخرید و این حس و فکر را در وجودتان نادیده نگیرید. اگر چیزهایی که برایتان ارزش و اهمیت دارند را بخرید، می توانید هر روز از دیدن و استفاده کردنشان لذت ببرید و این حس را نداشته باشید که خانه تان را پر از وسایل اضافی و بدرد نخوری کرده اید که در هر فروشگاهی یافت می شود. سخت گیری در خرید کردن، لذت آن را کم می کند.

راز (56)

برای هر روزتان فکر و هدفی خاص داشته باشید

هر روز کاری انجام دهید. گاهی اوقات ساعات و روزها بدون اینکه کار مفیدی انجام دهیم و پیشرفت خاصی داشته باشیم، به بطالت و بیهودگی می گذرد و هیچ فکری نیز برای انجام کاری در آینده در ذهنمان نداریم. پس بهتر است بدون در نظر گرفتن اینکه سعی و تلاشتان تا چه اندازه مفید و مهم است، هر روز با اعتماد به نفس و پشتکار کاری را در جهت تحقق رؤیاها و آرزوهایتان انجام دهید. همین که حس کنید در جهت هدفتان تلاش می کنید و گامی رو به جلو بر می دارید، هدفمندتر و امیدوارتر می شوید و لذت بیشتری از زندگی خود می برید.

راز (57)

در جهت میل دوستان و اطرافیان نیز گام بردارید

انعطاف پذیر باشید. وقتی می خواهید با دوستان و اعضای خانواده باشید، معمولاً دلتان می خواهد که شرایط موجود مطابق میل و خواسته شما پیش برود. اما اگر هر کسی بخواهد در مورد دیگران این گونه فکر کند، دیگر کسی خوشحال و راضی نخورد بود. پس به جای اینکه فقط راجع به خواسته های خود فکر کنید، بهتر است درباره ای تمایلات و خواسته های دیگران نیز بیندیشید و به این موضوع هم توجه داشته باشید که چرا گذرندان وقت و زمان خود را با دیگران و در کنار آنان با اهمیت است.
بپذیرید که همیشه افراد با هم تفاوت های دارند و خواسته هایشان مثل هم نیست. اگر فردی انعطاف پذیر باشید و انتظار نداشته باشید که در روابطتان با دیگران، همه چیز مطابق میل و خواسته شما پیش برود، احساس بسیار بهتری خواهید داشت و لذت بیشتری از باهم بودن خواهید برد. به این ترتیب حس نزدیکی و صمیمت شما با دیگران نیز افزایش می یابد.

راز (58)

حوادث و اتفاقات گذرا هستند

وقایع و اتفاقات زندگی موقت و گذرا هستند. برای همه ی ما گاهی اتفاقات ناگوار و ناخوشایند رخ می دهد، اما معمولاً تأثیرات آنها تا همیشه در وجودمان نمی ماند و احساسات مربوط به آنها رفته رفته کم می شود. پس واقعاً این جمله درست است که زمان درمان کننده ی رنج و دردهاست. دلسردی ها و غم های شما مهم و جدی است، اما زود گذر می باشد و زندگی شما را در مسیرهای جدیدی پیش خواهد برد.

راز (59)

به خودتان اعتماد داشته باشید

حامی و طرفدار خودتان باشید. ما نیاز به تقویت و حمایت خود داریم، باور و اعتقاد به خودمان که حسی عمیق و راسخ است. همیشه آماده باشید تا در شرایطی که احساس خوبی در خود ندارید و از شرایط زندگی دلسرد هستید، به خود روحیه بدهید.
کار

راز (60)

موفقیت در کار گروهی بیشتر است

به یک گروه ملحق شوید، گروهی ک مطابق با روحیات و علایقتان باشد. برای این منظور علایق خود را فهرست کنید. با پیوستن به گروه مورد نظرتان، شانس انجام برخی کارهای گروهی مورد علاقه تان را پیدا می کنید. افراد با ملحق شدن به گروه و انجام کار گروهی به تبادل افکار و روابط مثبت می رسند و احساس بسیار بهتری در مورد خودشان و دیگران پیدا می کنند. به این ترتیب کنترل بیشتر و بهتری بر وقایع زندگیشان خواهند داشت و کمتر احساس تنهایی و غم خواهند کرد.

 

منبع: برگرفته از نوشته های دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

تعریف درونگرا

اساسی ترین تعریف درباره یک انسان درونگرا به این صورت است:

فردی است که انرژی را از تنهایی به دست می آورد و انرژی را در محیط های شلوغ و پرشور، مانند رویدادهای اجتماعی (که واقعاً در آن مردم بسیار پر شور هستند)، از دست می دهد. فرد درونگرا کسی است که با سپری کردن زمان در خلوت و تنهایی خودش، انرژی پیدا می‌کند. درواقع می‌توانیم سر کردن فرد درونگرا در تنهایی را به شارژ کردن دوباره ی دستگاه برقی تشبیه کنیم. پس از آنکه انرژی لازم را از این تنهایی دریافت کردند، وارد جامعه خواهند شد و با مهارت هر چه‌ تمام تر با دیگر مردم جامعه ارتباط برقرار خواهند کرد.

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

نظریه افراد درونگرا از خودشان

برای شما هم پیش آمده است که مرتب در حال انتقاد از خود باشید که من چقدر حرف می زنم در حالی که بقیه دوستانم به اندازه من پر حرفی نمی کنند. یا چرا من پس از پشت سر گذاشتن یک روز کاری دوست دارم در اتاق خودم خلوت کنم ولی دیگران تازه برای رفتن به دورهمی های دوستانه آماده می شوند؟ جالب است بدانید هیچ کدام از این کارها یا کارهای مشابه، ایراد نیستند و نباید مورد انتقاد قرار بگیرند. در واقع آنها متفاوت هستند، تفاوت در همین درونگرایی یا برونگرایی است یا بهتر و کامل تر بگوییم تفاوت در درصد درونگرایی یا برونگرایی خواهد بود. چرا که هیچ کدام از ما نه مطلقاً درونگرا هستیم نه مطلقاً برونگرا، در اصل درصد بالایی از هر کدام را داریم که شخصیت ما را شکل می دهند.

به بیان دیگر 

افراد درونگرا انرژی خود را از درون خود می گیرند. در جمع بیشتر شنونده هستند تا گوینده. دوستان کم، ولی عمیق و صمیمی دارند.
معمولا در مورد خود و علاقمندی هایشان کمتر صحبت می کنند. سرشار از اطلاعات هستند ولی کمتر آنها را با کسی در میان می گذارند. از تنهایی و وقت گذراندن با خود، کتاب خواندن یا فیلم دیدن در خلوت لذت می برند.
آنها همان هایی هستند که تنهایی سفر می کنند، به تنهایی به خرید یا حتی کافه و رستوران می روند. به راحتی با کسی صمیمی نمی شوند و کمتر کسی را به جمع خصوصی خود وارد می کنند.
شاید عموم مردم آنها را افسرده تلقی کنند ولی در واقع آنها اصلا افسرده نیستند بلکه برای شاد بودن نیازی به محیط اطراف یا انسان های دیگر ندارند که حال آنها را عوض کنند.

شما درون‌ گرا هستید نه خجالتی

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که درونگرایی و خجالتی‌ بودن به یک معنی است، ولی این تصور به‌ هیچ‌ وجه درست نیست. شاید در تمام زندگیتان به شما گفته شده که خجالتی هستید و شما هم باور کرده باشید. ولی باید بدانید که خجالتی‌ بودن یعنی ترس از ارتباط با دیگران به‌ دلیل وجود احساس ناامنی یا اضطراب اجتماعی. در واقع افراد درونگرا از دیگران ترسی ندارند، ولی اگر برای مدتی طولانی کنار افراد زیادی باشند، احساس می‌کنند خسته شده‌ اند و انرژیشان تخلیه شده است.

افراد درونگرا از حرف‌های بیهوده لذت نمی‌برند

افراد درونگرا گفت‌ و گوهایی را ترجیح می‌دهند که معنا و مفهومی دارند و به حرف‌ های پوچ و بی‌ ارزش علاقه‌ ای ندارند. این افراد، بسیار متفکر هستند و می‌ خواهند با گفت‌ و گوهای پربارتری درمورد زندگی، عقاید، نظریه‌ ها و اهداف بزرگ، رشد کنند. ولی وقتی شرکت در گفت‌ و گویی پوچ و بی‌ اهمیت اجتناب‌ ناپذیر باشد، سعی می‌کنند طوری رفتار کنند که حس ناخوشایندی را در طرف‌ مقابل ایجاد نکنند. افراد درونگرا شنونده‌ های خوبی هستند و به طور طبیعی خود را با احساسات فردی که در حال گفت‌ و گو با او است، هماهنگ می‌کنند. معمولاً آنها کاری می‌کنند که این گپ‌ های خودمانی و غیر جدی به گفت‌ و گوهایی عمیق‌ تر و معنی‌ دارتر تبدیل شود.

درونگرا

رابطه‌ی افراد درونگرا با تلفن

افراد درونگرا در مکالمات تلفنی بهترین نیستند. البته این مسئله اصلاً شخصی نیست. آنها حتی با خانواده و صمیمی‌ ترین دوستانشان هم زیاد تلفنی صحبت نمی‌ کنند. گاهی حتی از تلفن متنفرند، چون حس می‌کنند مزاحم است و ذهن آنها را از چیزی که عمیقاً روی آن تمرکز کرده‌ اند منحرف می‌کند. ولی وقتی بخواهند با کسی تلفنی صحبت کنند، مکالمات تلفنی ماهیانه یا سالیانه‌ ی آنها به گفت‌ و گوهای صمیمی‌ تبدیل می‌شود که معمولاً ساعتها طول می‌کشد.

افراد درونگرا برای جواب دادن به پیام‌ها صبر می‌کنند

وقتی متوجه می‌شوند که از اعضای خانواده یا دوستانشان پیامی دریافت کرده‌اند، تا زمانی‌ که بتوانند با توجه کامل آن را بخوانند و جواب درست و فکر شده‌ ای به آن بدهند، صبر می‌کنند.

در میان جمع بودن برای افراد درونگرا استرس‌ زاست

آنها روابط دو نفره‌ ای را که صمیمانه‌ تر است، ترجیح می‌دهند. اگر مجبور شوند زمانی را کنار افراد زیادی سپری کنند، بی‌ صبرانه انتظار می‌کشند که آن مناسبت به پایان برسد و به خانه برگردند و انرژی از دست‌ رفته‌ شان را دوباره بازیابی کنند.

طرز ارتباط برقرار کردن افراد درونگرا

برای افراد درونگرا به ندرت پیش می‌ آید که از کسی خوششان بیاید و با او احساس راحتی کنند. آنها از افرادی که در اطرافشان هستند انرژی نمی‌گیرند و در بیشتر موارد کمی زمان می‌ برد تا با کسی صمیمی شوند. آنها انرژی خود را صرف کسانی نمی‌کنند که برای ارتباط با آنها اشتیاقی ندارند. بنابراین ترجیح می‌دهند پیش از اینکه خیلی به کسی نزدیک شوند، ابتدا او را بهتر بشناسند. یعنی اینکه کسی را پیدا کنند که از ارتباط داشتن با او لذت می‌برند یا علاقمند هستند که او را بهتر بشناسند، این اتفاق نیز به‌ ندرت رخ می‌دهد و اتفاق بسیار خاص و ویژه‌ ای است.

افراد درونگرا از تفریح‌های گروهی در زمان‌های کوتاه و دفعات کم لذت می‌برند

آنها هر از گاهی دوست دارند با گروهی از افراد بیرون بروند و اوقات خوشی داشته باشند، مثلا در مهمانی، یا کنسرتی بزرگ شرکت کنند. ولی وقتی به خانه بر می‌گردند، شاید روزها، هفته‌ها یا حتی ماه‌ ها طول بکشد تا باتری‌ هایشان را دوباره شارژ کنند و آمادگی انجام دوباره‌ ی این کار را به‌ دست آورند.

افراد درونگرا نسبت‌ به اتفاقات اطراف خود به‌ شدت هوشیار و مراقب هستند

آنها از اینکه بفهمند افرادی که در اطرافشان هستند، قصد انجام چه کاری را دارند، لذت می‌ برند. افراد درونگرا در مورد جزئیات و آنچه در اطرافشان می‌گذرد، بسیار مراقب و هوشیار هستند. بنابراین دیگران از بودن در کنار آنها لذت می‌برند و به‌ سرعت و به‌ راحتی می‌ توانند درمورد افکار و احساساتشان با آنها صحبت کنند.

افراد درونگرا سخت ارتباط برقرار می کنند

افراد درونگرا به‌ سختی اجازه می‌ دهند کسی درون آنها را ببیند و در این مورد به‌ شدت مراقب هستند. بدون شک، آشکار کردن افکار و احساسات و آسیب‌ پذیر بودن برای آنها بسیار هراس‌ آور است. ولی گاهی به این نتیجه می‌ رسند که دریافت‌ کننده‌ ی توجه و مهربانی آنها ارزش این ریسک را دارد. ولی وقتی احساس تهدید یا آسیب کنند، به‌ سرعت از ورود دیگران به حریم خصوصی خود جلوگیری می‌کنند.

افراد درونگرا فردی خلاق هستند

مطالعات نشان می‌دهد افراد درونگرا افرادی خلاق هستند! آنها می‌توانند اطلاعات زیادی را کسب کنند و از این اطلاعات برای خلق ایده‌ های جدید و شگفت‌ انگیز استفاده کنند.

درونگرا

افراد درونگرا عمیقا برای گوش دادن ارزش قائل هستند

افراد درونگرا شنونده‌ های فوق‌ العاده‌ ای هستند. آنها برای درک حرفهای طرف مقابل گوش می‌دهند، نه فقط برای پاسخ دادن به او. اگر از آنها خواسته شود که توصیه‌ ای بکنند، توصیه‌ ی آنها چیزی است که کاملاً در موردش فکر کرده اند. گوش دادن به حرف‌های دیگران راهی است که توسط آن علاقه و احترام خود را نشان می‌دهند. به‌ همین دلیل، وقتی افراد هم‌ صحبتشان می‌ فهمند که آنها با دقت در مورد گفته‌ هایشان فکر کرده‌ اند، به‌ شدت خوشحال می‌شوند. افراد درونگرا عاشق این هستند که دیگران هم همین‌ طور با آنها رفتار کنند.

افراد درونگرا به‌ شدت خویشتن‌ نگر هستند

معمولاً افراد درونگرا حتی شرایطی را که نیازی به تحلیل ندارد، بیش‌ از حد تحلیل می‌ کنند. شاید کمی بیشتر طول بکشد که بفهمند چه اتفاقی درحال رخ‌ دادن است، نه به‌ خاطر اینکه شرایط را درک نمی‌ کنند، بلکه به این دلیل که همیشه به‌ دنبال فهمیدن معنی‌ های عمیق‌ تر هستند.

افراد درون گرا قبل از بحث کردن فکر می‌ کنند

افراد درونگرا برای درک مسائل به زمان نیاز دارند و کلماتی را که به‌ زبان می‌ آورند با دقت انتخاب می‌کنند. اگر برای تحلیل و پردازش دقیق مسائل به آنها زمان کافی داده شود، می‌توانند دیدگاه و موضع خود را به‌ وضوح بیان کنند.

افراد درونگرا به تلاش برای جذب کردن دیگران متهم می‌شوند

البته این تصور بسیار خنده‌ دار است، چون بیشتر افراد درونگرا به‌ سرعت نمی‌توانند با کسی صمیمی شوند و برای این کار به زمان نیاز دارند. این سوءتفاهم معمولاً به‌ دلیل مهارت‌ های شنیداری عالی این افراد و توجهی است که نسبت‌ به اطرافیان خود دارند.

از تنهایی لذت می‌ برند

شاید همه تنهایی را دوست نداشته باشند، ولی افراد درونگرا از تنهایی لذت می‌برند و حتی به آن نیاز دارند. اینکه هیچ کاری انجام ندهند و زمانی را فقط برای خودشان داشته باشند، به کسب آرامش و بازیابی انرژیشان کمک می‌کند.

آیا درونگرا بودن رفتاری منفی است

درونگرا بود‌ن به خود‌ی خود‌ منفی نیست، اما اگر د‌رونگرایی، شما را از انجام کارها منع می‌کند‌ یا د‌ر کار و زند‌گی شخصیتان مشکلی ایجاد‌ می‌کند‌، باید‌ تغییری د‌ر نحوه رفتارتان ایجاد‌ کنید‌.

ارتباط شخصیت درونگرا و شخصیت برونگرا

دوستی و زندگی با این آدم ها فوت و فن خودش را دارد. نه خجالتی است و نه منزوی. فردی که به اندازه شما در رفتارهایش احساسات را به نمایش نمی گذارد و هیجان هایش را خرج نمی کند، در گروه درونگراها جای دارد. نه برای عوض کردنش تلاش کنید و نه او را به خاطر خنثی به نظر رسیدنش از چرخه روابط حذف کنید. برای برونگراهای پر سروصدا و اجتماعی، شکستن یخ رابطه با یک درونگرا آسان نیست. اما اگر فرد مقابل تان واقعاً برایتان ارزشمند باشد، می توانید چنین زحمتی را به خود بدهید و با کمک این بایدها و نبایدها، رابطه ی ایده آل و ماندگار را بسازید.

طرز صحبت کردن با افراد درونگرا

باید آداب را رعایت کنید یک درونگرا به سختی و با صدای آهسته به شما سلام می کند اما قرار نیست شما مقابله به مثل کنید و از احوال پرسی با او پرهیز کنید. در این مورد باید با دوستان درونگرایتان هم مثل دیگران برخورد کنید و در زمان وارد شدنشان به جمع، گرم و صمیمی با آنها احوال پرسی کنید. البته در این مراوده تماس جسمی، بغل کردن زیاد از حد خوش و بش کردن را فاکتور بگیرید.

چگونه افراد درونگرا را وارد گفت و گویمان کنیم؟

درونگراها را به زور به جریان بحث وارد نکنید اما وقتی صحبت می کنید، مثل مخاطبان دیگرتان به آنها نگاه کنید و از زبان بدن کمک بگیرید تا یخشان آب شود. آنها برای وارد شدن به بحث شما به احساس امنیت نیاز دارند و زمانی که از حرکات شما این احساس را بگیرند، مشتاقانه به بازیتان وارد می شوند.

در رابطه با یک درونگرا، اصرار برای ورود به بحث سم است؛ آنها به محض اینکه توجه زیادی ببینند، دست و پایشان را گم کرده و احساس خطر می کنند. باید فاصله را حفظ کنید. با یک درونگرا بیش از اندازه صمیمی نشوید و به زندگی خصوصی اش سرک نکشید. شاید دوست برونگرای شما به راحتی در مورد تصمیم هایش برای سفر رفتن، ازدواج کردن یا انتخاب شغل با شما حرف بزند اما اگر سؤال هایی از این قبیل را از درونگراها بپرسید، احساس خطر می کنند و از شما فاصله می گیرند.

در هنگام ناراحتی چگونه با آنها برخورد کنیم

اگر می بینید دوست درونگرایتان گرفته و کج خلق است، او را سؤال پیچ نکنید. کافی است بگویید «هر زمان خواستی با کسی حرف بزنی، من در کنارت هستم!»

درونگرا

شغل افراد درونگرا

باید در جای درست استخدامشان کنید اگر فرزند درونگرای شما به دنبال کار می گردد، آگهی های استخدام در پست هایی مثل روابط عمومی، مسئول دفتری یا بازاریابی و … را به او معرفی نکنید. چنین افرادی بیشتر می توانند یک حسابدار باشند و یا کارهایی که نیاز به تمرکز دارند درست انجام دهند. آنها با شغل هایی که استفاده از کلمات و ارتباط گرفتن با دیگران در موردشان ضروری نیست، کنار می آیند.

ازدواج با افراد درونگرا

اگر اوایل ازدواجتان با یک فرد درونگراست، انتظار شنیدن هر روزه دوستت دارم را از او نداشته باشید. شما باید به او برای کنار آمدن با این موقعیت و ارتباط تازه فرصت دهید. مطمئن باشید دوستتان دارد که تا اینجای راه با شما آمده اما یک درونگرا نمی تواند چنین راز مهمی را در همان ماه های اول فاش کند. یادتان نرود او به راحتی حرف دلش را به شما نمی زند. باید خودتان به سمتش بروید اگر میان شما و یک درونگرا کدورتی ایجاد شده، منتظر معذرت خواهی و جلو آمدن او ننشینید.

قانون افراد درونگرا

باز هم لازم است قانون درونگراها که احساساتشان را آسان بروز نمی دهند را با شما در میان بگذاریم و یادآوری کنیم که دوست درونگرای شما، حتی اگر بی اندازه دلتنگتان باشد و واقعاً به خاطر این فاصله متأسف باشد، نمی تواند احساساتش را کف دستش بگیرد و آنها را با شما به اشتراک بگذارد. پس اگر خواهان ترمیم این رابطه هستید، قدم اول را بردارید و به او برای برداشتن قدم های بعدی کمک کنید. نباید زیاد حرف بزنید به جای اینکه احساساتتان را از طریق کلمات با درونگراها در میان بگذارید، آنها را به زبان بی زبانی ترجمه کنید. یک درونگرا از لبخند سرشار از محبت شما بیشتر انرژی می گیرد تا از شنیدن پی در پی جمله دوستت دارم. آنها دوست ندارند با کلمات درگیر شوند و بهتر از هر کسی، معنای رفتار شما را بدون نیاز به شنیدن صدایتان می فهمند.

متغیر نبودن افراد درونگرا

نباید انتظار تغییر داشته باشید تصور نکنید یک درونگرا با رو به رو شدن با برونگراها و قرار گرفتن در مکان های شلوغ تغییر شخصیت می دهد. به خاطر داشته باشید این یک ویژگی شخصیتی است و تا پایان عمر با او باقی می ماند. شاید سازگاری او با شرایطی که پیش از این برایش استرس زا بوده کمی بیشتر شود اما هرگز به صرف مواجهه با موقعیت هایی که برایش هراس آور هستند، به آدم دیگری تبدیل نمی شود.

باید توجه داشته باشید

نباید سرزده مهمانشان شوید درونگراها از اتفاقات غیره منتظره خوششان نمی آید. اگر نمی خواهید فردی که این ویژگی را دارد برای همیشه دورتان خط بکشد، فاصله تان را حفظ کنید و قبل از رفتن به خانه اش از اینکه کاری ندارد و دوست دارد شما را ببیند مطمئن شوید. برای یک درونگرا اینکه حتی با کیکی که شمع ها رویش را پوشانده اند سرزده وارد خانه اش شوید و تولدش را تبریک بگویید یک کابوس است.

توجه زیاد به افراد درونگرا

نباید به دستش خیره شوید وقتی دوست درونگرایتان که در تعمیر لوازم خانگی ماهر است، مشغول تعمیر رادیوی شماست، کنارش ننشینید و حتی تشویقش هم نکنید. درونگراها وقتی توجه به سمتشان است و دیگران در حال مشاهده رفتارشان هستند، دست و پایشان را گم می کنند و توان انجام کار را از دست می دهند. مهم نیست چقدر در انجام آن توانا هستند، برای آنها مشاهده شدن توسط دیگران یعنی فراموش کردن همه دانسته هایشان.

درخواست دوستی به افراد درونگرا

اگر به یکی از همکاران درونگرایتان در یکی از شبکه های اجتماعی درخواست دوستی داده اید، او را برای قبول این درخواست در تنگنا قرار ندهید. درونگراها وقتی درخواست های دوستی متعدد را می بینند، گیج و سرشار از استرس می شوند. آنها به چند روز یا حتی چند هفته زمان برای فکر کردن به این موضوع نیاز دارند و نمی توانند به راحتی برونگراها دکمه تأیید را بزنند و دوست مجازی تازه ای را پیدا کنند. پس او را به بی تفاوتی و بی محبتی متهم نکنید و مدام نگویید چرا درخواستم را قبول نکرده ای!

حریم خصوصی افراد درونگرا

او برای راه دادن شما به حریم خصوصی و نزدیکتر شدن به شما به زمان نیاز دارد. نباید او را مجبور به صمیمی شدن کنید منابع انرژی درونگراها و برونگراها در روابط اجتماعی متفاوت است. درحالی که یک برونگرا به راحتی شبکه تعاملات اجتماعی اش را گسترده تر می کند، درونگرا با وسواس زیادی افرادی که قرار است به حلقه روابطش وارد شوند را انتخاب می کند. به همین دلیل اگر با یک درونگرا ازدواج کرده اید، نباید انتظار داشته باشید به درخواست معاشرت با تک تک دوستان قدیمیتان بله بگوید. باید بپذیرید او مجبور نیست همان طور که شما با آدم ها رفتار می کنید، با آنها برخورد کند و برای انتخاب نزدیکانش حق انتخاب دارد.

افراد درونگرا را تنها نگذارید

نباید او را تنها بگذارید درست است که درونگراها با هر کسی و در هر زمانی کنار نمی آیند اما نمی توانید به این بهانه آنها را تنها بگذارید و از روابط اجتماعی محرومشان کنید. درونگراها منزوی نیستند. بلکه تنها به ارتباطاتشان به عنوان یک دارایی ارزشمند نگاه می کنند و حاضر نیستند هر کسی را در هر زمانی شریک این دارایی کنند.

کلامشان را قطع نکنید

نباید وسط حرفش بپرید عادت بسیاری از ماست که هنگام وارد شدن به یک بحث هیجان انگیز کلام هم را قطع کنیم و جمله یا خاطره جالبی را بگوییم. اما هنگام هم کلام شدن با یک درونگرا، چنین عادتی را کنار بگذارید. افرادی که این ویژگی شخصیتی را دارند، اگر کسی کلامشان را قطع کند، رشته صحبت را گم می کنند یا به خاطر شخصیت خاصشان، از ادامه آن آگاهانه صرف نظر می کنند. می دانیم مدیریت هیجان هایتان برایتان دشوار است اما اگر می خواهید ارتباطی که به سختی ایجادش کرده اید به سکوت کشیده نشود چاره ای جز این ندارید.

درونگرایی، افراد را به شنونده‌های خوبی تبدیل می‌کند

افراد برونگرا، هنگام گفت‌ و گو با دیگران ترجیح می‌دهند هر چه سریع‌تر وارد بحث بشوند و در مقایسه با کسی که درونگرا است، زمان کمتری را صرف فکر کردن به حرفهای طرف مقابلشان می‌کنند. البته نه به این خاطر که خودخواه باشند یا آنکه به مسائل طرف صحبتشان اهمیت ندهند، این تصور درباره ی افراد برونگرا نادرست است، تفاوت آنها به‌ دلیل رویکردشان هنگام گفت‌ و گو است. در واقع دوست دارند رویکردی تعاملی داشته باشند و خودشان هم در بحث شرکت کنند و به این طریق به نتیجه برسند.

درونگرا

افراد درونگرا در انتخاب دوستانشان دقت و ملاحظه ی زیادی دارند

درونگرایی باعث می‌ شود تا فرد در انتخاب دوستانش دقت و ملاحظه ی زیادی داشته باشد، به همین خاطر برقراری ارتباط نزدیک با این افراد کار چندان ساده‌ای نیست و به صرف کمی انرژی و حوصله نیاز دارد. اما اگر بتوانید اعتماد آنها را به خود جلب کنید، در دوستی چیزی برای شما کم نخواهند گذاشت و معمولاً دوستانی وفادار، متعهد و با ملاحظه هستند.

ویژگی شخصیت درونگرا

به نظر می رسد برخی از ویژگی های درونگرایانه تقویت شده اند و ویژگی های دیگر نتیجه ی فرهنگی هستند که در آن زندگی می کنیم. به عنوان مثال، بسیاری از درونگراها آموخته اند که با کنار کشیدن و دوری از مسئله، به مقابله با اضطراب مداوم برسند. این کار باعث می شود که مردم اعتقاد داشته باشند که درونگراها سرد یا گوشه گیر هستند، اما این طبیعت واقعی افراد درونگرا نیست. ویژگی های ذاتی که بیشتر درونگرایان را به اشتراک می گذارد، عشق به تفکر و تأمل، نیاز به خلوت، تنهایی و یک سبک ارتباطی کندتر و متمرکزتر است.

دیگر ویژگی های درونگراها

1. درونگراها اغلب معنوی هستند.

2. افراد درونگرا تمایل دارند که بیش از حد فکر کنند.

3. بسیاری از درونگراها عاشق ساختار هستند (هرچیزی که سازمان یافته باشد).

4. افراد درونگرا مکالمات عمیق را در مقابل صحبت های کوچکتر ترجیح می دهند.

5. درونگراها ترجیح می دهند بنویسند تا اینکه صحبت کنند.

6. ترجیح به تنهایی دارنــد.

7. از جمع‌های جدید اســتقبال زیادی نمی‌کننــد.

8. عمومــاً به کتاب خوانی علاقه زیادی دارنــد.

9. به نوشتن خاطرات علاقه منــد هستنــد.

10. حریم شخصی و اطلاعات شخصی برایشان اهمیت دارد.

11. علاقه منــد به احساسات و افکار خودشان هستند.

12. نیاز به داشتن قلمرو شخصی دارند.

13. ساکت و متفکر هستند.

14. در بیـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته می کنــد.

15. بـیشتـر از کار خـودشـان خشمگین میگردنــد تا دیگران.

16. معمولا کمرو هستنــد.

17. درکشان مشکل اســت.

18. اهـل ایــده و عقاید نو هستند.

19. شـخصیتی مـتمــایز در خلوت خود و در حضور دیگران دارنــد.

20. مشـتـاق و احسـاسـاتـی می باشنــد. معمولا احساساتشان را بیان نمیکننــد.

21. در جـمع نا آشنا ساکت امــا در جمع دوستان خود راحت می بـاشنــد.

22. تـمرکزشان قوی اســت، برای تصمیم گیری به زمــان نیاز دارنــد، پیش از حرف زدن می انــدیشنــد.

23.  مــایل به رویکــرد آهسته امــا دقیق می بـاشند، بـا مشـاهـده درس می آموزد (عـبــرت از دیگران) و پس از آموختن روش زنــدگی، زنــدگی خود را آغاز میکنــد.

24. ۲۵ الی ۴۰ درصد از جمعیت را تشکیل میدهنــد.

شفاف سازی افسانه هایی درباره درونگراها

در یک جامعه برونگرایانه، تفاوت بین یک درونگرا و یک برونگرا این است که اغلب درونگرا را بدون مدارک و مستندات محکوم می شمارند تا اینکه ثابت شود که بی گناه هستند. ناآگاه به طور غیرمنتظره به گناه محکوم می شوند تا اینکه ثابت شود بی گناه هستند.
درحقیقت، درونگراها توانایی بیشتری برای ایجاد رابطه دارند چرا که شنونده‌ ها و ناظران خوبی هستند.

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

شخصیت برونگرا

تعریف تیپ شخصیت

تیپ شخصیتی برونگرا مدلی است که به وسیله آن می توانیم بر اساس مطالعات روانشناسان افراد را شناسایی کنیم. تیپ شخصیتی موضوع بسیار گسترده‌ای است که تقریباً تمامی ابعاد انسان را شامل می‌شود.

شخصیت مجموعه‌ای از الگوهای فکری، احساسات و رفتار است.

شخصیت از درون فرد نشأت گرفته است و تقریباً در کل زندگی آن فرد ثابت می‌ماند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

مؤلفه های مهم شخصیت

عوامل روانی

عوامل فیزیولوژیکی

تأثیر بر رفتار و واکنش ها

حالات چندگانه

تقسیم بندی تیپ شخصیتی بارز

برونگرا یا (Extrovert (E

درونگرا یا (Introvert (I

حسی یا (Sensor (S

شهودی یا (Intuitive (N

منطقی یا (Thinker (T

احساسی یا (Feeler (F

قضاوتی یا (Judger (J

ادراکی یا (Perceiver (P

بنابر تقسیم بندی های گفته شده در این مدل افراد بر چهار نوع ویژگی شخصیتی به صورت جداگانه بیان شده است. ترکیب این چهار ویژگی  تیپ شخصیتی ما را تعیین می‌کند.

این چهار مدل غالب‌ها هستند. یک فرد به‌ طور دقیق یکی از این مدل‌ها نیست. می‌توان گفت: که از یک مدل بیشتر از سایر مدل‌ها پیروی می‌کند و غالب شخصیتی آن فرد را تعیین می‌کند.

چهار مدل اصلی تیپ شخصیت

دو پارامتر اساسی این مدل (وظیفه محور یا شخص محور) و (درونگرا و برونگرا) است که به چهار تیپ شخصیتی می‌رسد.

تعاملات تیپ های شخصیتی

هر تیپ شخصیتی محصول تعامل خاصی بین چندین نیروی فرهنگی و شخصتی مانند:

گروه همسالان

عوامل ارثی و ژنتیکی

والدین

طبقه اجتماعی

فرهنگ

محیط فیزیکی

به عبارت دیگر هر تیپی، ذخایر خاصی از نگرش ها و مهارت هایی در جهت غلبه بر مشکلات و وظایف محیطی دارد.

تفاوت های تیپ های شخصیت

از آنجا که تیپ های مختلف دارای علایق، صلاحیت ها و حالات مزاجی متفاوتی هستند. مایلند که خود را با افراد و

موضوعات مخصوصی احاطه کنند و در جستجوی مسائلی هستند که با طرز تفکرشان نسبت به جهان متجانس باشد.

افراد از جهتی به دو دسته:

برون گرا

درون گرا

تقسیم می شوند.

برون گرایی ( Extraversion)

 هنگامی که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد. افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد. برونگرایی خوانده می‌شود.

دید مثبت افراد برونگرا

اگر از جهت مثبت بخواهیم افراد برونگرا را توصیف کنیم؛ غالبا به عنوان افراد

سخاوتمند

دوستانه

عمل‌گرا

و همچنین افراد دارای شوق و ذوق توصیف می‌شوند.

دید منفی به افراد برونگر

 اما در جهت منفی، آن ها بعضی اوقات به عنوان افراد مضطرب و پریشان شناخته می‌شوند. معمولا تمایل دارند بیشتر اوقات خود را با دیگران بگذرانند.

مثالی که فرق بین برونگرا و درونگرا را به صورت بارز نشان داده است 

  حتماً در تاکسی و اتوبوس افرادی را دیده‌اید که باب صحبت را پیش می‌آورند. شروع می‌کنند به صحبت با اطرافیان خود و سریع و راحت در هر مکانی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، این افراد، برون‌گرا هستند. بلعکس افراد درون‌گرا افرادی هستند که دوستان کمی دارند (البته رابطه دوستی بسیار قوی دارند) و تمایل به صحبت در مورد مسائل خصوصی خود با اطرافیان ندارند. 

تستی به ظاهر ساده برای نشان دادن تیپ شخصیت برونگرایی               

 آیا شما مایلید با افراد جدید ملاقات داشته باشید؟

آیا شرکت در یک رویداد اجتماعی بزرگ، به شما احساس انرژی می‌دهد؟

اگر پاسخ شما به این پرسش‌ها، بله است، باید گفت شما فردی هستید با خصوصیات افراد برونگرا و اصولاً برای انجام کارها عجله دارید.

تفاوت های ساده بین شخصیت برونگرا و درون گرا

 افکار برون گرا افکار و عقاید خود را به راحتی بیان کرده و اول از همه دستشان را بالا می برند.

این افراد بر عکس افراد درون گرا تنهایی را دوست ندارند و همیشه ترجیح می دهند در جمع باشند.

افراد برونگرا از تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران انرژی می گیرند، ریسک پذیر بوده و سریع تصمیم می گیرند.   

برونگرا  

نکته هائز اهمیت در ابعاد شخصیت ها                    

درونگرایی و برونگرایی یکی از ابعاد شخصیت اصلی انسان است. اما هر بعد از ابعاد شخصیتی، از جمله برونگرا یا درونگرا بودن در افراد، در یک پیوستگی یا حالت میانی وجود دارد. در حالی که شخصیت برخی افراد ممکن است به برونگرایی یا درونگرایی به طور شدیدتری تمایل داشته باشد، اما اکثر مردم در وسط این پیوستگی قرار دارند.

خصوصیات افراد برونگرا

برونگرایی با تعدادی از نتایج مختلف مرتبط است. در میان نتایج مثبت، افراد برونگرا، نسبت به سایر افراد، تمایل بیشتری به صرف زمان با دیگران دارند و همچنین وقت بیشتری را صرف فعالیت‌های اجتماعی می‌کنند.

اختلالات هیجانی افراد برونگرا

افراد برونگرا، شادتر از افراد درونگرا هستند. این افراد کمتر مستعد برخی از اختلالات روانشناختی ذیل می شوند.

اختلال اضطراب اجتماعی

فوبیای اجتماعی،

از سوی دیگر، اکثریت افراد برون گرا، احتمال بیشتری دارد که در مشارکت‌های ریسک پذیری، از جمله مشارکت‌ های خطرناک از نظر روانشناسی شرکت کنند.

این افراد برای انجام دادن هر کاری عجله دارند.

تاکنون شنیده اید که می گویند که دو نفر هم کفر باشند.

به این معنا است که؛ از هر لحاظی به هم بخورند چه مادی و چه معنوی این بدین معنی نیست که فقط از لحاظ مادی با هم ، هم کفر باشند. همچنین برای ازدواج دو تیپ شخصیتی مختلف با هم دشواری های خاص خود را دارا هستند. مثلا ازدواج برونگرا با درونگرا می تواند مشکلاتی را برای زوجین به وجود آورد.

ازدواج برونگرا با درونگرا

مشکلاتی در رابطه آنها ایجاد کند، از جمله تفاوت های شخصیتی میان همسران ممکن است. برای مثال ممکن است انسانی که درونگرایی و برونگرایی، تفاوت از لحاظ روابط اجتماعی، پرهیاهو و پرشوری دارد، همسری را انتخاب کند که خواهان زندگی آرام تر و بی سروصدا تری است.

ازدواج این دو که از این لحاظ هیچ وجه تشابهی با هم ندارند، بی مشکل نیست. همه ما ویژگی های شخصیتی ای داریم که به راحتی تغییر نمی کند و متاسفانه اگر نتوانیم تعامل برسیم، عرصه بر ما تنگ می شود و تنش های ناخوشایندی را تجربه خواهیم کرد.

برونگرا

به بیان دیگر

همه انسان ها معیارهای ناخودآگاهی برای انتخاب همسر دارند مثلاً بعضی به طور غیرارادی به دنبال همسری هستند که شباهت زیادی به والد محبوبشان داشته باشد. البته عکس این اتفاق نیز رخ می دهد؛ یعنی ممکن است فردی از هر کسی که به والدش شباهت دارد،گریزان باشد.

نکته:

برونگرا ها انرژی خود را ازبرخوردها و روابط اجتماعی بیشتر و حضور در جمع به دست می آورند.

بعضی نیز به دنبال کسی هستند که ویژگی های او را در وجود خود نمی بینند و در واقع با یافتن این آدم، نیمه گمشده یا سرکوب شده خودشان را می یابند. مثلا کسی که اصلاً قدرت مدیریت و رهبری ندارد، همسری را انتخاب می کند که مدیر مدبری است.

و همچنین در این مورد

در مورد ازدواج یک فرد برونگرا و درونگرا نیز ممکن است چنین خواست ناخودآگاهی باعث ازدواج شده باشد.

تعریف دقیق تری از برونگرایی

برونگرا ها انرژی خود را از برخوردها و روابط اجتماعی بیشتر و حضور درجمع به دست می آورند و علاقه زیادی به فعالیت های دسته جمعی دارند. مجلس گردانی ، شوخ طبعی و بذله گویی از خصوصیات بارز این افراد است.

انسان های برونگرا هم به کسی که آرامش بیشتری دارد، قادر به برنامه ریزی است، متفکر است و می تواند لحظه هایی بدون تنش و آرام را مهیا کند، نیاز دارند و شاید این حس نیاز، این دو را به هم پیوند می دهد.

البته این زوج ها هم مانند دیگر زوج ها به مشکلاتی برخورد می کنند چون الگوهای رفتاری و عادت ها در آن ها به اشکال مختلفی است و گاه نادیده گرفتن امیال طرف مقابل، اختلافاتی را شعله ور خواهد کرد.

تقسیم بندی شخصیت انسان 

شخصيت انسان هارا مي تـوان بـا معيارهـاي گـونـاگوني به دسته هاي مختلف تـقسيم بندي كرد. در اينـجا شخصيت انسان ها نخست بـا نحوه ارتباط شان با ديگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسيم بندي شده است. مـتوجه باشيد كـه هـر دوي ايـن دو نوع شخصيت كاملا طبيـعـي و نـرمـال مي بـاشـد. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده است.

ويژگي هاي شخصيتي برونگرا

1- علاقه مند به وقايع پيرامون خود.
2- رو راست و معمولا پر حرف.
3- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكند.
4- اهل عمل و پيش قدمي در كارها.
5- به سهولت دوستان جديدي يافته و يا با يك گروه خود را وفق ميدهد.
6- افكار خود را بيان ميكند.
7- علاقه مند به افراد جديد.
8- بزرگترين وحشت وي آن است كه نكند پس از يك فاجعه هولناك آخرين بازمانده بشـر روي زمين باشد (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم) تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده مي باشد.
9- از تعامل و ارتباط برقرار كردن با ديگران انرژي مي گيرند.
10- خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.
11- ريسك پذيرند، سريع تصميم مي گـيـرند، اجتماعي هستند، درك آنها آسان است، شخصيت آنها در خلوت و حضور ديگران يكسان است، معاشرتي هستند.
12- پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود مي انديشند. علاقه مند به كار گروهي. نقل هر مجلس مي بـاشنـد. موسيقي با صداي بلند و فعاليت هاي هيجان انگيز را بيشتر دوست دارند.
13- رنگ هاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين ميگردند تا خودشان. اطلاعات شخصي خود را به سادگي با ديگران قسمت مي كـنند. رويكرد سريع الوصول را بيشتر ترجيح مي دهـنـد. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.

14- 57 الي 60 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

نکته:

الــبته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتماد به نفس داشتن فرد برونگرا ندارد يك برونگرا ممكن است اعتماد بنفس پاييني داشته باشد.

 

آژیر ذهن

ما در جامعه برونگرا زندگی می کنیم که به تنهایی و سکوت ارزش زیادی نمی دهد

معمولا افرادی که برونگرا هستند حالات زیر را دارند:

  • دوست دارند با صحبت کردن با دیگران ارتباط برقرار کنند.
  • از اینکه در مرکز توجه باشند، لذت می‌برند.
  • پیش از فکر کردن به فکر عمل کردن هستند.
  • در کارهای گروهی تعامل و مشارکت دارند.
  • اگر وقت خود را به تنهایی بگذرانند،احساس جدایی می‌کنند.
  • برای ایده و الهام گرفتن در کارها از منابع خارجی کمک می‌گیرند.
  • مایل هستند درباره احساس و عواطف خود با دیگران صحبت کنند.

برونگرا

ایماگو درمانی (تشبیه سازی) در افراد برونگرا

همه انسان ها معیارهای ناخودآگاهی برای انتخاب همسر دارند مثلاً بعضی به طور غیرارادی به دنبال همسری هستند که شباهت زیادی به والد محبوبشان داشته باشد. البته عکس این اتفاق نیز رخ می دهد؛ یعنی ممکن است فردی از هر کسی که به والدش شباهت دارد،گریزان باشد.

به بیان دیگر

بعضی نیز به دنبال کسی هستند که ویژگی های او را در وجود خود نمی بینند و در واقع با یافتن این آدم، نیمه گمشده یا سرکوب شده خودشان را می یابند. مثلاً کسی که اصلاً قدرت مدیریت و رهبری ندارد، همسری را انتخاب می کند که مدیر مدبری است.

برخی از مشاغل مناسب افراد برونگرا

مهندس ساختمان
داروساز
گفتار درمان، فیزیوتراپ
پرستار
مدیر تبلیغات و بازاریابی
افسر پلیس
آتش نشان
فروشنده
حسابدار
تحلیلگر مالی
مسئول خدمات مشتریان

دلایل مشاغل انتخاب شده افراد برونگرا

وظیفه محور

افراد وظیفه محور و برون‌گرا را افراد Dominance می‌نامند. این افراد سلطه‌گر هستند و از خصوصیات اخلاقی این افراد می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

مقتدر، رک و قاطع، تند و صریح، ریسک‌پذیر، ماجراجو، کم‌حوصله، زودجوش، در پی کسب نتیجه و برد، کلی‌نگر و … این افراد مناسب کارهایی همچون فرماندهان نظامی، آتش‌نشان‌ها و ….. هستند. ضرورت انجام‌ وظیفه در مواقع حساس بسیار بالاست که در صورت کوتاهی در انجام وظایف خسارات غیرقابل جبرانی وارد خواهد شد.

انسان محور

افراد انسان‌ محور و برون‌گرا را Influence می‌نامند. این افراد بسیار اجتماعی هستند که می‌توان در بخش پشتیبانی و روابط عمومی سازمان از این افراد استفاده کرد. از خصوصیات مهم این افراد

بذله‌گویی و شوخ‌طبعی

شاد و سرزندگی

خوش‌بینی

بیان تأثیرگذار و قوی

خونگرمی

اهل تفریح و لذت بردن از زندگی و …. است.

نظریه بزرگ شخصیت، برون گرا

اغلب به عنوان برونسپاری شناخته می شود. یکی از پنج ویژگی اصلی است که شخصیت انسان را تشکیل می دهد. Extroversion توسط جامعه شناسی، talkativeness، اذعان و تحریک پذیری مشخص می شود. افرادی که در معرض بی ثباتی هستند، تمایل به تحریک اجتماعی و فرصت هایی برای تعامل با دیگران دارند.

این افراد اغلب به عنوان پر از زندگی، انرژی و مثبت بودن توصیف می شوند. در موقعیت های گروهی، بیگانه ها (غریبه ها) اغلب صحبت می کنند و اغلب خود را مدعی جلوه می دهند.

اضطراب افراد برونگرا

اضطراب ممکن است به اضطراب بیش از بازخورد منفی برسد. آن هایی که برونگرا هستند، اغلب به عنوان یک چشم انداز بسیار مثبت در زندگی و همچنین دوستانه، پر انرژی و بسیار قابل انطباق هستند . همه ی این تمایلات می تواند به خوبی به فرد کمک کند، به ویژه در شرایط اجتماعی خاص.

همانطور که ممکن است تصور کنید سطح بالایی از برون گرایی می تواند به ویژه برای شغل هایی که نیاز به تعامل زیادی با دیگران دارند مناسب باشد.

آموزش

فروش

بازاریابی

روابط عمومی

سیاست

همه شغلی هستند که ممکن است به شدت برونگرا باشند.

میانه گرا

اگر احساس می کنید نه دقیقا برونگرا هستید و نه کاملا درونگرا، باید بدانید شما تنها کسی نیستید که نمی تواند به این سؤال با قطعیت جواب دهد. اغلب ما با دو قطب مخالف طیف شخصیتی یعنی شخصیت های درونگرا و برونگرا آشنا هستیم اما حقیقت آن است که بیشتر افراد متعلق به میانه ی این طیف یعنی شخصیت میانگرا هستند. اما افراد میانگرا چه ویژگی هایی دارند؟

میانگرا به فردی اطلاق می شود که ویژگی های شخصیتی هر دو گروه برونگرا و درونگرا را دارد، یعنی هم از جسارت برونگراها برخوردار بوده و هم مانند درونگراها متفکر و شنونده ی خوبی است.

برونگرا

هم اجتماعی بودن را دوست دارید و هم تنهایی را؟

اگر گاهی از وقت گذرانی با دیگران لذت می برید. گاهی هم اصلاً علاقه ای به این کار ندارید، پس یک میانگرا هستید. وقتی دوست دارید تنها باشید آرام و کم حرف هستید. زمانی که در جمع هستید با اعتماد به نفس و خوش برخورد رفتار می کنید.

این ویژگی خوبی است چون می توانید متناسب با هر زمانی روحیه ای مناسب داشته باشید. اگرچه شاید گاهی با خود فکر می کنید کاش آدم جالب تری بودید. اگر دو قطب اصلی شخصیتی تان را مهار کنید یا برنامه ریزی مناسبی داشته باشید، می توانید:

هم از اجتماعی بودن خود لذت ببرید.

هم زمانی را به تنهایی تان اختصاص دهید.

نکته جالب توجه برونگرا

افراد برونگرا عموماً از تعامل با دیگران انرژی می گیرند و ترجیح می دهند درمورد چیزی صحبت کنند تا اینکه آن را ناگفته باقی بگذارند.

حال با این توصیفات بیان شده برونگرا هستید یا درونگرا؟

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

قصه گویی

قصه گویی چیست؟

اگر قصه رویدادی روایت واقعی یا تخیلی است، قصه گویی بیان شفاهی رو در رو و زنده و ارائه جسمانی قصه به مخاطب است.

قصه گو با استفاده از زبان و یا حالت صورت و بدن عناصر و تصویرهای قصه را به طور زنده به مخاطب نشان می دهد. زنده بودن قصه گویی نشان از آیینی دارد که در آن مخاطب در ارتباط دو سویه جزییات قصه را در ذهن تکمیل می کند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) ازقسمت دیدگاه های پست
۲) با پرکردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

نقش شنونده

نقش شنونده شرکت فعال در آفرینش تصویرهای زنده، احساس های چندگانه اعمال شخصیت ها و رویدادهای داستان در ذهن بر اساس اجرا قصه گو است. قصه گویی شکلی از هنر نمایش تعاملی است.

تعامل قصه گو و شنونده

تعامل مستقیم بین قصه گو و شنوندگانش عنصر اصلی تجربه قصه گویی است. شنونده به گفتارها و کردارهای قصه گو واکنش نشان می دهد. قصه گویی از نظر طرح قصه فرایندی مشارکتی است. شنوندگان قصه آن را به طور منفعل از قصه گو نمی شنوند، آن طور که تماشاگر فیلم و تلویزیون است.

تعریف قصه گویی

قصه در لغت به معنای حکایت و سرگذشت است. حوادث قصه را به وجود می آورند. داستان هایی که نقل می شود، می تواند به صورت گفتگو، ترانه، آواز با موسیقی باشد.

فرایند قصه گویی

سه عامل عمده در فرایند قصه گویی عبارتند از:

قصه

قصه گو

مخاطب

هر یک از این عوامل به نوبه خود و یا ویژگی های خاص خود نقش اساسی در فرایند قصه گویی ایفا می کنند. نبود هر کدام به معنای عدم قصه گویی است.

فواید قصه گویی

یکی از مفیدترین راه ارائه قصه به کودکان و انتقال پیام قصه، قصه گویی است. با قصه گویی می توان به قصه های عمومی، رنگ و بویی محلی و با بیانی دلپذیرتر داد. چنین قصه هایی را برای بچه هایی که با فرهنگ ها و ملیت های متفاوتی هستند بازگو کرد. قصه گویی می تواند مثل محرکی قوی سطح کتاب خوانی کودکان را بالا ببرد. همچنین حوزه مطالعه آن ها نیز گسترش پیدا می کند، و ذوق علاقه به کتاب خواندن را در آنها بر انگیزد.

قصه گویی می تواند فاصله میان، «قدرت خواندن کودک» و «قدرت درک» او را از بین ببرد این فاصله درغالب کودکان وجود دارد. فاصله قدرت خواندن و قدرت درک مسایل در بسیاری از کودکان از یک تا سه سال به طول می انجامد. یک کودک هشت ساله ممکن است از شنیدن داستانی که تا دوسال بعد قادر به خواندنش نیست لذت ببرد.

تاثیر قصه گویی بر زندگی و آینده ی کودک

تاثیر قصه گویی بر زندگی و آینده ی کودک یک امر ثابت شده است. که امروزه کارشناسان برای برخورد با کودک پرخاشگر و لجباز روش قصه درمانی را پیشنهاد می کنند.

فواید قصه خواندن برای کودک

تاثیر قصه گویی و فواید قصه گویی بر تربیت کودک کمکی بزرگ به والدین است. کودک شما اختلالات رفتاری دارد که شما بعد از امتحان کردن هزار و یک راه متاسفانه گاهی به تنبیه رو می آورید اما بهتر است دست نگاه دارید و با اصول و روشهای درست تربیت کودک با قصه خواندن بیشتر آشنا شوید.

گاهی یک قصه می تواند تاثیری بر زندگی و آینده ی کودک بگذارد که ده ها آموزش از آن عاجز است.

اختلال های رفتاری طبقه ای از رفتار کودک است. کودکانی که رفتارشان به این طبقه تعلق دارد از میزان شرارت و شیطنتی که ویژگی گروه سنی آن هاست پا را فراتر می گذارند. آن ها به طور جدی حقوق مسلم دیگران را زیر پا میگذارند و یا قوانین عمده اجتماعی را خدشه دار می کنند. گاهی بسیاری از کودکان از نظر هیجانی نیز با مشکل رو به رو می شوند و در معرض افسرده شدن قرار می گیرند.

اختلالات هیجانی رفتاری

به شرایطی اطلاق می شود که در آن پاسخ های هیجانی و رفتاری در مدرسه با هیجان های فرهنگی، سنتی، و قومی تفاوت داشته باشد؛ به طوری که در عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت از خود، روابط اجتماعی، سازگاری فردی، رفتار در کلاس و سازگاری در محیط کار نیز تأثیر منفی داشته باشد.

اغلب کودکان با اختلالات رفتاری احساسات منفی دارند و با دیگران بد رفتاری می کنند. در بیشتر موارد، معلمان و هم کلاسی ها آن ها را طرد می کنند، در نتیجه فرصت های آموزشی آنان کاهش می یابد. به رغم مشکلات فراوانی که این کودکان با آن مواجه اند. بیشتر آن ها تا سال ها پس از ورود به مدرسه شناسایی نمیشوند مگر این که اختلالات رفتاری و مشکلات تحصیلی آنان تشدید شود.

برخورد بزرگسالان در برابر اختلال رفتاری

بسیاری از بزرگسالان تحمل رفتارهای کودکان با اختلالات رفتاری را ندارند و به تنبیه آنان نیز متوسل می شوند. این کودکان در مقایسه با همسالان بهنجار خود در جنبه های مهم زندگی محدودیت دارند و در تعاملات اجتماعی با مشکلات جدی مواجه اند. ناتوانی های این کودکان از رفتارهای آن ها ناشی می شود.

قصه درمانی

قصه درمانی در سال های اخیر به صورت یکی از فنون بازی درمانی مطرح شده است. استفاده از قصه درمانی به مشابه یک فن درمانی فقط به درمان مشکلات روان شناختی کودکان منجر نمی شود. در قصه درمانی فرض بر این است که تغییر در زبان و ادبیات قصه های زندگی فرصت های جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند.

تأثیر و فواید قصه خواندن بر کودکان

کودکان از طریق داستان ها و افسانه ها با حقایق و تجربه های زندگی آشنا می شوند. تأثیر پذیری از شخصیت های قصه است.

تقویت قدرت فهم و بیان

پرورش خلاقیت

آموزش زبان

افزایش گنجینه واژگان کودکان

از دیگر تأثیرهای آموزشی و تربیتی داستان سرایی به شمار می روند.

به بیان دیگر

داستان خلاقیت گسترده ای است. هر فردی میتواند عقاید به ظاهر نامعقول را بازیابی و آنها را جایگزین و استفاده سازنده از آنها را مطرح کند.

تأثیر قصه گویی بر درمان مشکلات رفتاری کودکان

قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی در کودک نیز موثر واقع شوند. قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نیز مؤثر واقع شوند. بسیاری از مقررات، هنجارهای اجتماعی و دستورالعمل های زندگی را منتقل کنند.

چگونگی روبرو شدن با مشکل ها

چگونگی حل مشکل

در بسیاری از الگوهای رفتاری در گروه ها و طبقه های مختلف اجتماعی و سنی در داستان ها بیان می شود.

به بیان دیگر

اگر والدین یا درمان گران قادر به فهم افکار سری کودک یا شناسایی احساس های پنهان او باشند. هر اندازه تفسیرهای انجام شده نیز درست باشند. این فرصت از کودک گرفته می شود که خود از طریق شنیدن پی در پی داستان و تفکر درباره آن به احساس رویارویی موفقیت آمیز با مشکل خود دست یابد.

به همین دلیل است که رویکردهای داستانی به روان درمانی تأکید دارد و قصه ها در چگونگی رفتار و واقعیت های کودکان نقش مؤثری ایفا می نماید. قصه ها به کودکان راه حل هایی ارائه می دهند که غیرمنتظره و شگفت انگیز و در عین حال شدنی و مثبت هستند. تلاش پژوهشگران و درمانگران منجر به استفاده از ادبیات و قصه درمانی شده است.

مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری

برخی از مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری از ضعف آگاهی و بهره نبردن از مهارت های اجتماعی، الگوی کلامی صحیح، رفتارهای جامعه پسندانه، مهارت های ارتباطی و دوست یابی، مسئولیت پذیری، و غیره ناشی میشود؛ پس آموزش این مهارت ها به این کودکان ممکن است تا حدودی از بروز این مشکلات پیشگیری کند.

جدیت برای استفاده از قصه

درمانگران و روانشناسان کودک می توانند جدیت بیشتری برای استفاده از قصه در مداخله های درمانی کودکان و نوجوانان نشان دهند و والدین و معلمان بهتر است استفاده گسترده تر از قصه های هدف دار را در برنامه های آموزشی و تربیتی کودکان بگنجانند به خصوص که این امر در سنت تربیتی فرهنگ ما جایگاه خاص خود را هم دارد.

 نمونه هایی از راهبردهای مهارت های اجتماعی

این راهبردها به کودکان پرخاشگر کمک می کند تا تمایلات و رفتارهای پرخاشگرانه خود را مهار کنند.

  • پیوستن به فعالیت های دیگر
  • ابراز خشم با لحن آرام
  • ترک صحنه
  • نپذیرفتن تقاضاهای دیگران به شیوه ی مودبانه
  • یادآوری سودمندی و مزایای رفتار مناسب
  • نادیده انگاشتن رفتار نامطلوب دیگران
  • استفاده از جمله های تلفیقی هم دلی

از بهترین روش ها برای ایجاد عادتهای خوب در کودکان و حذف رفتارهای نامناسب، استفاده از «قصه» است.

اهمیت گوش دادن کودک به قصه

وقتی کودک به قصه شما گوش می دهد، خودش را به جای شخصیت اصلی داستان می گذارد و از نگاه او به حرفهای شما گوش می کند. از آنجا که در این روش، آموزشها به صورت غیر مستقیم به کودک داده می شود، در مقابل حرفهای شما مقاومت نمی کند و به خوبی تا پایان داستان به شما گوش می دهد.

قصه

روش قصه گویی

دراین روش شما یک داستان برای کودک تعریف می کنید که شخصیت آن تقریبا همسن فرزند شما باشد. می توانید برای انتخاب نام او هم از خود کودک کمک بگیرد. داستان را شروع می کنید و با کمک عروسک یا نقاب و یا نقاشی، داستان را تعریف می کنید. در پایان سوالهایی درباره داستان از کودک خود می پرسید و از او می خواهید که نتیجه گیری کند. با این روش، خود کودک به نتیجه ای که مورد نظر شماست می رسد.

 ده مزیت مهم قصه خوانی برای کودکان  

 1- اخلاقیات را به کودک شما می آموزد

کودکان در سر تا سر دنیا عاشق گوش دادن به قصه ها هستند. آنها می خواهند که دربارۀ شخصیت های مورد علاقه شان بیشتر بدانند و اغلب تلاش می کنند که خود را در نقش آنها قرار دهند و از آنها تقلید کنند. با گفتن قصه هایی که در آنها مفاهیم اخلاقی و انسانی وجود دارد شما می توانید ویژگی مثبت انسانی مثل شجاعت، صداقت و دانایی در وجود او از همان سنین پایین نهادینه کنید.

 2- قصه گویی آنها را از اصول فرهنگی و ریشه های اعتقادیتان آگاه می کند

خواندن قصه و تعریف کردن خاطرات کودکیتان، فعالیت ها و سرگرمی هایی که در زمان کودکی داشتید و جشن ها و مراسمی که در آن شرکت می کردید باعث می شود فرزندتان با فرهنگ خانوادگی و آداب اجتماعی که قرار است در آن بزرگ شود بیشتر آشنایی پیدا کند و تفاوت فرهنگ و سنت های رایج را با یکدیگر بشناسد. شنیدن داستانهایی دربارۀ دیگر اعضای خانواده به آنها کمک می کند تا شناخت بهتری از اجداد و نیاکان خود پیدا کنند.

 3- مهارت های کلامی آنها را افزایش می دهد

خواندن داستان برای فرزندتان باعث می شود که مهارت های کلامی آنها افزایش پیدا کند. و هم زمان که او کلمات و عبارات جدید یاد می گیرد با پیچیدگی های زبان نیز آشنایی پیدا کند. هم چنین قصه خوانی کمک می کند که طبق یک الگوی منظم نحوۀ تلفظ کلمات و عبارات را نیز به فرزندتان بیاموزید.

 4- مهارت های شنیداری را افزایش می دهد

اکثر کودکان به محدوده ی کوچکی از اتفاقات می توانند توجه کنند و اغلب نمی توانند برای طولانی مدت روی چیزی تمرکز کنند. همچنین آنها ترجیح می دهند که بیشتر صحبت کنند تا اینکه بخواهند گوش دهند. خواندن قصه برای کودکان نه تنها باعث می شود دقت آنها افزایش پیدا کند بلکه نسبت به گوش دادن و فهم مطالب نیز حساس تر می شوند.

 5- قدرت تخیل، تصویر سازی و خلاقیت آنها را افزایش می دهد

گوش دادن به قصه باعث می شود کودک شخصیت های داستان، مکان و طرح کلی داستان را به جای اینکه به صورت فیلم و یا کارتون مشاهده کند در ذهن خود بیاورد و آنها را تصور کند. این مسئله باعث می شود که قدرت خلاقیت و تصویر سازی آنها افزایش پیدا کند و ذهنشان برای فکر کردن و تجسم اتفاقات با محدودیتی روبه رو نخواهد شد.

 6- ابزاری عالی برای تقویت حافظه

شما می توانید با استفاده از ایده های هوشمندانه حافظۀ کودک خود را تقویت کنید. زمانی که شما برای کودکتان قصه ای را خواندید بعد از چند روز از او بخواهید که این قصه را برای شما تعریف کند. و یا از او بخواهید که ادامه داستان را خودش تعریف کنداین روش باعث می شود که حافظۀ او تقویت شود و سطح تمرکز او نیز افزایش پیدا کند.

قصه

 7- محدوده ی فکری کودک را گسترده می کند

کودکان اغلب با فرهنگ ها و آداب و رسوم کشورهای مختلف درجهان آشنایی ندارند و با مردم انها رو به رو نمیشوند ولی شما با گفتن قصه هایی از فرهنگ ها و آداب و رسوم کشورهای مختلف جهان می توانید ذهن کودک خود را نسبت به مکان ها و مردمانی که در کشور های دیگر زندگی می کنند باز کنید سعی کنید قصه های مربوط به دیگر کشورها را برای او تعریف کنید تا سطح درک و فهم او را افزایش داده و محدودۀ فکری او را نسبت به جهان گسترده تر کنید.

 

آژیر ذهن

در قصه های شبانه فرزندانمان بگوییم از کلاغ هایی که این بار به مقصد رسیدند.

 8- قدمی ابتدایی برای یادگیری آکادمیکی

قصه گویی برای کودکان می تواند قدمی ابتدایی برای یادگیری های آکادمیکی باشد. بسیاری از کودکان عادت دارند که کارها را از روی عادت یاد بگیرند و فهم درستی از آن ندارند. قصه گویی به صورت فعالیتی منظم می تواند باعث شود که کودک شما از آن چیزی که می شنود درک درستی داشته باشد و از آن لذت ببرد. قصه خوانی هم چنین به آنها کمک می کند که در صحبت کردن مسلط شوند. خواندن و گوش دادن مرتب باعث می شود که آنها به سخنران های مسلطی تبدیل شوند.

 9- توانایی ارتباط برقرار کردن آنها را بهبود می بخشد

گاهی اوقات کودکان در سوال پرسیدن مردد هستند حتی اگر ذهن آنها مملو از سوال و کنجکاوی باشد. قصه گویی هنر درست سوال پرسیدن را به کودکان می آموزد. هم چنین به آنها یاد می دهد چگونه یک گفتگو را به خوبی شروع کنند و اعتماد به نفس آنها را بالا می برد. خواندن و گوش فرا دادن به صورت مداوم توان سخنوری آنها را نیز افزایش می دهد.

 10- به کودک کمک می کند که با آرامش بیشتری با مشکلات رو به رو شود

قرار گرفتن در موقعیت های سخت و مشکل باعث می شود که کودکان احساس سردرگمی بکنند. داستان هایی که در آن قهرمان ها با مشکلات سخت و پیچیده مواجه می شوند می تواند به کودکان کمک کند که این مسئله را بهتر بفهمند و در مقابل مشکلات قوی تر باشند.

قرار گرفتن در موقعیت های سخت و مشکل باعث می شود که کودکان احساس سردرگمی بکنند. داستان هایی که در آن قهرمان ها با مشکلات سخت و پیچیده مواجه می شوند می تواند به کودکان کمک کند که این مسئله را بهتر بفهمند و در مقابل مشکلات قوی تر باشند.

نقش قصه در بالندگی کودکان

مادری که درس کودک دانش آموزش اش خوب نبود از «انیشتین» کمک خواست. انیشتین سفارش کرد برایش هر شب داستانی بخواند تا او، نه با اندیشه نگرانی از درس، بلکه با تخیل قصه بخوابد. کمتر کسی خواب را جدی میگیرد و برای خوابیدنش برنامه دارد؛ اما هنگام خواب نیز انسان در تکاپوست و برای همین شیوه ای برای یادگیری زبان در خواب به وجود آمده است!

هدفون تلفن همراه را در گوش میگذارید و میخوابید و آموزگار، واژه ها را در گوش شما تکرار میکند و فردا به فرهنگ واژگان انگلیسی شما افزوده میشود.

البته در این مورد

روانکاوان هم بر این باورند که با هر اندیشهای بخوابید، بامداد با همان اندیشه بیدار میشوید، از این رو شب ها خواندن قصه برای کودک، به او یاری می رساند که در مورد هر کاری به جای واماندگی، تخیلش را به کار برد.

مثال دیگر

«دموستنس» نیز در سخن گفتن روزانگی خود دچار لکنت بود، اما او از آنجایی که ذهنی مخیل داشت، گوشه نگرفت و به بیابان می رفت و با شیوه های خلاق می کوشید سخن گفتن خویش را بهبود بخشد و سرانجام مشهورترین سخنران آتن ـ یونان ـ شد.

نویسندگان نابغه ای مانند فاکنر یا کسانی به روشهای بالندگی ذهن دست یافته اند، از خلاقیت بالایی برخوردار بوده اند و شیوه های نو پدید آورده اند؛ اما از یاد نبریم که خلاقیت، پرورش دادنی است. بهتر است تنها به این نیندیشیم که نهایت، کودک خلاق ما ممکن است نویسنده بشود بلکه بهتر است به این بی اندیشیم که بوته های بیابان، نیاز به آب دادن ندارند و خود به خود میرویند.

ولی اگر یک درخت میوه داریم، باید به او کود و آب بدهیم که به بار بنشیند؛ یک کودک خلاق درخانه، نیاز به توجه دارد.

تئاتر کودک

در این میان، افزون بر قصه گویی و کتاب قصه، تئاتر کودکان نیز می تواند به شخصیت های قصه ای که کودک خوانده است، تجسم بهتری ببخشد، به ویژه اقتباس های آزاد! برای همین کودکان، مشتاق تماشای انیمشینهایی همانند «آلیس در سرزمین شگفتی ها» هستند، چون پیشتر داستانش را خوانده اند.

قصه

جایگاه کتاب قصه در ذهن کودک

بی گمان قصه باید در تخیل و ذهن کودک جا خوش کند، از این رو جا خوش کردنش در قفسه های کتاب خوب نیست. این قفسه ها ممکن است در کتابفروشی باشد و یا در خانه ما. بهتر است کتاب قصه، نخست در دستان کودک ورق بخورد و سپس دست به دست و گرداگرد جهان بگردد و خوانده شود.

درگذشته (دوران چیرگی ادبیات شفاهی)، مادران از شمار زنان سرخپوست برای کودکان خویش قصه می گفتند؛ اینک در همه جای جهان، مادران برای کودکان خود قصه میخوانند تا رشته احساسی با کودک خویش را بتابند و ببافند و او را برای زندگی در جامعه ای که ممکن است کمی خشن باشد، بپرورند.

نوجوانانی که رمان می خوانند، در برابر کنشهای تند، واکنش های نرمی دارند و میزان سازگاری آنان با انسان ها و پدیده های جامعه، بالاست.

نزدیک شدن به متن های کهن

متون کهن ایران، ذخیره ای بزرگ است که تا به حال کوشش هایی برای شناسایی و حفظ آن صورت گرفته است. بی گمان معرفی این ذخیره، سبب افتخار کودکان و نوجوانان به ایرانی بودنشان خواهد شد؛ و اگر سبب نشود که در گذشته ایست کنیم، اتفاقی خوشایند خواهد بود اما گویا دشواری های زبان مانع این اقدام شده است.

استفاده ما از متون کهن درقلمرو کودک و نوجوان، چشم انداز خوبی ندارد. نمی توان به صورت خام از این متن ها برای آموزش به نوجوانان استفاده کرد و نیاز به ویرایش دارد راه ارتباط با متون کهن هموار نیست. برخی بزرگسالان ما «نقلی» را شفاهی می شنوند و می گویند چه جذاب، اما وقتی به اصل متن مراجعه می کنند، نمی توانند بخوانند، چون زبان با گذشت زمان تغییرکرده است.

نه اینکه زبان در قدیم دشوار بود بلکه زبان امروز دچار گره افکنی شده و زبان گذشته آسان بوده است. حالا غیر ممکن شده است.

آشناسازی کودکان با متن های قدیم

برای آشناسازی کودکان با متن های قدیم باید فرزندانمان را تربیت کنیم تا با زبان فارسی درست آشنا شوند. دومین راه این است که در تغییر و باز آفرینی و بازنویسی، دست از تک محوری برداریم و فعالیت های گروهی را جایگزین کنیم. انتخاب و کارشناسی یک اثر می تواند امری جداگانه باشد.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) ازقسمت دیدگاه های پست
۲) با پرکردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

راز (41)

از آنچه خدا به شما داده راضی باشید

راز خوشبختی این است از آنچه که دارید راضی باشید و لذت ببرید. افرادی که در زندگی راضی و قانع اند، قدر دان و شاکر آنچه در زندگی دارند هستند و با مقایسه ی آنچه خودشان و دیگران در زندگی دارند، نگران و ناراحت نمی شوند و حسرت آنچه ندارند را نمی خورند. با دانستن قدر و ارزش آنچه دارید و حسرت نخوردن آنچه ندارید یا نمی توانید به دست آورید، به شادی و آرامش خاطر بیشتری می رسید.

راز (42) 

به مسائل بی ارزش فکر نکنید

سعی کنید راجع به افراد و چیزهای که باعث رنجش خاطر و ناراحتی شما می شوند، کمتر فکر کنید. چیزهای بسیار زیاد و نامحدودی در زندگی هست که می توانید وقت خود را صرف فکر کردن به آنها کنید. اما بسیاری از ما تمرکز و توجه خود را تا حد زیادی معطوف به چیزهایی می کنیم که برایمان آزار دهنده و رنج آور است و ما را عصبی یا مضطرب می کند. لزومی ندارد آنچه شما را آزار می دهد را نادیده بگیرید و به آن کاملاً بی توجه باشید، اما انقدر هم روی آن تمرکز نکنید که مخل آسایش و آرامشی درونیتان شود.

راز (43)

با خانواده و دوستانتان رابطه نزدیک داشته باشید

با اعضای خانواده تان ارتباطی صمیمانه و نزدیک داشته باشید. وقتی اعضای خانواده در شهرها یا کشورهای دیگر باشند، فراموش کردن آنان آسان می شود و به قول معروف «از دل برود هر آنکه از دیده برفت.» در چنین شرایطی ما وقت و فکر کمتری را به آنان اختصاص می دهیم. لذا برای اینکه چنین شرایطی به وجود نیاید، بهتر است تماس خود را با آنان حفظ کنید و مسائل مختلف زندگی را با یکدیگر در میان بگذارید و از شرایط همدیگر باخبر شوید. به این ترتیب، ارتباط نزدیک تر و صمیمانه تری خواهید داشت و حس بهتری در درونتان به وجود می آید.

100 راز

راز (44)

میوه بخورید

هر روز مقداری میوه بخورید. خوردن میوه علاوه بر آنکه شما را سالم و شاداب نگه می دارد و برای بدنتان مفید است، باعث می شود، ضمن لذت بردن از خوردن میوه، علاقه ی کمتری نیز به خوردن تنقلاتی با ارزش غذایی بسیار پائین پیدا کنید و معده ی خود را از چیزهای بی خاصیت انباشته نکنید. به این ترتیب احساس بهتری از خودتان پیدا می کنید.

راز (45)

از تکنولوژی و فناوری نهایت استفاده رو ببرید

چگونگی کار با کامپیوتر و استفاده از آن را یاد بگیرید. افرادی که کامپیوتر استفاده می کنند، خواه هشت ساله باشند و خواه نود و هشت ساله، تجارب عالی و خوبی در خصوص شگفتی های فناوری نوین و همچنین جهان امروز به دست می آورند و لذت خواهند برد. چرا که امروز دیگر کامپیوتر وسیله ی ارتباطی خوبی بین مردم شده و اگر مجهز به آن و نحوه ی به کار گیری اش نباشید، از هر لحاظ از دیگران و جهان پر سرعت امروز عقب خواهید ماند و در خود احساس ضعف و ناتوانی خواهید کرد.

راز (46)

واقع بین و منطقی باشید

به صورت عینی و محسوس فکر کنید و واقع بین باشید. ما باید بتوانیم میزان پیشرفت خود را بسنجیم و بدانیم که اوضاع و شرایط رو به بهبودی است. شما نمی توانید یک هدف انتزاعی یا تخیلی را به انجام برسانید، زیرا هیچ گاه به طور قطع و یقین مطمئن نیستید که آیا می توانید آن را کاملاً اجرا کنید و به اتمام برسانید یا خیر.

راز (47)

به دیگران کمک کنید

در جامعه، همواره مشوق دیگران بوده و نقش حمایت کننده داشته باشید. همیشه وقت و فرصتی را برای کمک به دیگران اختصاص دهید، در جهت رفاه و آرامش دیگران گام بردارید، یا کسانی که دوستشان دارید و برایتان با ارزش و با اهمیت هستند، را یاری نمائید. شما با این قبیل کارها احساس بسیار بهتری در خود خواهید کرد و در عین حال رابطه تان نیز عمیق تر و صمیمی تر خواهد شد.

راز (48)

خودتان را سر زنش نکنید

خودتان را سرزنش و ملامت نکنید. گهگاه وقتی اوضاع آن طور که می خواهیم، پیش نمی رود و شرایط زندگی برایمان مساعد نیست، شروع به فهرست کردن اشتباهات خود و روش هایی می کنیم که معتقدیم به واسطه ی انجام آنها باعث بروز مشکل شده ایم و به بن بست خورده ایم.

اما این نوع طرز تفکر نه تنها سبب می شود که پریشان خاطر شوید و از لحاظ روحی بهم بریزید، بلکه با بر هم خوردن تمرکزتان باعث می شود ک نتوانید درست عمل کنید و تصمیم درستی در جهت رفع یا جبران آن بگیرید. واقعیت این است که هر وضعیت و شرایطی یا نتیجه ای برخی چیزهای است که در کنترل شماست و یا برخی چیزهایی که کنترلتان است. لذا با بروز شرایطی نامناسب و بد، این فکر و ذهنیت منفی را در خودتان ایجاد نکنید که فقط مقصر هستید. این کار نیز نوعی خود فریبی است. همیشه به خاطر داشته باشید که در این قبیل مواقع به جای متهم کردن خودتان و مقصر دانستن خود، به فکر راه چاره و نشان دادن واکنشی منطقی و معقول باشید.

100 راز

راز (49)

در صلح و دوستی پیش قدم باشید

طالب دوستی و صلح باشید. اگر بین اعضای خانواده یا دوستانتان مشکلی به وجود آمده که باعث تیره و تار شدن رابطه شان شده است، شما می توانید با حس کردن این موضوع نقش میانجی صلح را بر عهده بگیرید و بین آنها دوباره صلح و آشتی بر قرار کنید.

راز (50)

با حیوانات مهربان باشید

حیوانات با رفتارشان چیز های بسیار زیادی در مورد عشق و محبت به ما یاد می دهند. هر چه ما به حیوانات نزدیک تر و با آنها مهربانتر باشیم، محبت و لذت بیشتری از آنها دریافت می کنیم.

 

منبع: برگرفته از نوشته های دیوید نیون

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

فضای مجازی 

در چند سال اخیر فضای مجازی با محبوبیت بسیاری رو به رو شده و نوجوانان و جوانان زیادی درگیر این شبکه های اجتماعی شده اند. فضای مجازی در پذیرش و دست یابی افراد جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان به نگرش ها و رفتارها نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند. شبکه مجازی یکی از کارگزاران اصلی ایجاد تغییرات اجتماعی به شمار می آیند.
در زمان حال شبکه های ارتباطی از قبیل اینترنت و تلفن همراه جهان را به صورت دهکده ای درآورده اند. همین امر باعث شده هویت های متنوع و متعدد به راحتی با یکدیگر در ارتباط باشند و بر یکدیگر تأثیر بگذارند. مردم دراین فضا برای عبور از مرزها نیازمند گذرنامه نیستند. بنابراین، می توان گفت در این دهکده جهانی مردم به طور همزمان گاه به اوج تعالی میرسند، و گاه به پایین ترین سطح انسانیت نزول می کنند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

تفاوت تکنولوژی در گذشته و آینده

تکنولوژی باعث سریع تر شدن بسیاری از کارها شده است. وسایلی که می توان با آن تمام کارها را در مدت خیلی کم انجام داد مثل اینترنت، تلفن همراه و … ولی وقتی مبتکران بزرگ دنیا جدیدترین اختراعات خود را براي راحتی انسان بوجود آوردند شاید فکرش را هم نمی کردند ک روزی انسان هزاره سوم از این وسایل سوء استفاده کنند و به دنبال چاره ای برای رفع خطرات این اختراعات و وسایل نوین ارتباطی باشند. امروزه فضای مجازی چنان نوجوانان و جوانان را در بازار رنگارنگ خود فرو برده است که گویی هرگز خبری از بازی ها و فعالیت های دسته جمعی آنان نبوده است.

هنگامی که پشت رایانه نشسته اید و روی صفحه کلید تایپ میکنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمی کنند بلکه تمام اندامهای بدن شما در حال فعالیت هستند. اما متأسفانه، علی رغم واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمیشود.

 

تعریف فضای مجازی

در طی 25 سال گذشته فناوری های ارتباطی تغییرات زیادی کرده اند و افراد تعاملات زیادی با دنیای اطراف خود دارند، فضای سایبری، فضای دیجیتال و فضـای مجازی است که از طریق شبکه های رایانه ای ایجاد می شود و با استفاده از جلوه های سمعی و بصری سعی در شبیه سازی دنیای واقعی دارند. فضای مجازی فرصت های زیادی را در امر آموزش، به اشتراک گذاری و ارتباط ارائه میدهد که قبل از آن ممکن نبود.

فضای مجازی شامل موارد زیر است: 

الف) زیر ساخت های فیزیکی و ابزار ارتباط از راه دور
ب) شبکه های کامپیوتری و ارتباط آنها
ج) اینترنت

اینترنت

فضای اینترنت از جلوه های آشکار دنیای مدرن است که به دلیل در دسترس بودن و وجود آن در همه جا، یکی از پرکاربردترین فضاها به شمار می رود. فضایی که نوجوانان و جوانان جامعه بزرگی از کاربران آن را تشکیل می دهند. این روزها شاهد اعتیاد اینترنتی جوانان و نوجوانان به ویژه دانش آموزان هستیم. در دنیای کنونی، مجازی پناهگاهی پر دردسر برای نوجوان و جوانان است، گرچه فضای مجازی دارای فرصت های علمی و ارتباط های اجتماعی نیز هست اما استفاده بی رویه دانش آموزان و جوانان از فضای مجازی منجر به انزوای آنان شده است. طبق تحقیقات انجام شده جوانان در این محیط ها آسیب پذیری بسیاری دارند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

اثرات مثبـت رسـانه هـای اجتماعـی بـر جوانـان و نوجوانـان

1. خودباوری

خودباوری و هویت فردی جنبه های مهم توسعه در طول سال ها هستند. رسانه اجتماعی مــی توانند بـه عنوان یک سکوی مؤثر برای بیان احساس مثبت عمل کنند، بـه این ترتیب که جوانان و نوجوانان بهترین ایده های خود را ارائه دهند .

2. روابط

شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه دوستی قوی جوانان و نوجوانان میتواند با تعاملات رسانه های اجتماعی تقویت شود و آنها بتوانند با کسانی که قبلاً می شناختند ارتباطات قویتری برقرار کنند.

3. دسترسی به اطلاعات سلامت

اطلاعات متخصص سلامت که شبکه های اجتماعی ارائه میدهد، برای نوجوانانی که ممکن است از مسائل بهداشت روان رنج ببرند فرصتی برای خواندن، تماشا، گوش دادن و درک تجربه های بهداشتی دیگران فراهم میکند که آن ها را متصل میکند به واقعیت و هویت واقعی خود.

4. حمایت عاطفی 

مکالمات در رسانه های اجتماعی می توانند جوانان و نوجوانان را بـا تعاملات ضروری برای غلبه بر مسائل مربوط به سلامت آماده کنند، به خصوص هنگامی که ممکن است برای حمایت چهره به چهره در فضای واقعی دسترسی وجــود نداشته باشد.

5. ابعاد اجتماعی

بسیاری از جوانان و نوجوانان با پیوستن به گروهها و یا صفحات مربوط به آنها میتوانند همدردی، افکار و نگرانی های خود را با افراد دیگری به اشتراک بگذارند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

اثرات منفی رسانه های اجتماعی بر جوانان و نوجوانان

1. افسردگی و اضطراب

تحقیقات نشان میدهد جوانان و نوجوانانی که بیش از 2 ساعت در روز وقت خود را صرف استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی میکنند، بشتر احتمال دارد که در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب قرار گیرند.

2. رشد مغز

جوانان و نوجوانان مبتلا به اعتیاد اینترنتی در طول زمان دچار تغییرات ساختاری خصوصاً در قشر خاکستری مغز خواهند شد که می تواند کیفیت یادگیری و روند تحصیلات آن ها را مختل کند.

3. خواب

مطالعات متعدد نشان داده است که افزایش استفاده از رسانه های اجتماعی و تجهیزاتی مانند تلفن و لپ تاپ قبل از خواب ارتباط معنی داری با کیفیت پایین خواب در جوانان و نوجوانان دارد.

4. تصویر بدن

مطالعات نشان داده است جوانان و نوجوانانی که فقط از فیس بوک برای مدت کوتاهی هم استفاده کرده اند، نگرانی های بیشتری در مورد تصویر بدن خود نسبت به افرادی که اصلاً از این شبکه ها استفاده نکرده اند دارند.

5. سایبری

بد رفتاری در دوران کودکی یکی از عوامل خطر عمده برای تعدادی از مسائل، از جمله سلامت روان، آموزش و ارتباطات اجتماعی با اثرات طولانی مدت است که اغلب از بزرگسالی انجام میشود.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

6. اعتیاد به اینترنت

کیمبرلی یانگ برای اولین بار در مقاله ای در سـال 1996 مطرح کرد که استفاده نامناسب از کامپیوتر و فضای مجازی می تواند معیارهای اعتیاد را پر کند. در کشورهایی مثل چین و کره جنوبی اعتیاد به اینترنت به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تلقی می شود.

7. رفتارهای جنسی

یکی از اثرات منفی رسانه های اجتماعی بر جوانان و نوجوانان فراوانی محتواهای واضح جنسی در سامانه های مختلف است. برخورد با محتوای جنسی که رفتارهای خطرناک یا غیر واقعی را به تصویر میکشد اثرات منفی بر نوجوانانی که در آغاز تکامل هویت جنسی خود هستند میگذارد. این امر موجب میشود که آنها انتظارات غیر معقولی از هنجارهای جنسی داشته باشند و در برقراری ارتباط جنسی سالم دچار مشکل شوند.

 

آژیر ذهن

اینکه عکس از کمک های نقدی و غیر نقدی، خون دادن و غیره، تو فضای مجازی گذاشته می شود، اتفاقا اشاعه فرهنگه و خیلیا سوق پیدا میکنند به سمت اینکار …
حالا گیریم بعضی از آنها هم واسه خودنمایی و ریا باشد، خوب باشد!
شرایط طوریست که حتی به کمک ریا کارانه هم نیازمند دارند!! الان وقت این بحثا نیست …

شایع ترین مشکلات اینترنتی

1. خستگی چشم

هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند. بنابراین جای تعجبی نیست هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحه نمایش رایانه خیره می‌مانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفته پزشکان مایوکلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است اما معمولاً مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشم‌ها برطرف می‌گردد.»

بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغه‌ آمیزی تفسیر کنند. روان‌شناسان به این تمایل، «فاجعه‌سازی از درد» می‌گویند. یعنی تمایل به در نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد. منظور از اضطراب سلامتی نیز این است که فرد حس کند مشکل جدی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی آزمایش‌های پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود. اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیر علمی و این باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان می‌باشد، می‌تواند باعث تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» گردد.

2. سردردهای تنشی

این نام ممکن است گمراه‌ کننده باشد. این نوع سردردها به دلیل استرس به وجود نمی‌آیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضله ای گردن یا چشم درد به وجود می آیند. به گفته ای پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از ۳۰ دقیقه تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.

3. سردردهای مزمن روزانه

اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد می‌شوند. اما به گفته ای پزشکان مایوکلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد سردرد دارد بیشتر از تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است. ماهیت متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوان‌ ساز قرار می‌هد.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

4. سردردهای استرسی

پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد. استرس ناشی از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بارگذاری صفحات، خرابی رایانه و امثال آن‌ها می‌تواند باعث این نوع سردرد شود.

5. درد پشت

نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرک، و سیگار کشیدن همراه باشد به درد پشت می‌انجامد. منشأ این درد معمولاً عضلات، اعصاب، استخوان‌ها و مفاصل در ستون فقرات است. نشستن نادرست و برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید می‌کند.

6. ترومبوز وریدی

به لختگی درون رگ، ترومبوز گفته می‌شود. منظور از ترومبوز وریدی، تشکیل لخته ای خون در رگ‌های وریدی (واریس) است که غالباً در پاها پدید می‌آید و علت اصلی آن، بی‌تحرکی و کم شدن آب بدن است. نشستن برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه می‌تواند باعث ترومبوز وریدی گردد.

7. نشانگان مونشهاوزن

نخست اجازه دهید به تعریف نشانگان یا سندروم مونشها‌وزن بپردازیم، چرا که ممکن است بسیاری از خوانندگان با این اختلال روانی آشنا نباشند، و بعد به سراغ اینترنت می‌رویم؛ خصوصیت مهم این سندروم، میل شدید به بستری شدن است و به عقیده بعضی از روان‌شناسان، اصطلاح اعتیاد بیمارستان برای این سندروم مناسب‌تر است.

آن‌‌ها وانمود می‌کنند که قربانی تجاوز، حمله، ضرب و شتم یا بیماری‌های جدی و سخت‌درمانی هستند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. به این اختلال روانی، نشانگان یا سندروم مونشهاوزن گفته می‌شود.

افسردگی فیس‌بوکی

بر اساس گزارشی که در روزنامه دیلی‌میل چاپ شده است، فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد که جوانان و نوجوانانی که بیش از دو ساعت در روز را صرف استفاده از رسانه‌های اجتماعی و فیس بوک می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب قرار گیرند.

خشم اینترنتی

با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما می‌تواند به آزار اینترنتی و حتی شاید به خشونت بینجامد. بنابراین کسانی که توانایی فروخوردن خشمشان را ندارند باید مواظب باشند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

اختلالات بالای دست

اختلالات بالای دست شامل: سندروم کشیدگی گردن، سندروم مجرای مچ دستی، سندروم مجرای ساعدی، التهاب تاندون دست و مچ، التهاب تاندون و غلاف آن، التهاب کیسه زلالی، کشیدگی مکرر عضلانی و سندروم مجرای خروجی قفسه صدری است. تمام این بیماری‌ها می‌تواند مربوط به استفاده از اینترنت باشد. این بیماری‌ها غالبا بر اثر استفاده بیش از حد یکی از اندام‌های بالای دست (مثل بازوها) و استفاده بیش از حد از یک ابزار مثل صفحه‌ کلید یا ماوس بروز می‌کنند.

از جمله استفاده های مفیدی که نسل جوان از فضای مجازی دارد، عبارت است از:

1. استفاده از داده ها و اطلاعات گوناگون به منظور انجام فعالیت هاى علمى و پژوهشى.

2. تسریع در روند انجام امور ادارى دانشجویان و دانش آموزان و نیز افراد شاغل؛ که بخصوص در مراحل ثبت نام دانشگاه و انتخاب واحدها موجب تسهیل کار دانشجویان شده است.

3. برقرارى سریع ارتباط با اساتید و معلمان، سایر دانشجویان و دانش آموزان به انواع روش های گفتارى، نوشتارى و تصویرى.

نقش والدین در فضای مجازی

تسلط کامل والدین بر مهارت های مربوط به استفاده از رایانه ها و اینترنت، هوشیاری آنها در این رابطه و از سوی دیگر فرهنگ سازی برای استفاده صحیح از فضای مجازی، می تواند تأثیر بسزایی در فراگیرى مهارت هاى مختلف زندگى و نیز آموزش هاى مرتبط با تحصیلات و مسائل علمی نسل جوان و نوجوان داشته باشد. با این وجود، استفاده از اینترنت در میان نوجوانان و جوانان در صورتى که نظارت والدین را به دنبال نداشته باشد، می تواند بستری برای بروز ناهنجاری اخلاقی و رفتاری باشد.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

 

خطرات فضای مجازی

آسیب های اجتماعیِ حاصل از ارتباط با اینترنت دامنه وسیعی دارد. طوری که می توان حوزه آسیب های آن را از چند هویتی گرفته تا دسترسی به حساب های بانکی، هرزه نگاری، انتشار محتواهای مستهجن، تجاوز به حریم خصوصی افراد و اشاعه خشونت ترسیم کرد؛ آسیب هایی است که کارشناسان حوزه جامعه شناسی، ارتباطات و روانشانسی بصورت مداوم از آنها صحبت می کنند.

برای جلو گیری از آسیب های مجازی چه باید کرد؟

عده ای برای جلوگیری از آسیب هایی که فضای مجازی بر جوانان و نوجوانان دارد، منع استفاده از اینترنت را توصیه می کنند، اما به عقیده روانشناسان این روش اشتباه ترین گزینه در این خصوص است که می تواند به عاملی تحریک کننده در گرایش بیشتر فرزندان به استفاده از اینترنت شود. ایجاد محدودیت باعث حساسیت بیشتر جوان و نوجوان می شود. برای کاهش آثار مخرب فضای مجازی باید طریقه استفاده درست از این ابزار را به آنان نشان داد. بنابراین رفتار صحیح والدین و ارائه راهکارهایی که بهترین گزینه جهت تصحیح رفتار کودکان، نوجوانان و جوانان است و بیشتر از آنکه لجبازی فرزند را تحریک کند، موجب راهنمایی و همراهی آگاهانه آنها می شود.

فضای مجازی به عنوان جادوی جام جهان نمای هزاره سوم یکی از ابزارهایی است که در آینده بشریت نقش مهمی را ایفا می کند.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

آسیب های مجازی، تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

مهم ترین آسیب های روانی استفاده طولانی مدت از اینترنت اعتیاد اینترنتی و اختلال روحی، افسردگی متمرکز، اضطراب اجتماعی، ضعف مهارت مقابله، عزت نفس پایین، کم خود کارآمدی  از آسیب های روانی است.

درمان شناختی

با توجه به اینکه بیشتر استفاده کنندگان از فضای مجازی نوجوانان و جوانان هستند، فرهنگ سازی برای کاهش پیامدهای آن ضروری است. لذا اطلاع رسانی، آموزش نحوه استفاده صحیح از این فناوری می تواند مؤثر واقع گردد.

1. ساعت ها را کوک کنید

بدیهی ترین راهی که در ابتدا به ذهن می رسد این است که ساعات زمانی را که صرف وقت گذرانی با گوشی می کنید محدود نمایید. یکی از روش هایی که می شود از آن استفاده کرد این است که ساعت هشدار گوشیتان را فعال کنید. به عنوان مثال طی یک قرارداد شخصی، برنامه ریزی روزانه داشته باشید، سعی کنید مطابق با آن شبانه روزتان را جلو ببرید و در راستای آن خودتان را در یک محدوده زمانی خاص مجاز به استفاده از فضای مجازی کنید.

تأثیر فضای مجازی بر نوجوانان

2. به خودتان هدیه دهید

یکی از روش هایی که در کم کردن وابستگی می توان از آن استفاده کرد و همیشه جواب گرفت، در نظر گرفتن هدیه و جایزه برای خودتان است. این راهکار روشی است که شاید پیش پا افتاده به نظر برسد، اما تاثیرگذار است به طور مثال در ازای هر تعداد ساعتی که در استفاده از گوشی صرفه جویی می کنید می توانید خودتان را به یک خرید ساده یا صرف یک وعده غذایی لذیذ مهمان کنید.

3. فضای مجازی را به طور کامل حذف نکنید

سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. برای همین اگر عزمتان را جزم کردید تا کمتر خودتان را در فضای مجازی  غرق کنید آهسته و پیوسته پیش بروید. این ضرب المثل را فراموش نکنید که تب تند زود عرق می کند، پس این روش را از ذهنتان بیرون کنید که بخواهید به طور کلی فضای مجازی را کنار بگذارید چون مدت زمان زیادی طول نمی کشد که قید تصمیمتان را می زنید و دوباره رویه قبلی را پیش می گیرید. از طرف دیگر اینکه قطع کردن ناگهانی استفاده از گوشی باعث می شود که ناخودآگاه نگران و مضطرب باشید. بنابراین بهتر است که رفته رفته زمان استفاده را کم کنید.

4. به کوه و کمر بزنید

یکی دیگر از کارهایی که می توان برای  ترک اعتیاد به فضای مجازی انجام داد رفتن به کوه و کمر برای پیک نیک است. یعنی مکان ها و مناطقی که به خاطر بکر بودنشان سرویس های مخابراتی و اینترنت جوابگو نیست برای همین هم خواه ناخواه استفاده از فضای مجازی امکان پذیر نیست.

5. افکارتان را عوض کنید

تغییر فکر شما باعث تغییر احساسات و رفتارهای شما می شود. به عبارت دیگر اگر تفکر خودتان را در مورد استفاده از تلفن همراه عوض کنید می توانید احساس راحتی کنید و کمتر از آن استفاده کنید.

6. به فکر گزینه های جایگزین باشید

اولین کاری که در این مرحله باید انجام دهید این است که محرکها را بشناسید، یعنی چیزهایی که شما را به این موضوع سوق می دهند تا مدام زمان خود را با گوشی سپری کنید. وقتی این محرکها را شناختید به فکر گزینه های جایگزین باشید یعنی چیزهایی که می تواند همان نیازها را برای شما برطرف کند. به عنوان مثال اگر زمان زیادی را در گروه های مختلف مجازی می گذرانید چون تمایل بیشتری برای داشتن ارتباط اجتماعی دارید، بهتر است این زمان را صرف رابطه ها و گپ و گفت های حضوری و چهره به چهره، کنید.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

اختلال هویت تجزیه ای

اختلال هویت تجزیه ای، که پیش از این با عنوان اختلال چند شخصیتی شناخته شده است. نوعی بیماری است که در آن شخصیت فرد مبتلا به دو یا چند حالت شخصیتی مجزا تقسیم می شود. همچنین اختلالی که با تکه تکه شدن هویت فرد مشخص می شود. بیشتر ما دچار نوع خفیفی از  اختلال شخصیت تجزیه ای هستیم یا شده ایم.

شخصیت های جداگانه مثلاً موقعی که خواب می بینیم. یا زمانی که در لحظه ای از زندگی سیر می کنیم البته هویت تجزیه ای پیچیده تر و شدیدتر از این حالت هاست.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

به بیان دیگر

اختلال هویت شخصیتی یک بیماری روانی نادر و شدید است. در این اختلال ارتباط میان افکار، خاطرات، احساسات، اعمال و به طور کلی شخصیت فرد با زندگی واقعی از بین می رود. آدم های چند شخصیتی موضوعی هستند برای فیلم ها و کتاب ها. بیمار تحت هویت و شخصیت غالب خود بوده است. هرگاه تحت کنترل هر یک از این هویت های خود قرار بگیرد به شکل همان در می آیند. همچنین از اتفاقاتی که تحت کنترل بقیه هویت ها بوده، خاطره ای نخواهند داشت.

شکاف های موجود در هویت تجزیه ای

شکاف های مکرر درخاطرات شخصی گذشته فرد، از جمله خاطره ی افراد، مکان ها و حوادث در هر دو زمان گذشته دور و نزدیک دیده می شود. این شکاف های مکرر با فراموشی عادی هم خوانی ندارند.

هویت های مختلف فرد، می تواند تفاوت های واضحی در لحن صحبت کردن، رفتار، تفکرات و حتی جنسیت داشته باشند. این بیماران به طور معمول از این که دارای مشکل چند شخصیتی هستند، بی خبرند. مثلا خود را در کنار افرادی یا جاهایی می بینند که اطلاعی درباره شأن ندارند، یا متوجه وجود چیزهایی در اموالشان می شوند که خریداری کردن آن را به یاد نمی آورند.

آمار بالایی از خودکشی در افراد مبلا به این بیماری گزارش شده، یک سوم افراد مبتلا به توهم ممکن است احساس کنند که به طور ناگهانی did و یا هویت های تجزیه ای دیداری و شنیداری هستند. افراد مبتلا تسلط خود را بر صحبت کردن و حرکات خود از دست می دهند.

ممکن است صداهایی مثل صدای کودک یا صدای قدرت روحانی بشنوند و در برخی موارد این صداها با جریان چندگانه ای از اندیشه و صداها باعث شکایت افراد می شوند.

هویت

 نکته جالب و قابل تأمل

تغییر از شخصیتی به شخصیتی دیگر غالباً با تغییرات ظریفی در وضع اندامی و لحن صدا همراه است. شخصیت جدید به طرز متفاوتی حرف می زنند، راه می رود و سر و دست تکان می دهد. حتی ممکن است تغییراتی در فرایند فیزیولوژیایی از قبیل فشار خون و فعالیت مغزی صورت پذیرد.

علت نام گذاری هویت تجزیه ای

علت این که به آن ها هویت تجزیه ای گفته می شود این است که دو یا چند فرآیند ذهنی با هم وجود دارند یا جانشین هم می شوند بدون اینکه ارتباطی با هم داشته باشند یا بر یکدیگر تأثیر بگذارند. سال هاست که با جوانی سابقه آشنایی دارم، جوانی است احساسی با شخصیت پیچیده.

گاه فریاد می زند، زمانی گریه می کند و لحظاتی هم قاه قاه می خندد. با کوچکترین حادثه ای خود را باخته؛ و واکنش های عجیب و غریبی از خود بروز می دهد و اندک هستند آن هایی که بدانند با این جوان چه بر خوردی داشته باشند، شخصیتی نمایشی دارد و به شدت خیال پرداز است.

همیشه در حال مقایسه کردن خود با دیگران است. خیلی زود رنج آنقدر که نمی توان بیان کرد. سریع تحت تأثیر محیط قرار می گیرد و اخلاقش عوض می شود.

شخصیت افراد دارای اختلال هویت تجزیه ای

اکثر مردم خود را انسانی با یک شخصیت اساسی می دانند و حس یکپارچه از خویشتن دارند. ولی بیماران مبتلا به این اختلال حس دارا بودن یک هوشیاری واحد را از دست می دهند.

شخص احساس می کند که فاقد هویت است یا در مورد هویت خود سردرگم است؛ و یا هویت های متعددی دارد. هرچیزی که معمولاً به انسان ها شخصیت واحد می بخشد (افکار، احساسات و اعمال یکپارچه) در افراد مبتلا به اختلالات تجزیه ای یکپارچه نیست.

هویت

حافظه افراد مبتلا به DID

ملاک دیگر در افراد مبتلا به این اختلال که در شکاف گفته شده است، مشکلات حافظه ای این فراد است. حافظه دور مثل خاطرات زندگی شخصی، حافظه اخیر مثل وقایع چند روز گذشته و حافظه جاری زندگی روزمره در این افراد دچار مشکل می شود. علامتی است که بر خلاف علائمی که نمود ذهنی دارند، توسط اطرافیان و دوستان دیده می شود.

این علامت اغلب مورد انکار خود فرد قرار می گیرد. فلاش بک های تجریه ای یا بازگشت های ناگهانی به گذشته رویدادی است که طی آن یا پس از آن فرد چیزی به خاطر نمی آورد.

علائم زمینه ساز در حافظه DID

مصرف زیاد الکل

اختلالات شخصیتی مرزی

اختلالات شخصیت نمایشی

اختلالات شخصیت اسکیروئید

از دست دادن حافظه در مورد هویت گاهی اوقات در افرادی روی می دهد، که دچار آسیب روانی شدید شده اند که در این صورت عمیق تر است، مدت طولانی تری اتفاق می افتد و کانون اختلال تجریه ای است.

علائم

عموماً مهمترین علامت بیماران به شرح ذیل می باشند:

افسردگی

تغییرحالت روانی

تلاش برای خودکشی

اختلال در خواب

ترس شبانه یا خواب گردی

حمله های عصبی

فوبیا و نگرانی

اعتیاد به مواد مخدر و الکل

علائم سایکوتیک (توهم دیداری و شنیداری)

اختلال در غذا خوردن

نشانه های فرعی

البته نشانه هایی از موارد ذیل هم در این بیماران دیده می شود:

سردرد

فراموشی

گم شدن زمان

تجربه ی خلسه (آرامش و آگاهی ذهن)

همچنین اختلال تجزیه هویت شامل:

تغییر در احساس فردی

احساس کفالت فردی

تغییر در رفتار

آگاهی، حافظه، ادراک، شناخت

عملکرد حرکتی

هویت

انواع اختلالات تجزیه ای یا زدودگی تجریه ای

فراموشی تجزیه ای

گریز تجزیه ای

اختلال هویت تجزیه ای (شخصیت چندگانه)

اختلال مسخ شخصیت

فراموشی تجزیه ای

ناتوانی برای به یادآوردن اطلاعاتی است که معمولاً با حوادث استرس زا یا آسیب رسان ارتباط دارند و این فراموشی با فراموشکاری معمولی، مصرف مواد یا اختلال طبی عمومی قابل توجیه نیست.

گریز تجزیه ای

با مسافرت غیر منتظره یا ناگهانی از خانه، یا محل کار مشخص می شوند که با ناتوانی برای به خاطر آوردن در مورد گذشته و سردر گمی در مورد هویت فرد یا قبول هویتی تازه همراه است.

اختلال هویت تجزیه ای

عموماً شدیدترین و مزمن ترین شکل اختلالات تجزیه ای محسوب می گردد و با وجود دو یا چند شخصیت مجزا در یک فرد مشخص می گردد.

 

آژیر ذهن

هویت ما ساخته ی آن چیز هایی است که نمی توانیم تغییر بدهیم.

اختلال مسخ شخصیت

یکی از عجیب ترین اختلال های روانشناختی است. شخص احساس می کند ارتباط با بدن و افکارش را از دست داده است و از آن ها جدا شده است. مانند اینکه خود را همانند ربات از بیرون مشاهده می کند و یا در رویا به سر می برد. که زمانش از چند دقیقه تا چندسال به طول می انجامد. در این اختلال فرد ارتباطش را با واقعیت از دست نمی دهد بلکه احساس می کند چیزهایی که می بیند واقعی نیستند.

همه گیر شناسی

اقلام هویت تجزیه ای با اختلالات دیگر روانی از جمله اختلالات اضطرابی، خلقی، اختلالات شبه جسمی، کژکاری جنسی، اختلالات وابسته به مواد مخدر، اختلالات خواب و اختلال استرس پس از سانحه همزمان دیده می شود.

علائم چند گانگی

1- گزارش های دگرگونی، فراموشی لحظه ای و عدم تداوم

2- بازگویی دوره های رفتاری بیمار از جانب دیگران که خود بیمار آنها را به خاطر نمی آورد.

3- اشخاصی بیمار مورد شناسایی قرار می دهند و یا به نامی دیگر بخوانند که بیمار آنها را نمی شناسد.

4- تغییر قابل توجه در رفتار بیمار که از سوی شاهدی مطمئن گزارش شده است. بیمار ممکن است خود را به نامی دیگر بخوانند و یا به عنوان سوم شخص خطاب کند.

5- شخصیت های دیگر، هیپنوتیزم قابل کشف است.

6- استفاده از ضمیر ما در جریان مصاحبه

7- کشف نوشته ها، نقاشی ها یا دیگر محصولات کار بدی و اشتباه (مثل کارت هویت، لباس و …) بین اموال بیمار که قابل شناسایی و قابل توجیه نیست.

8- سردردها

9- شنیدن صداهایی از (درون) که جدا از شخص تلقی نمی شود.

10- سابقه آسیب های جسمی یا عاطفی شدید در دوران کودکی (معمولاً پیش از 5 سالگی)

 

هویت

تشخیص بالینی

باید اعتراف کرد که تشخیص اختلال هویت تجزیه ای برای متخصصان بالینی چالش انگیز است. مسأله تشخیص به این علت پیچیده است که نشانه ها با گذشت زمان ثبات ندارند و فرد ممکن است سعی کند نشانه ها را مخفی کند، و نشانه های تجزیه ای می توانند با آشفتگی خلقی یا اختلال شخصیت قاطی شده باشد.

برخی افراد ممکن است در زمینه های گوناگون زندگی عملکرد عالی داشته باشند و هرگز کسی به وجود نشانه های اختلال هویت تجزیه ای در آن ها مشکوک نشده باشند.

سیر و پیش آگهی

اختلال هویت تجزیه ای در کودکان 2 ساله هم ممکن است دیده شود. در کودکان ممکن است نشانه ها به صورت شبه خلسه ظاهر شوند و همراه علائم اختلال افسردگی، دوره های فراموشی، صداهای توهمی، افکار رفتارها، تغییر توانایی ها و رفتارهای خودکشی یا خودآزاری باشند.

هرچند زنان بیشتر دچار این اختلال می شوند. ولی در کودکان تعداد پسرهای مبتلا بیشتر از دخترها است. در دوره های نوجوانی شیوع در جنس مؤنث بیشتر می شود؛ معمولاً کوتاه مدت، چندساعت یا چند روز و حتی تا چندین ماه اتفاق می افتد و همچنین خود به خود و سریع بهبود می یابند.

علت شناسی

معمولاً آسیب های سخت دوران کودکی زمینه ساز این اختلال عنوان شده است. این هویت ها در زمان های پر استرس تناوب چرخشی بیشتری پیدا می کنند. از یک هویت کارمند به تاجر بین المللی، و از یک مرد متأهل به فردی مجرد و …

نشانه های تجزیه ای در مجموعه ملاک های تشخیص

اختلال فشار روانی حاد

اختلال فشار روانی پس از آسیب

اختلال جسمانی کردن

سرگردانی هدفمند

فراموشی در مورد زندگی گذشته

اغلب از فقدان حافظه آگاهی ندارند.

اغلب هویتی جدید اتخاذ می کند.

درمان

مؤثرترین رویکرد درمانی برای اختلال هویت تجزیه ای رواندرمانی بینش گرا، غالباً همراه با استفاده از هیپنوتیزم و مصاحبه به کمک دارو است. درمان هیپنوتیزمی یا مصاحبه به کمک دارو ممکن است در اخذ اطلاعات اضافی درمورد سابقه، شناسایی شخصیت های مبتلا ناشناخته و تسهیل تخلیه هیجانی باشد.

طرح درمان باید با تأیید تشخیص و شناسایی و مشخص کردن شخصیت های مختلف شروع شود.

نکته: البته معمولاً بدون درمان و به شکل خود به خودی اتفاق می افتد.

ولی در موارد حاد به درمان ذیل اشاره شده است:

1- هیپنوتیزم (به بیمار به حد کافی آرامش داده شود تا اطلاعات فراموش شده را به یاد بیاورد)

2-  مصاحبه به کمک دارو در صورت تجویز پزشک (ممکن است برای کمک به بیمار در جهت یادآوری خاطرات فراموش شده از باربیتورات های متوسط الاثر مانند تیوپنتال و سدیم آموباربیتال یا بنزودیازپین ها، به شکل تزریق وریدی استفاده می شود)

3- روان درمانی (به شما کمک می شود تا خاطرات را در سطح هوشیاری خود بگنجانند)

شایع ترین اختلال تجزیه ای، پس از بلایا یا زمان جنگ شایع تر است.

تشخیص افتراقی قابل ملاحظه در فراموشی تجزیه ای

دلیریوم (اختلال فراموشی به دلیل یک وضعیت طبی عمومی)

فراموشی آنوکسیک (عفونت های مغزی)

صرع

فراموشی پس از عمل جراحی

فراموشی ناشی از مواد

فراموشی کلی گذرا

فراموشی مرتبط با خواب

اختلال استرس حاد و پس از تروما

چالش درمانگران

بالینگران باید بکوشند شخصیت هایی را شناسایی کنند که رویدادهای آسیب رسان دوران کودکی را به خاطر می آورند. رویدادهایی که تقریباً بدون استثناء با این اختلال ارتباط دارند.

مصرف داروهای ضد جنون در این بیماران تقریباً هیچ گاه توصیه نمی شود. برخی داده ها حاکی از آن است که داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب ممکن است در کنار روان در مانی به عنوان درمان کمکی مفید باشند.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”

خشم چیست؟

خشم واکنش ذاتی است و مانند شادی، غم، ترس، لذت و … یک احساس است. احساسی طبیعی که همه انسان ها آن را تجربه می کنند و به صورت بدنی و هیجانی ابراز می شود. اما از بچگی به ما یاد داده اند که عصبانی شدن کار خوبی نیست، لازم است بدانید که حق مسلم هر انسان است که شاد باشد، عصبانی شود، بترسد و یا دچار غم شود. در برخی از شرایط خشمگین شدن ضروری است.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

برای مثال:

سربازانی که در جبهه های جنگ با دشمنان می جنگند در بسیاری موارد با کمک احساس خشم به دشمن حمله می کنند و یا  از خودشان دفاع کنند. البته خشمگین شدن برای سلامتی بدن و روان مضر است. از طرفی برخی افراد خشمگین ممکن است خشم خود را فرو دهند که این کار به سلامتی آنان صدمه می زند و یا خشم خود را روی دیگران خالی می کنند که این کار پرخاشگری نامیده می شود و به رابطه فرد با دیگران آسیب می زند.

خشم با پرخاشگری چه تفاوتی دارد؟

پرخاشگری با خشم فرق دارد. خشم یک احساس است اما پرخاشگری یک رفتار است. احساس خشم یک فرد ممکن است برای دیگران قابل مشاهده نباشد اما رفتار پرخاشگرانه برای دیگران قابل مشاهده است.

برای مثال:

برخی از افراد وقتی خشمگین می شوند، توهین می کنند، جیغ و داد می کشند، سر و صدا به راه می اندازند. عده ای دیگر وقتی عصبانی می شوند، چیزی پرتاب می کنند، یا آن را می شکنند، بچه های خود را کتک می زنند و حتی ممکن است خودشان را هم کتک بزنند. برخی آقایان درب اتاق را محکم می کوبند، خانم ها هنگام عصبانیت غر و لند می کنند، غذا درست نمی کنند، لجبازی و قهر میکنند پس افراد به روش های مختلفی خشم خود را نشان می دهند. این روش ها ممکن است سالم باشند یا نباشند.

چه عواملی باعث خشونت می شوند؟

با توجه به اینکه انسان ها باهم متفاوت هستند عواملی که باعث خشم و ناراحتی آنها می شود نیز متفاوت است. عوامل خشم را می توان در دوسته قرار داد:

(عوامل بیرونی و عوامل درونی)

1. عوامل بیرونی:

عواملی هستند که در محیط زندگی ما اتفاق می افتند.

مانند: دیر کردن همسر، معطل شدن در اتاق انتظار، تحت فشار قرار گرفتن در اتوبوسی شلوغ و …

2. عوامل درونی: 

عواملی درونی یعنی تجربه های که در زندگیتان داشته اید.

مانند: شاهد پرخاشگری یکی از نزدیکان خود به خاطر یک مسئله خاص بوده اید و یاد گرفته اید که خودتان هم در برابر آن مسئله خاص همان رفتار ها و واکنش ها را نشان دهید. همسر، همسایه، پدر، فروشنده، رئیس، آموزگار یا هنر پیشه فیلم ها و … شما با مشاهده رفتار های آنها این رفتار را یاد گرفته اید. یعنی پرخاشگری از طریق یادگیری مشاهده.

کنترل خشم

افکاری که در هنگام خشم از ذهن ما می گذرد

افکاری که در لحظه خشم و عصبانیت به ذهن ما می آیند، عموماً منفی هستند.

1. اگر جوابش را ندهم فکر می کند که من از او ترسیده ام.

2. اگر سکوت کنم از نظر او به معنای  این است که کم آورده ام.

3. با این کار مرا تحقیر کرد، خراب کرد، داغونم کرد.

4. همین حالا اگر جوابش را ندهم پررو می شود.

5. اگر من الان فریاد بزنم می ترسد و جا میزند.

عوامل ذاتی خشم چیست؟

برخی از افراد به طور ذاتی آستانه ی تحریک پذیری شان پایین تر است. به عبارت دیگر، زودتر از دیگران از کوره در می روند و عصبی می شوند.

عواملی ک در خشم تأثیر دارد:

(محیطی، فرهنگی، هیجانی، جسمانی، نگرش و تفکر فرد)

1. عوامل محیطی:

محیطی که وقایع ناخوشایند یا محرک های بیرونی خشم برانگیز در آن تجربه می شوند، نقش مهمی در نتیجه نهایی به عهده دارند. به احتمال زیاد لگد شدن پای شما در هر یک از موقعیت های زیر می تواند عکس العمل های مختلفی را از طرف شما شکل دهد: در مراسم عروسی خواهر یا برادرتان (ممکن است با گفتن یک جمله خنده دار عکس العمل نشان دهید)، برای وارد شدن به استادیوم برای دیدن مسابقه نهایی جام جهانی فوتبال بین تیم ایران و برزیل (احتمالا به خودتان خواهید گفت: حتی اگر کفش هایم هم گم شوند ارزشش را دارد)

2. عوامل فرهنگی:

عوامل فرهنگی متعددی در بروز خشم نقش دارند هر یک از این افراد بنابه پیشینه فرهنگی متفاوت در مواجهه با موقعیت های خشم عکس العمل های متفاوتی نشان می دهند: فردی که داد زدن در خرده فرهنگ او رفتاری بهنجار محسوب می شود، فردی که خشونت در خرده فرهنگ او به هیچ عنوان پذیرفته نیست و فردی ک در خانواده ای بزرگ شده است که ناملایمات و سختی ها بعنوان عواملی محسوب می شوند که منجر به رشد و توانمندی می شوند.

3. عوامل هیجانی:

وقتی ک ما دارای احساسات مثبت و منفی هستیم، واکنش ما به موقعیت های خشم برانگیز تفاوت خواهد داشت. بعنوان مثال: اگر خبر قبولی خود را در امتحانات کارشناسی ارشد را بشنوید، قطع برق و گرمای هوا برایتان لذت بخش خواهد بود و برعکس اگر قبول نشوید، احساس منفی بوجود آمده بر ناخوشایندی قطع برق خواهد افزود.

4. عوامل جسمانی:

تحقیقات حاکی بر آن است افرادی که به دردهای مزمن دچار هستند نسبت به دیگران احساس ناراحتی و خشم بیشتری دارند.

5. عوامل نگرش و تفکر فرد:

در ارتباط با نگرش و تفکر با خشم و عصبانیت کافی است که بیاد آوریم حتی افرادی که با یک پس زمینه فرهنگی و محیطی مشترک، حالتهای هیجانی یکسان و وضعیت سلامت جسمانی شبیه به هم، در مواجهه با یک موقعیت خشم بر انگیز قرار می گیرند، چقدر متفاوت عکس العمل نشان می دهند.

خشم مراحلی دارد که در زیر به آن می پردازیم:

(1. مرحله پیش از خشم، 2. مرحله خشم، 3.  مرحله پس از خشم)

1. مرحله پیش از خشم:

 مرحله ای است که در آن اتفاقاتی که می افتد مربوط به یک عامل بیرونی است.

مانند: بدقولی یک دوست، دیر آمدن همسر، توهین کردن به شما، کسی که رفتار بدی در حق شما انجام می دهد، به دنبال این اتفاق ها فکرهای منفی به ذهنتان می آید.

مرحله پیش از خشم مرحله ای است که به دلیل اتفاقات روی داده، شما دچار احساس ناراحتی و تنش می شوید، و اگر این ناراحتی و تنش برطرف نشود باعث می شود شما وارد مرحله خشم شوید نشانه های که در این مرحله تجربه می کنید نشانه های برانگیختگی بدنی نامیده می شود.

مانند: قلبتان تند میزند، نفس های سریع و کوتاه می کشید، مردمک چشمتان گشاد میشود، بدنتان شل می شود، صورتتان سرخ می شود، دستتان می لرزد و احساس می کنید که بدنتان گرم شده است و یا احساس داغ شدن می کنید.

2. مرحله خشم:

 مرحله ای است که شما کنترل خود را از دست می دهید و رفتار پرخاشگرانه از خود نشان می دهید مانند: فریاد زدن، حمله ور شدن، خسارت وارد کردن به اموال و …

رفتارهای پرخاشگرانه انواع زیادی دارد ولی می توان آن را به دو دسته تقسیم کرد:

1. پرخاشگری کلامی: به رفتار های اطلاق می شود مانند هوار کشیدن، جیغ زدن، فحش دادن، توهی کردن

2. پرخاشگری غیر کلامی: رفتارهایی مانند پرت کردن اشیاء، حمله ور شدن به کسی یا چیزی، کتک زدن، صدمه زدن یا شکستن چیزی

3. مرحله پس از خشم:

شما خشم خود را به روشی خالی کرده اید و اکنون عصبانی و خشمگین نیستید و سبک شده اید اما احساس خجالت، شرم، ترس، پشیمانی و این که حرفی زده اید و یا رفتار پرخاشگرانه انجام داده اید که چندان خوشایند نبوده است. خجالت می کشید و با خود می گویید: این چه کاری بود که کردم یا این چه حرفی بود که زدم کاش این کلمه را نمی گفتم. کاش این رفتارها را انجام نمی دادم.

 

آژیر ذهن

کنترل خشم خیلی تکنیکها دارد. اما برای من تکرار این جمله از همه کارسازتر بوده است: «عصبانیت یعنی تنبیه خودم بخاطر اشتباه دیگران»

خشم

نشانه های جسمانی خشم:

1. درد (ناراحتی) معده

2. تپش قلب

3. بر افروختگی (قرمز شدن) صورت، یا رنگ پریدگی

4. فشار در قفسه سینه

5. تعریق کف دستان

6. لرزش دست

7. تنفس سریع سطحی

8. فشردن دندان

9. منقبض شدن عضلات

پیامدهای خشونت:

1. خشم به شما صدمه میزند.

2. خشم، خشم می آورد.

3. خشم، عینک های تیره و تاری به چشم شما می زند.

4. خشم موجب زورگویی می شود نه حل مشکل.

5. خشم موجب خشونت می شود.

6. خشم به روابط خانوادگی صدمه می زند.

احساسات محرک خشم

1. هیجان

2. یأس و ناامیدی

3. حسادت

4. ترس

5. درماندگی

6. غمگینی

7. تنهایی

8. منفی بافی

9. سرزنش کردن دیگران

10. شخصی کردن موضوع

کنترل خشم

روش های عملی برای کنترل خشم

1. آرام سازی

تنفس عمیق یکی از انواع تکنیکهای آرام سازی است شما می توانید از هر یک از تکنیکهای آرام سازی که بخواهید استفاده کنید مثلا تمرکز ذهن و صلوات و …

2. تغییر خودگوییهای منفی :

تفسیر ما از موقعیت و آنچه که به خود می گوییم میتواند باعث خشم یا آرامش شود بنابراین هنگام خشم به آنچه می گویید توجه و دقت نمایید که آیا میتوان به نوع دیگری به موضوع نگاه کرد؟

به مثال های زیر توجه کنید:

نگاه منفی
افتضاح است، وحشتناک است، همه چیز خراب شده است.
همیشه همینطور است هیچ وقت ملاحظه مرا نمی کند اصلا به فکر من نیست.
مخصوصا این کار را کرد می خواهد مرا خراب کند از من متنفر است.
باید داد بزنم تا حساب ببرد اگر چیزی نگویم فکر میکند نفهمیدم.
نگاه مثبت
حق دارم ناراحت باشم ولی دنیا به آخر نرسیده.
خیلی بد شد.
رفتار بدی داشت می توانست بیشتر حال مرا رعایت کند.
معلوم نیست چرا این کار را کرد شاید هم تصادفی باشد هر چند رفتار بدی کرده ولی رفتار او با همه همینطور است.
باید به او نشان بدهم ناراحت شده ام و نه با داد زدن.
می توانم با او منطقی صحبت کنم و حرفهایم را بزنم.

3. حل مشکل

گاهی علت خشم ما یک موضوع واقعی است و خشم ما واکنشی طبیعی نسبت به آن میباشد ولی اگر تسلیم خشم خود شویم ممکن است رفتارهایی انجام دهیم که مشکل را پیچیده تر کند هر کس بخواهد بر اساس خشم خود عمل کند مسلما مشکل حادتر خواهد شد.

4. ایجاد تغییر محیط

گاهی عوامل موجود در محیط بر میزان خشم ما تاثیر میگذارد پس اگر عصبانی هستید سعی کنید برخی از عوامل محیط را تغییر دهید. مثلا برای کاهش سروصدا تلویزیون و رادیو را خاموش کنید. نور را تنظیم و اطراف را مرتب کنید. گاهی نیز ترک موقعیت مؤثر میباشد به خصوص اگر احتمال می دهید ادامه حضور شما در آن محیط ممکن است باعث درگیری شود بهتر است محیط را ترک کنید.

5. خشم خود را به شیوه سازگارانه ابراز کنید 

یکی از شیوه های مؤثر در کاهش خشم ابراز قاطعانه خشم است. کنترل خشم به این معنی نیست که اصلا خشم خود را نشان ندهید بلکه شامل ابراز خشم به شیوه سازگارانه است. رفتار قاطعانه رفتاری است که شما بوسیله آن می توانید بدون انجام رفتار پرخاشگرانه به دیگران نشان دهید که از آنان رنجیده یا عصبانی شده اید.

6. ذهنمان را از موضوع اصلی دور کنیم

این شیوه عبارتند از:

شمردن اعداد یا شمارش معکوس اعداد
به یاد آوردن شعر
یادآوری یک خاطره خوشایند
یادآوری یک لطیفه

کنترل خشم

راه هایی برای حفظ آرامش

1. هر روز ورزش کنید.

2. از الگوی غذایی مناسب استفاده کنید.

3. خواب کافی داشته باشید.

4. احساسات خود را بنویسید.

5. به مکان های ساکت و آرام بروید.

6. اجازه بدهید زمان بگذرد.

7. به کارهای مورد علاقه تان بپردازید.

8. سعی کنید عاقلانه تصمیم بگیرید.

9. یاد بگیرید ببخشید و فراموش کنید.

10. در انتخاب دوستان خود دقت کنید.

 

اطلاعیه

برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید از دو طریق زیر با ما در ارتباط بوده و سوالات خود را مطرح کنید:
۱) از قسمت دیدگاه های پست
۲) با پر کردن فرم مشاوره خانواده در صفحه بسته های مشاوره ای

 

“کاری از انجمن روانشناسی گروه علمی فرهنگی آدنیا”